borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
در منقبت حضرت صدیقه طاهره

بسم الله الرحمن الرحیم

 

1. ای بهشت قرب احمد، فاطمه

 

لیلهٔ القدر محمد، فاطمه

2. ای خدا، مشتاق یارب یاربت

 

ای سلام انبیاء، بر زینبت

3. عالم خاکی، محیط غربتت

 

آفرینش گشته گم، در تربتت

4. کاروان دل، روان در کوی تو

 

قبله جان محمد، روی تو

5. عصمت حق، کوثر پیغمبری

 

بلکه زهرای محمد پروری

6. مشعل شبهای احیای علی

 

نقش لبخندت، مسیحای علی

7. خانه کوچک، پناه عالمت

 

عمر خلقت، یکدم از عمر کمت

8. عمر تو بالاتر از ارض و سماست

 

هیجده سالت اگر خوانم خطاست

9. گرچه در این گردش لیل و نهار

 

زیستی با خاکیان، هجده بهار

10. اولین نور، آخرین روشنگری

 

هم ازل را، هم ابد را، مادری

11. خلق عالم، سائل و روزی خورت

 

لیف خرما، وصله‌های چادرت

12. ای سه شب، بی قوت وازقوت توسیر

 

هم یتیم و، هم فقیر و، هم اسیر

13. وحی، بی ایثار تو کامل نشد

 

هل أتی، بی نان تو، نازل نشد

14. آنکه خاک مقدمش، جان همه

 

گفت: جان من فدای فاطمه

15. ای که در تصویر انسان زیستی

 

کیستی تو؟ کیستی تو؟ کیستی؟

16. فوق هر تعریف و هر تفسیر هم

 

پاک تر، از آیه تطهیر هم

17. ای سجود آورده بر پای تو سر

 

ای خدا هم از نمازت مفتخر

18. مرتضی را محو صحبت کرده ای

 

غرق در دریای حیرت کرده ای

19. مدح تو کی با سخن کامل شود

 

وحی باید بر قلم نازل شود

20. آفرینش، مانده حیرانت بسی

 

به که نشناسد مقامت را کسی[1]

* * *


بیم دارم هر که بشناسد تو را

 

در مقام بندگی خواند تو را

ای دو عالم قبضه ای در مشت تو

 

وی زمام خلق در انگشت تو

انبیا را رهبری کن فاطمه!

 

اولیا را مادری کن فاطمه!

خاک را، فیض تو آدم می‌کند

 

فضه‌ات، اعجاز مریم می‌کند

بر در بیتت، مقام قنبری

 

نیست کم، از رتبه پیغمبری!

آسمانی‌ها مسلمان تو اند

 

بنده ی مقداد و سلمان تو اند

آنچه هست ونیست، فیض عام توست

 

خوشترین ذکر امامان، نام توست

از نبی تا حضرت مهدی همه

 

ذکرشان: یافاطمه! یا فاطمه![2]

* * *

خلق عالم بر درت اِستاده‌اند

 

انبیا در محضرت اِستاده‌اند

سائل بیت گلینت، عالمی

 

بسته نبود باب احسانت دمی

ای گدا با کوه غم، خرسند تو

 

حل صد مشکل ز گردن بند تو

ای مهار ناقه ات زلف عفاف

 

پیرهن بخشیده در شام زفاف

عفو را نازم که گرد بسترت

 

قاتلت هم نیست نومید از درت

سینه تو جنت پیغمبر است

 

دامنت تا صبح محشر کوثر است

عیسی از لطف تو صاحب دم شده

 

آدم از خاک رهت آدم شده

اخترانت جمله ماه عالمند

 

دخترانت خوب تر، از مریمند

دست بوس قنبرت فرزانگی

 

خاک پای فضه‌ات مردانگی

از شب میلاد، تا آخر نفس

 

مصطفی یک دست را بوسید و بس

آنهم ای دست خدا دست تو بود

 

ای بر آن لبها و دست تو درود

زهره و ام النجوم الظاهره

 

راضیه، مرضیه، زهرا، طاهره

خاک، مشتاق سجود فضه‌ات

 

کل قرآن، در وجود فضه ات

تا ابد، بادا سلام از داورت

 

بر تو و دامان زینب پرورت[3]

 


[1]. دیوان اشعار ـ سازگار

[2]. دیوان اشعار ـ سازگار.

[3]. دیوان اشعار، سازگار، ج 2.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: