borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
اندوه و ماتم از زبان فاطمه

در یک روایت ابان از حضرت صادق7 نقل می‌کند که فرمود:

حضرت فاطمه بر سر قبر شهدا نماز خواند و دعا کرد تا از دنیا رحلت نمود.

در کافی از محمد بن مفضل از امام جعفر صادق7 روایت شده که فرمود:[1]

فاطمه‌ی زهرا نزد یکی از ستون‌های مسجد حضرت رسول آمد و به پیغمبر خدا این چنین خطاب کرد و این دو شعر را خواند:

1. پدر جان! بعد از تو قیل و قال‌ها و سر و صداهایی به پا شد که اگر تو می‌بودی و مشاهده می‌کردی این اختلافات زیاد نمی‌شد.

2. ما تو را آن طور از دست دادیم که زمین باران رحمت خود را از دست بدهد، امور امت تو مختل و نامنظم شد، بیا و مشاهده کن و غایب مباش!

در مناقب ابن شهر آشوب آمده است که حضرت فاطمه3 بعد از وفات رسول خدا6 در مرثیه‌ی او سرود:

 

و قد رزئنا به محضا خلیقته

 

صافی الضـرائب الاعراق و النسب

حقا که ما دچار مصیبت شخصی شدیم که مخلوقی منحصر به فرد

و دارای طبیعت و رگ و ریشه و حسب و نسب صاف و پاکی بود.

 

و کنت بدرا و نورا یستضاء به

 

علیک تنزل من ذی‌العزه الکتب

پدر جان! تو همان ماه شب چهارده و نوری بودی که موجودات

از نور آن بهره‌مند می‌شدند، از طرف خداوند با عزت کتبی به تو نازل می‌گردید.

 

و کان جبریل روح القدس زائرنا

 

فغاب عنا و کل الخیـر محتجب

جبرئیل که روح‌ القدس است به زیارت ما می‌آمد، ولی اکنون

از نظر ما غایب شده و کلیه‌ی اخبار آسمانی بر ما پوشیده و نامعلوم است.

 

فلیت قبلک کان الموت صادفنا

 

لما مضیت و حالت دونک الحجب

پدر جان! ای کاش مرگ قبل از تو ما را ربوده بود،

در آن هنگام که تو درگذشتی و پرده‌ها بین ما و تو حایل شدند.

 

انا رزئنا بما لم یرز ذوشجن

 

من البـریه لا عجم و لا عرب

پدر جان! ما به مصیبتی مبتلا شدیم که هیچ مصیبت زده‌ای

در میان خلق عرب و عجم به آن مبتلا نشد.

 

ضاقت علی بلاد بعد ما رحبت

 

و سیم سبطاک خسفا فیه لی نصب

دنیا با آن وسعتی که برای من داشت اکنون تنگ شده،

دو سبط تو حسن و حسین در نظر مردم دچار نقص و ذلتی شده‌اند که مرا رنج می‌دهد.

 

فانت و الله خیـر الخلق کلهم

 

و اصدق الناس حیث الصدق و الکذب

پدر جان! به خداوند سوگند که تو بهترین خلق بودی،

هر کجا که راست و دروغی در کار بود تو راستگوترین مردم بودی.

 

فسوف نبکیک ما عشنا و ما بقیت

 

منا العیون بتهمال لها سکب

پدر جان! تا ما زنده و چشمان ما باقی و دارای اشک باشند،

برای تو گریه می‌کنیم.

 

و عمرو بن دینار از امام صادق7 نقل کرده: بعد از وفات رسول خدا6 هرگز حضرت فاطمه3 خندان و خوشحال دیده نشد.

در کتاب احتجاج آمده است[2]: امام حسن7 در احتجاجاتی که با معاویه و اصحابش داشت خطاب به مغیره بن شعبه گفت:

تو همان کسی هستی که فاطمه دختر پیغمبر خدا6 را زدی و بدنش را خون‌آلود نمودی، او بدین جهت جنین خود را سقط کرد. تو این عمل را به علت اینکه رسول خدا6 را ذلیل شمری و با امر آن حضرت مخالفت و نسبت به آن بزرگوار هتک حرمت کرده باشی انجام دادی. در صورتی که پیغمبر اسلام6 به حضرت زهرای اطهر3 می‌فرمود: ای فاطمه! تو برترین زنان اهل بهشت می‌باشی. ای مغیره! بدان که خداوند تو را طعمه‌ی آتش جهنم خواهد کرد.

علامه مجلسی گوید:

در کتاب سلیم بن قیس هلالی[3] به روایت ابان بن ابی‌عیاش، از سلمان و عبدالله بن عباس روایت شده که گفتند:

هنگامی که پیامبر اسلام رحلت کرد هنوز جنازه‌ی مقدس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند که مردم عهد و پیمان خود را شکستند و مرتد شدند و علم مخالفت را برافراشتند.

اما حضرت علی7 مشغول غسل و کفن و حنوط جسد مبارک پیغمبر عزیز اسلام6 شد تا اینکه آن جسد مقدس را به خاک سپرد. سپس علی7 طبق وصیت حضرت رسول6 مشغول جمع‌آوری قرآن مجید شد.


[1]. کافی، ج 8، ص 375.

[2]. احتجاج طبرسی، ج 2، ص 940.

[3]. کتاب سلیم بن قیس، ص 249.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: