بسم الله الرحمن الرحیم
1. ای بهشت قرب احمد، فاطمه |
|
لیلهٔ القدر محمد، فاطمه |
2. ای خدا، مشتاق یارب یاربت |
|
ای سلام انبیاء، بر زینبت |
3. عالم خاکی، محیط غربتت |
|
آفرینش گشته گم، در تربتت |
4. کاروان دل، روان در کوی تو |
|
قبله جان محمد، روی تو |
5. عصمت حق، کوثر پیغمبری |
|
بلکه زهرای محمد پروری |
6. مشعل شبهای احیای علی |
|
نقش لبخندت، مسیحای علی |
7. خانه کوچک، پناه عالمت |
|
عمر خلقت، یکدم از عمر کمت |
8. عمر تو بالاتر از ارض و سماست |
|
هیجده سالت اگر خوانم خطاست |
9. گرچه در این گردش لیل و نهار |
|
زیستی با خاکیان، هجده بهار |
10. اولین نور، آخرین روشنگری |
|
هم ازل را، هم ابد را، مادری |
11. خلق عالم، سائل و روزی خورت |
|
لیف خرما، وصلههای چادرت |
12. ای سه شب، بی قوت وازقوت توسیر |
|
هم یتیم و، هم فقیر و، هم اسیر |
13. وحی، بی ایثار تو کامل نشد |
|
هل أتی، بی نان تو، نازل نشد |
14. آنکه خاک مقدمش، جان همه |
|
گفت: جان من فدای فاطمه |
15. ای که در تصویر انسان زیستی |
|
کیستی تو؟ کیستی تو؟ کیستی؟ |
16. فوق هر تعریف و هر تفسیر هم |
|
پاک تر، از آیه تطهیر هم |
17. ای سجود آورده بر پای تو سر |
|
ای خدا هم از نمازت مفتخر |
18. مرتضی را محو صحبت کرده ای |
|
غرق در دریای حیرت کرده ای |
19. مدح تو کی با سخن کامل شود |
|
وحی باید بر قلم نازل شود |
20. آفرینش، مانده حیرانت بسی |
|
به که نشناسد مقامت را کسی[1] |
* * *
بیم دارم هر که بشناسد تو را |
|
در مقام بندگی خواند تو را |
ای دو عالم قبضه ای در مشت تو |
|
وی زمام خلق در انگشت تو |
انبیا را رهبری کن فاطمه! |
|
اولیا را مادری کن فاطمه! |
خاک را، فیض تو آدم میکند |
|
فضهات، اعجاز مریم میکند |
بر در بیتت، مقام قنبری |
|
نیست کم، از رتبه پیغمبری! |
آسمانیها مسلمان تو اند |
|
بنده ی مقداد و سلمان تو اند |
آنچه هست ونیست، فیض عام توست |
|
خوشترین ذکر امامان، نام توست |
از نبی تا حضرت مهدی همه |
|
ذکرشان: یافاطمه! یا فاطمه![2] |
* * *
خلق عالم بر درت اِستادهاند |
|
انبیا در محضرت اِستادهاند |
سائل بیت گلینت، عالمی |
|
بسته نبود باب احسانت دمی |
ای گدا با کوه غم، خرسند تو |
|
حل صد مشکل ز گردن بند تو |
ای مهار ناقه ات زلف عفاف |
|
پیرهن بخشیده در شام زفاف |
عفو را نازم که گرد بسترت |
|
قاتلت هم نیست نومید از درت |
سینه تو جنت پیغمبر است |
|
دامنت تا صبح محشر کوثر است |
عیسی از لطف تو صاحب دم شده |
|
آدم از خاک رهت آدم شده |
اخترانت جمله ماه عالمند |
|
دخترانت خوب تر، از مریمند |
دست بوس قنبرت فرزانگی |
|
خاک پای فضهات مردانگی |
از شب میلاد، تا آخر نفس |
|
مصطفی یک دست را بوسید و بس |
آنهم ای دست خدا دست تو بود |
|
ای بر آن لبها و دست تو درود |
زهره و ام النجوم الظاهره |
|
راضیه، مرضیه، زهرا، طاهره |
خاک، مشتاق سجود فضهات |
|
کل قرآن، در وجود فضه ات |
تا ابد، بادا سلام از داورت |
|
بر تو و دامان زینب پرورت[3] |
[1]. دیوان اشعار ـ سازگار
[2]. دیوان اشعار ـ سازگار.
[3]. دیوان اشعار، سازگار، ج 2.