امام صادق7 فرمود: ضربت زدن بر ران و زانو در هنگام مصیبت، اجر و پاداش را از بین میبرد و صبر كردن هنگام مصیبت نخستین، بسیار عظیم است. و عظمت اجر و پاداش به مقدار مصیبت است. یعنی هر چه مصیبت بزرگتر باشد اجرش نیز بزرگتر است و هر كس بعد از مصیبت بگوید: اِنّالله وَ اِنّا اِلَیْهِ رٰاجِعُون؛ خداوند اجرش را مانند روزی كه مصیبت به او رسید تجدید مینماید. یعنی؛ هر مرتبه این جمله را بگوید خداوند اجر تازهای به او عنایت میفرماید.
مردی از پیامبر6 سوال كرد چه چیز اجر و پاداش مصیبت را از بین میبرد؟ فرمود: دست راست را بر پشت دست چپ زدن ـ كه به هنگام مصیبت بعضیها این عمل را انجام میدهند ـ اجر را از بین میبرد و نابود میسازد. و صبر حقیقی در صدمه نخستین یا اولین صدمه است پس هر كه راضی شود خدا از او راضی است و هر كه ناراضی شود خدا از او ناراضی است.
امّ سلمه زوجه پیامبر6 میگوید: من از رسول خدا6 شنیدم فرمود: هر كس گرفتار مصیبتی شود بگوید:
﴿اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیْهِ رٰاجِعُون، اللهم اجرنی علی مصیبتی و اخلف لی خیـرا منها؛[1]
همانا ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم، پروردگارا، مرا بر این مصیبت اجر بده و بهتر از آن عطا کن.»
خداوند متعال اجر او را میدهد و آنچه از او گرفته بهترش را به او عطا میفرماید. امّ سلمه میگوید: وقتی شوهر سابقم ابوسلمه وفات كرد من مطابق دستور پیامبر6 جملات مذكور را گفتم و خداوند بهتر از شوهر سابقم به من عطاء فرموده است و آن رسول خدا6 است.
در حدیث دیگر آمده است كه امّ سلمه گفت: وقتی این دستور را از پیامبر6 شنیدم با خود گفتم كجا شوهری بهتر از ابوسلمه برای من پیدا میشود و زمانی كه عده وفات شوهرم به پایان رسید پیامبر6 آمد جلوی منزلم اجازه ورود خواست و من در آن موقع مشغول دباغی پوستی بودم بلافاصله دستم را كه به برگ سلم مالیده شده بود شستم. سپس به حضرت اجازه ورود دادم حضرت وارد شدند و من پوستی كه داخل آن از لیف خرما بود برای ایشان پهن نمودم و حضرت بر آن نشستند. و بعد خطبه مرا خواند و مرا به عقد خود در آورد.
پس از این كه حضرت از خطبه عقد فارغ شدند من به ایشان عرض كردم؛ ای پیامبر خدا من لیاقت زوجیت شما را ندارم مگر اینكه خود شما مرا قبول نمائید. چون من میترسم خطائی از من ببینی و خداوند به خاطر آن مرا عذاب كند. و دیگر این كه من پیر شدهام و سوم اینکه عائلهمندم. حضرت فرمود: در مورد پیری كه گفتی من نیز مثل تو پیر شدم و اما در مورد عائلهات كه گفتی عیالوار هستم عائله تو عائله من است. یعنی؛ من متكفل ایشان میشوم.
امّ سلمه میگوید: پس من خودم را تسلیم پیامبر نمودم و آن حضرت مرا ترویج نمود و گفتم: خداوند بهتر از ابوسلمه (یعنی پیغمبر خدا6) را به من عنایت فرمود.[2]
پیامبر خدا6 فرمود: مرگ دارای فزع میباشد و هرگاه مرگ یكی از برادرانتان فرا رسید بگوئید: یعنی ما مملوك خدائیم و به سوی او بازگشت مینمائیم و به طرف پروردگار خویش مراجعت میكنیم. خدایا این میت را در نزد خودت در زمره محسنین بنویس. و كتاب و نامه عمل او را در علیین قرار ده. و جانشینان صالحی از او به یادگار گذار و نسل او را قطع مفرما. خدایا ما را از اجر او محروم منما و بعد از او ما را مورد فتنه و آزمایش قرار مده.[3]
حسین بن علی8 نقل میکند که، پیامبر6 فرمود: هر كس مصیبتی به او رسیده است هرگاه آن مصیبت به یادش میآید بگوید انالله و انا الیه راجعون خداوند عزوجل اجر و پاداش او را مانند روزی كه مصیبت بر او وارد شد تجدید میفرماید.
هرگاه بر اهل بیت7 بلائی میرسید پیامبر آنها را به نماز امر میفرمود:
یوسف بن عبدالله بن سلام میگوید: هرگاه برای اهلبیت و خاندان پیامبر6 گرفتاری و بلائی نازل میشد آن حضرت آنها را به نماز خواندن امر میفرمود: سپس این آیه را تلاوت میكرد:
«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَةِ وَ اصْطَبِـرْ عَلَيْهَا؛
ای پیامبر، خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نیز بر انجام آن شكیبا و پر استقامت باش».[4]
[1]. محجهٔ البیضاء، ج 2، ص 458؛ کافی، ج 3، ص 224.
[2]. مسکّن الفؤاد، شهید ثانی، ص 49 و 50؛ بحارالانوار، ج 82، ص 139.
[3]. مسکّن الفؤاد، شهید ثانی، ص 49؛ بحارالانوار، ج 82، ص 141.
[4]. سوره طه، آیه 132.