پیامبران به دعوت خلق مشغول شدند و آنان را به سوی پادشاه حقیقی و رو گردانیدن از زندگی مجازی كه اصل و دوامی ندارد فرا خواندند و در میان ایشان فریاد زدند:
﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِیلَ لَكُمُ انْفِرُوا فی سَبِیلِ الله اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضِیتُمْ بِالْحـَیاةِ الدُّنْیا من الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحـَیاةِ الدُّنْیا فی الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ﴾.[1]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید چرا هنگامی که به شما گفته میشود به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید بر زمین سنگینی میکنید (سستی به خرج میدهید) آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید با این که متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست».
بنابر این تورات، انجیل، زبور، فرقان، صحف موسی و همه كتابهایی كه از سوی خدا نازل شده برای دعوت بشر به زندگی دایمی و جاوید است و مراد این است كه بشر هم در دنیا و هم در آخرت پادشاه باشد.
امّا پادشاهی در دنیا، از این طریق است كه بدان زاهد و بیمیل باشد و به اندكی از آن قناعت كند، و پادشاهی آخرت از راه قرب به خداوند و درك بقایی است كه فنایی در آن نیست، و عزّتی است كه ذلّتی در آن نیست، و مایه روشنی چشمی است كه در این جهان پوشیده است و هیچ كس چگونگی آن را نمیداند.
امّا شیطان مردم را برای سلطنت دنیا فرا میخواند، زیرا میداند كه از این راه آخرت از دست آنها میرود، چه دنیا و آخرت مانند دو زن همشویند، و میداند كه پادشاهی دنیا هم برای او میسّر نخواهد شد و اگر برایش ممكن شود به او نیز حسادت میورزد، لیكن پادشاهی دنیا بدون منازعه و كشمكش و اندوه بسیار به دست نمیآید، البته دیگر اسباب زندگی نیز به همین گونه است.
سپس هنگامی كه همه وسایل فراهم شود عمر به پایان میرسد.
﴿حَتَّی إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّینَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیها أَتاها أَمْرُنا لَیلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِیداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ﴾.[2]
«... تا آنگاه که زمین زیبایی خود را برگرفته و آراسته میشود و اهل آن مطمئن میشوند که میتوانند از آن بهرهمند شوند (ناگهان) فرمان ما شب هنگام یا در روز فرا میرسد و چنان آن را درو میکنیم که گویا هرگز نبوده است».
خداوند برای آن مثلی زده و فرموده است:
﴿وَ اضْـرِبْ لَهـُمْ مَثَلَ الْحـَیاةِ الدُّنْیا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ من السَّماءِ فَاخْتَلَطَ به نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ﴾.[3]
«زندگی دنیا را برای آنها به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو میفرستیم و به وسیله آن گیاهان زمین سرسبز میشوند و در هم فرو میروند امّا پس از مدّتی میخشکند به گونهای که بادها آنها را به هر سو پراکنده میکنند».
و چون زهد در دنیا سلطنتی آماده است شیطان بر آن حسد برد و انسان را از آن بازداشت.
معنای زهد این است كه انسان مالك شهوت و خشم خویش باشد و این دو فرمانبردار انگیزه دین و دستور ایمان باشند، و این سلطنتی است از روی استحقاق چه صاحب زهد بدین سبب آزاد میشود، و در صورت غلبه شهوت بنده شكم و فرج و دیگر اعضای خود میگردد و مانند چهارپایان مسخّر و مملوك آنها میشود و شهوت گلوگاه او را گرفته به هر سو كه بخواهد میكشاند.
چقدر انسان زیانكار است كه میپندارد با مملوك بودن به سلطنت میرسد و با بنده بودن به ربوبیت نایل میشود.
چنین كسی در دنیا وارونه و معكوس و در آخرت سرنگون و منكوس خواهد بود.
از این رو یكی از پادشاهان به زاهدی گفت: از من حاجتی بخواه.
پاسخ داد: چگونه از تو حاجتی بخواهم و حال آن كه پادشاهی من از پادشاهی تو بزرگتر است. پادشاه گفت: این چگونه است؟ پاسخ داد: كسی كه تو بنده او هستی بنده من است، گفت: چطور؟ زاهد گفت: تو بنده شهوت و خشم و فرج و شكم خویش هستی، و من همه آنها را زیر سلطه خود دارم و همگی بندگان منند و این سلطنت در دنیاست كه به سلطنت در آخرت كشانیده میشود.
پس كسانی كه به فریب شیطان فریفته شدهاند هم در دنیا و هم در آخرت ضرر كردهاند و آنانی كه توفیق یافتند تا بر صراط مستقیم استقامت ورزند هم دنیا و هم آخرت را به دست آوردهاند.
اكنون كه معنای پادشاهی و ربوبیت، و معنای مسخّر بودن و بزرگی را دانستهای، و راه غلط و چگونگی فریب و تزویر شیطان را شناختهای، برای تو آسان خواهد بود كه از ملك و مقام روی بگردانی، و بر نبودن آنها صبر كنی، چه اینکه با ترك آنها پادشاهی یافتهای و در آخرت نیز امید پادشاهی داری.
[1]. سوره توبه، آیه 48.
[2]. سوره یونس، آیه 24.
[3]. سوره کهف، آیه 45.