گفته شد که در بیانات انبوهی از مفسرین متقدم ـ بر خلاف فخر رازی ـ اثری از معنا کردن «رکوع» به «خضوع» دیده نمیشود؛ اما در دوران اخیر رویکرد برخی ـ به ویژه مفسرینی که روحیه سلفی دارند ـ تغییر کرده است؛ آنان علاوه بر این ادعا، بهای زیادی نیز به آن داده و به عنوان نظر قطعی یا اصلی ذکر کردهاند. شوکانی (متوفای 1250ق) مینویسد:
(و هُمْ راکِعُون) جملة حالیة من فاعل الفعلین اللذین قبله و المراد بالرکوع: الخشوع و الخضوع، أی یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم خاشعون خاضعون لا یتکبـرون، و قیل: هو حال من فاعل الزکاة و المراد بالرکوع هو المعنی المذکور: أی یضعون الزکاة فی مواضعها غیـر متکبـرین علی الفقراء و لا متـرفعین علیهم و قیل: المراد بالرکوع علی المعنی الثانی: رکوع الصلاة و یدفعه عدم جواز إخراج الزکاة فی تلک الحال.[1]
بنابراین، وی جملۀ (و هُمْ راکِعُون) را به معنای خاشع و خاضع بودنِ نمازگزاران و زکات دهندگانی که در حال انجام این افعال، یا ـ تنها ـ زکات دهندگان در حال ادای زکات دانسته است. او با اشاره به معنای «رکوع نماز» ـ البته بدون هیچ ذکری از امیرالمؤمنین7 و روایات مربوط ـ آن را با ادعای منع پرداخت زکات در نماز ـ که طبعاً بازگشتش به همان شبهه فعل کثیر است و پاسخ آن را دادیم ـ رد کرده است.
صاحب تفسیر المنیر ـ که معاصر است ـ عبارت (و هُمْ راکِعُون) را جملهای معطوف به دو جملۀ قبل دانسته و به اختصار مینویسد:
«و هم خاضعون لأوامر الله، بلا تململ و لا تضجر و لا ریاء؛[2] و آنان [مؤمنانِ نمازگزار و زکات پرداز] بدون احساس سختی یا نگرانی و بی ریا در برابر اوامر الهی خاضعند.»
[1]. فتح الغدیر، شوکانی، ج 2، ص 59.
[2]. تفسیر المنیر، زجیلی، ج 6، ص 234.