در یک روایت ابان از حضرت صادق7 نقل میکند که فرمود:
حضرت فاطمه بر سر قبر شهدا نماز خواند و دعا کرد تا از دنیا رحلت نمود.
در کافی از محمد بن مفضل از امام جعفر صادق7 روایت شده که فرمود:[1]
فاطمهی زهرا نزد یکی از ستونهای مسجد حضرت رسول آمد و به پیغمبر خدا این چنین خطاب کرد و این دو شعر را خواند:
1. پدر جان! بعد از تو قیل و قالها و سر و صداهایی به پا شد که اگر تو میبودی و مشاهده میکردی این اختلافات زیاد نمیشد.
2. ما تو را آن طور از دست دادیم که زمین باران رحمت خود را از دست بدهد، امور امت تو مختل و نامنظم شد، بیا و مشاهده کن و غایب مباش!
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است که حضرت فاطمه3 بعد از وفات رسول خدا6 در مرثیهی او سرود:
و قد رزئنا به محضا خلیقته |
|
صافی الضـرائب الاعراق و النسب |
حقا که ما دچار مصیبت شخصی شدیم که مخلوقی منحصر به فرد
و دارای طبیعت و رگ و ریشه و حسب و نسب صاف و پاکی بود.
و کنت بدرا و نورا یستضاء به |
|
علیک تنزل من ذیالعزه الکتب |
پدر جان! تو همان ماه شب چهارده و نوری بودی که موجودات
از نور آن بهرهمند میشدند، از طرف خداوند با عزت کتبی به تو نازل میگردید.
و کان جبریل روح القدس زائرنا |
|
فغاب عنا و کل الخیـر محتجب |
جبرئیل که روح القدس است به زیارت ما میآمد، ولی اکنون
از نظر ما غایب شده و کلیهی اخبار آسمانی بر ما پوشیده و نامعلوم است.
فلیت قبلک کان الموت صادفنا |
|
لما مضیت و حالت دونک الحجب |
پدر جان! ای کاش مرگ قبل از تو ما را ربوده بود،
در آن هنگام که تو درگذشتی و پردهها بین ما و تو حایل شدند.
انا رزئنا بما لم یرز ذوشجن |
|
من البـریه لا عجم و لا عرب |
پدر جان! ما به مصیبتی مبتلا شدیم که هیچ مصیبت زدهای
در میان خلق عرب و عجم به آن مبتلا نشد.
ضاقت علی بلاد بعد ما رحبت |
|
و سیم سبطاک خسفا فیه لی نصب |
دنیا با آن وسعتی که برای من داشت اکنون تنگ شده،
دو سبط تو حسن و حسین در نظر مردم دچار نقص و ذلتی شدهاند که مرا رنج میدهد.
فانت و الله خیـر الخلق کلهم |
|
و اصدق الناس حیث الصدق و الکذب |
پدر جان! به خداوند سوگند که تو بهترین خلق بودی،
هر کجا که راست و دروغی در کار بود تو راستگوترین مردم بودی.
فسوف نبکیک ما عشنا و ما بقیت |
|
منا العیون بتهمال لها سکب |
پدر جان! تا ما زنده و چشمان ما باقی و دارای اشک باشند،
برای تو گریه میکنیم.
و عمرو بن دینار از امام صادق7 نقل کرده: بعد از وفات رسول خدا6 هرگز حضرت فاطمه3 خندان و خوشحال دیده نشد.
در کتاب احتجاج آمده است[2]: امام حسن7 در احتجاجاتی که با معاویه و اصحابش داشت خطاب به مغیره بن شعبه گفت:
تو همان کسی هستی که فاطمه دختر پیغمبر خدا6 را زدی و بدنش را خونآلود نمودی، او بدین جهت جنین خود را سقط کرد. تو این عمل را به علت اینکه رسول خدا6 را ذلیل شمری و با امر آن حضرت مخالفت و نسبت به آن بزرگوار هتک حرمت کرده باشی انجام دادی. در صورتی که پیغمبر اسلام6 به حضرت زهرای اطهر3 میفرمود: ای فاطمه! تو برترین زنان اهل بهشت میباشی. ای مغیره! بدان که خداوند تو را طعمهی آتش جهنم خواهد کرد.
علامه مجلسی گوید:
در کتاب سلیم بن قیس هلالی[3] به روایت ابان بن ابیعیاش، از سلمان و عبدالله بن عباس روایت شده که گفتند:
هنگامی که پیامبر اسلام رحلت کرد هنوز جنازهی مقدس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند که مردم عهد و پیمان خود را شکستند و مرتد شدند و علم مخالفت را برافراشتند.
اما حضرت علی7 مشغول غسل و کفن و حنوط جسد مبارک پیغمبر عزیز اسلام6 شد تا اینکه آن جسد مقدس را به خاک سپرد. سپس علی7 طبق وصیت حضرت رسول6 مشغول جمعآوری قرآن مجید شد.
[1]. کافی، ج 8، ص 375.
[2]. احتجاج طبرسی، ج 2، ص 940.
[3]. کتاب سلیم بن قیس، ص 249.