پس از معلوم شدن معنای یاری رساندن به پروردگار وارزش آن، لازم است که کمی دربارهی چگونگی یاری رسانی به حجت خدا بحث و گفت و گو کنیم.
یاری رساندن انواع و اقسام مختلفی دارد و در شرایط مختلف، روشهای گوناگونی را میطلبد:
نخستین و ساده ترین راه نصرت حجت خدا، یاری رساندن با قلب است. یعنی انسان در درون خود، امامش را بشناسد و به فضائل و کمالات او معترف باشد و فرمانش را گردن نهد. این حداقل یاری رسانی و معرفت است که از دست همگان بر میآید.
مرحلهی بعدی در نصرت حجت خدا، یاری رسانی زبانی است. بسیار اتفاق میافتد که انسان میتواند با بیان کلامی هر چند کوتاه، ارادت خود به امام زمان و حجتهای خدا را به نمایش بگذارد و با کلام خود، آن بزرگواران را یاری کند. گاهی بیان یک شعر زیبا برای نشر فضائل اهل بیت، بیان یک حدیث یا آیهی قرآن در اثبات حقانیت آن برگواران، میتواند مصداقی از این یاری زبانی باشد. در جامعهی امروز ما که شبهات و سؤالات در مورد امامت و وصایت اهل بیت و وجود نازنین امام زمان4 از هر سو روانهی قشر کم توجه و کم سواد جامعه است، آموختن روش پاسخ گویی به این سؤالات در مرحلهی اول و برای یاری قلبی، و نشر این جوابها برای یاری رسانی زبانی، از وظایف فرهیختگان و دانشمندان جامعهی ما است.
سومین مرحله از یاری و نصرت خدا، یاری رساندن با دستان است. یعنی شیعهی واقعی کسی است که تمام اعضا و جوارح خود را در راه یاری و نصرت مولایش هزینه کند و با انجام اقدامات قابل لمس، به یاری مولایش بپردازد. حتی گاهی نصب یک پرچم سیاه در عزای خاندان عصمت یا روشن کردن یک چراغ در شادی آنان، میتواند مصداقی از این گونه یاریها باشد. البته یاری رساندن به حجت خدا مراتبی دارد که هر کس در حد توان خویش بدان مأمور است. در این جا بیان داستانی زیبا خالی از لطف نیست.