كسی كه با جاه و مقام انس گرفته و عادت بر به كار بردن اسباب آن در او رسوخ یافته و سپس این امور بر او مكشوف شده برای درمان وضع خود مجرّد علم و كشف كافی نیست بلكه ناگزیر است عمل را بر آنها اضافه كند، و عمل بر سه گونه است:
1. از موضع جاه و مقام خود بگریزد تا اسباب و لوازم آن را نبیند، زیرا با وجود و مشاهده اسباب صبر بر آن دشوار خواهد بود، چنان كه اگر شهوت بر كسی غلبه كند باید از مشاهده چهرههای زیبا كه محرّك شهوت است بگریزد. و كسی كه این كار را نكند نعمت خدا را در فراخی و وسعت زمین ناسپاسی كرده، زیرا خداوند فرموده است:
﴿أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِیها﴾.[1]
«... آیا سرزمین خدا پهناور نبود تا مهاجرت کنید؟».
2. در كارهایی كه انجام میدهد، نفس خویش را به اعمالی كه بر خلاف عادت اوست وادار کند، فی المثل تجمّل و خودآرایی را به سادگی و بیپیرایگی، و لباس حشمت و بزرگی را به لباس تواضع و فروتنی مبدّل كند. به همین گونه هر شكل و حال و كاری را كه در مسكن و لباس و خوراك و نشستن و برخاستن به مقتضای مقام خود به آنها عادت داشته تغییر دهد، و باید هر یك از اینها را به نقیض آن مبدّل سازد، چون معنای درمان یک چیز جز به كار بردن ضدّ آن نیست.
3. در اصلاح حال مدارا و تدریج را رعایت كند و یكباره از یک نقطه به دورترین نقطه مقابل آن نقل مكان ندهد، زیرا طبع از دگرگونی نفرت دارد و جز به تدریج نمیتوان خلق و خوی را تغییر داد. لذا باید بعضی از خویها را ترك كرد و بعضی را باقی گذاشت تا مایه تسلّی خاطر باشد. سپس هر گاه نفس به آنچه باقی مانده تسلّی یابد، ترك برخی دیگر را باید شروع كرد و تا آن جا كه نفس قناعت میكند ادامه داد. و به همین نحو باید اندك اندك پیش رفت تا صفاتی كه در او رسوخ یافته ریشه كن شود.
پیامبر خدا6 به همین تدریج اشاره كرده و فرموده است:
«این دین متین و استوار است پس با مدارا به آن وارد شو و عبادت خدا را بر نفس خویش دشمن مگردان، زیرا كسی كه در راه بماند نه زمینی را پیموده و نه مركوبی باقی گذاشته است.[2]
و نیز گفتار آن حضرت كه فرموده است:
«در این دین سختگیری نكنید چه هر كس سختگیری كند مغلوب او میشود»،[3] اشاره به همین مطلب است.
اكنون آنچه را درباره صبر در برابر وسوسهها و شهوات و جاه و مقام ذكر كردیم، بر آنچه از قوانین و راههای مجاهده و ریاضت نفس بیان كردهایم بیفزای و آنها را دستور خود قرار ده، تا داروی صبر را در همه اقسامی كه به تفصیل شرح دادهایم بشناسی، زیرا شرح یكایك موارد به طول میانجامد و كسی كه تدریج را رعایت كند صبر او را به حالتی میرساند كه بدون آن صبر دشوار خواهد بود. چنان كه صبر با آن دشوار بوده است، و در نتیجه وضع او معكوس میشود، آنچه محبوب او بوده مبغوض او میگردد، و آنچه مكروه او بوده آشامیدنی گوارایی میشود كه بر دوری از آن نمیتواند صبر كند، و این جز با تجربه و چشیدن شناخته نمیشود.
و نظیر آن در عادات وجود دارد و آن این است كه كودك در آغاز به زور به تعلّم و یادگیری وادار میشود، زیرا برای او دشوار است كه از بازی صرفنظر و بر رنج تحصیل علم صبر كند. تا آنگاه كه دیده بصیرتش باز شود و با علم انس گیرد. در این هنگام وضع او دگرگون میشود و صبر بر حرمان از علم و صبر بر اشتغال به بازی، بر او سخت و دشوار میگردد.
آنچه از یكی از عارفان نقل شده اشاره به همین مطلب است. وی از شبلی درباره صبر پرسید كه:
كدام صبر سختتر است،
پاسخ داد: صبر در راه خدا.
گفت: نه،
گفت: صبر برای خدا.
گفت: نه،
گفت: صبر با خدا،
گفت: نه،
شبلی گفت: پس كدام صبر سختتر است؟
گفت: صبر از خدا، شبلی نعرهای بزد كه نزدیك بود هلاك شود.
در معنای قول حقّ تعالی كه فرموده است:
﴿اصْبِـرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا﴾[4]
«... (در برابر مشکلات و هوسها) استقامت کنید، و در برابر دشمنان (نیز) پایداری ورزید و از مرزهای خود مراقبت به عمل آورید».
گفتهاند: صبر كنید در كار خدا و صبر ورزید به خدا، و مرزداری كنید با خدا.
و نیز گفتهاند صبر برای خدا غنا، و صبر به خدا بقا، و صبر با خدا وفا، و صبر از خدا جفاست. و در این باره گفتهاند:
و الصّبـر عنـك فمذموم عــواقبه و الصّبـر فی سائر الأشیاء محمود
صبر از تو عواقبی نکوهیده دارد ـ و صبر در دیگر چیزها ستوده است.
و نیز گفتهاند:
الصّبر یجمل فی المواطن كلّها إلّا علیــك فـــإنّه لا یجمــل
صبر در همه جا خوب است ـ جز بر تو که خوب نیست.
[1]. سوره نساء، آیه 97.
[2]. بزّار از حدیث جابر، الجامع الصغیر، و پیش از این ذکر شده است؛ کافی، ج 2، ص 87، نظیر آن.
[3]. السنن الکبری بیهقی، ج 3، ص 19، با اختلاف کمی در الفاظ، صحیح بخاری.
[4]. سوره آل عمران، آیه 200.