یكی دیگر از نمونههای صبر و استقامت، صبر و استقامت در جنگ است. جامعه اسلامی برای داشتن زندگی شرافتمندانه و حفظ اصالت و استقلال و ایجاد امنیت برای مال و ناموس و عرض خود بایستی در مقابل دشمن سرسختانه ایستادگی كند و از كیان خویش پاسداری نماید. عزت و شرف در گرو جنگ است، شرافت و عزت جنگ در پیروزی و غلبه بر دشمن تنها در سایه صبر و استقامت امكان پذیر است. هم چنان كه خداوند میفرماید:
﴿یا ایها الَّذین امَنوا اذا لَقیتُمُ الَّذین كَفَروا زَجفاً فَلاتُولّوُهُمُ الاَدبارَ. وَمَن یولّهم یومَئذدُبُرَهُ الا مُتَحَرفّا لقتال اَو مُتَحَیزا الی فئَة فَقَد باءَ بغَضَب منَالله وَمَاوه جَهَنَّمُ وَ بئسَ المَصیـر﴾؛[1]
«ای اهل ایمان هر گاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شوید مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید. هر كه در روز جنگ به آنها پشت نمود و فرار كرد به طرف غضب خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ كه بدترین منزل است خواهد بود.» مگر آن كه از میمنه به میسره و یا از قلب به جناح برای مصالح جنگی رود یا از فرقه ای به یاری فرقهای دیگر شتابد».
خداوند در قرآن كریم صبر و استقامت در جنگ را از نیكیها و افراد ثابت قدم و با استقامت در میدان كارزار را از نیكو كاران دانسته است.[2]
امام علی7 خطاب به فرزندش محمد بن حنفیه در جنگ جمل، در باب صبر و پایداری در جنگ و فرار نكردن از میدان جنگ، چنین میفرماید: پای خود را چون میخ در زمین بكوب (یعنی در میدان جنگ ثابت قدم و استوار باش و از بسیاری دشمن نترس).[3]
در جنگ احد نیز كه دشمن یكباره دست به حمله زد و از شكاف گردنه بر مسلمانان هجوم آورد، مسلمانان به كوههای اطراف گریختند و تنها امام علی7 و تنی چند از یاران پیامبر بودند كه به مقابله با دشمن ادامه دادند. قرآن از این جوانمردان با ایمان و این مجاهدان شكست ناپذیر تجلیل میكند، و كسانی را که به میدان نبرد پشت كرده، پیامبر6 را تنها گذاشتند و رفتند، مورد سر زنش و نكوهش قرار میدهد:
﴿أَم حَسبتُم أَن تَدخُلُوا الجنَّة وَ لَمـَّا یعلَم الله الّذینَ جاهَدُوا منكُم وَ یعلَمَ الصّابرینَ. وَ لَقَد كُنتُم تَمَنَّونَ المَوتَ من قَبل أَن تَلقَوهُ فَقَد رَأیتُمُوهُ وَ أنتُم تَنظُرُون﴾[4]
«گمان كردهاید كه این گونه میتوانید به بهشت درآیید؟! خداوند هنوز مجاهدان راستین و صابران پولادین شما را باز نشناخته است. مگر شما نبودید كه پیش از آن كه مرگ به دیدارتان بیاید، آرزوی مرگ میكردید؟ حال كه مرگ به دیدارتان آمده است، چرا این چنین چشمانتان آن را مینگرد؟»
در این جنگ امام علی7 ثابت قدم ماند و از پیامبر6 و رسالت الهی او دفاع كرد و از هر طرف كه دشمنان به وی حمله میكردند در مقابل حملات آنها جان خود را سپر رسول خدا6 قرار میداد. ثبات قدم امام در این جنگ به حدی بود كه در روایت است كه در آن روز بیش از 60 زخم و جراحت از شمشیر و نیزه و تیر بر بدن علی7 وارد شده بود اما حضرت هم چنان مقاومت میكرد و از هر سو كه دشمن حمله مینمود آن را دفع میكرد.[5] در همین جنگ بود كه جبرئیل سند افتخار ﴿لا سَیف الا ذوالفَقار، لا فَتی الا علی﴾ را در بین جمع ارائه نمود و با آواز بلند كه برای همگان قابل شنیدن بود، قرائت نمود.[6]
[1]. سوره انفال، آیه 16 ـ 15.
[2]. سوره بقره، آیه 177.
[3]. نهج البلاغه، خطبه 11.
[4]. سوره آل عمران، آیه 142 و 143.
[5]. زندگانی امیرالمؤمنین، سید هاشم رسولی محلاتی، ص 102.
[6]. الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 73.