2. خداوند سبحان برای صابران صفاتی بیان فرموده و صبر را هفتاد و چند بار در قرآن ذكر كرده و بیشتر خیرات و درجات را به صبر نسبت داده و آنها را ثمره و نتیجه آن قرار داده و فرموده است:
«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا لَـمَّا صَبَـرُوا»[1]
«و از آنها امامان (و پیشوایانی) برگزیدیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت میکردند»
و نیز:
«وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحـُسْنی عَلی بَنِی إِسْـرائِیلَ بِما صَبَـرُوا»[2]
«وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل به سبب صبر و استقامتی که نشان دادند تحقّق یافت»
و نیز:
«وَ لَنَجْزِینَّ الَّذِینَ صَبَـرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یعْمَلُونَ»[3]
«و کسانی را که صبر و استقامت کنند به بهترین اعمالشان پاداش خواهیم داد»
و نیز:
«أُولئِكَ یؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَینِ بِما صَبَـرُوا»[4]
«آنها پاداششان دو بار داده میشود به سبب آن که صبر کردند»
و نیز:
«إِنَّما یوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیـرِ حِسابٍ».[5]
«... که صابران پاداش خود را بیحساب دریافت میدارند»
پاداش هر عمل روی حساب و اندازهای معین است جز صبر، و چون روزه مقرون به صبر است نصف صبر گفته شده است. در روایت آمده كه خداوند فرموده است: «روزه برای من است و من پاداش آن را میدهم» و آن را از میان دیگر عبادات به خود نسبت داده و به صابران وعده فرموده كه خدا با آنهاست و فرموده است:
«وَ اصْبِـرُوا إِنَّ الله مَعَ الصَّابِرِینَ»[6]
«... استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است»
و پیروزی را منوط به صبر كرده و فرموده است:
«بَلی إِنْ تَصْبِـرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یأْتُوكُمْ من فَوْرِهِمْ هذا یمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ من الْمـَلائِكَةِ مُسَوِّمِینَ»[7]
«آری اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان که نشانههای مخصوصی دارند مدد خواهد کرد»
و برای صابران اموری را ذكر كرده كه برای دیگران بیان نشده و فرموده است:
«أُولئِكَ عَلَیهِمْ صَلَواتٌ من رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمـُهْتَدُونَ»[8]
«آنها کسانی هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنهایند هدایت یافتگان»
پس هدایت و درود و رحمت برای صابران جمع شده است، و اگر بخواهیم همه آیاتی را كه درباره صبر است ذكر و بررسی كنیم سخن به درازا میانجامد.
امّا اخباری كه درباره صبر وارد شده این كه پیامبر خدا6 فرموده است: «صبر نصف ایمان است.»[9] توضیح این كه چگونه صبر نصف ایمان است به زودی خواهد آمد.
و نیز فرموده است: «از آنچه اندكی از آن به شما دادهاند یقین و عزم بر صبر است. و هر كس را بهرهای از این دو دادهاند باكی نیست كه چیزی از نماز شب و روزه روز از او فوت شود، و هر آینه شكیبایی شما بر نظیر آنچه شما بر آن پایبندی دارید در نزد من محبوبتر از آن است كه هر یك از شما با مثل عمل همگی شما بر من وارد شود لیكن من بیم دارم از آن كه پس از من دنیا بر شما فراخ شود و بعضی از شما بعضی دیگر را نشناسند در آن حال اهل آسمان شما را نمیشناسند. پس هر كس صبر كند و امید ثواب داشته باشد، به كمال ثواب خواهد رسید». سپس این آیه را تلاوت فرمود:
«ما عِنْدَكُمْ ینْفَدُ وَ ما عِنْدَ الله باقٍ»
«آنچه نزد شماست از بین میرود و آنچه نزد خداست باقی است».
جابر روایت كرده كه از پیامبر خدا6 درباره ایمان پرسیدند، فرمود: «شكیبایی و گذشت است.»[10]
و نیز فرمود: «صبر گنجی از گنجهای بهشت است.»[11] یك بار از آن حضرت پرسیدند: ایمان چیست؟ فرمود: «صبر»[12] و این پاسخ شبیه قول آن حضرت است كه فرمود: «حجّ عرفه است» و این به معنای آن است كه مهمترین اعمال حجّ عرفه است. و نیز فرمود: «بهترین اعمال آن است كه نفوس بر خلاف میل بر آن واداشته شوند».[13]
گفته شده است: خداوند به داوود7 وحی فرمود: «به خویهای من تأسّی جو، و از خویهای من این است كه شكیبایم.»
در حدیث عطا از ابن عبّاس روایت شده است كه هنگامی كه پیامبر خدا6 بر انصار وارد شد فرمود: «آیا شما مؤمنید؟» آنها خاموش ماندند. عمر گفت: آری ای پیامبر خدا. فرمود: «نشانه ایمانتان چیست؟» گفتند: به هنگام فراخی نعمت شكر، و بر بلا صبر میكنیم، و بر قضای الهی خشنودیم، فرمود: «به پروردگار كعبه سوگند شما مؤمنید.»[14]
و نیز فرمود: «در صبر بر آنچه مكروه توست خیر بسیار است.»[15]
مسیح7 فرموده است: «شما محبوب خود را نخواهید یافت جز بر آنچه مكروهتان است صبر كنید».
پیامبر خدا6 فرموده است: «اگر صبر مردی بود هر آینه مردی كریم بود، و خداوند صبر كنندگان را دوست میدارد.»[16]
علی7 فرموده است: «ایمان بر چهار پایه بنا شده است: یقین، صبر، جهاد و عدل.»[17]
و نیز فرموده است: «صبر نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به تن است كسی كه سر ندارد تن ندارد و آن كه دارای صبر نیست دارای ایمان نیست.»[18]
میگویم: مضمون حدیث اخیر از طریق خاصّه (شیعه) نیز از پیامبر6 و امیر مؤمنان7 و علی بن الحسین7 و ابی عبدالله7 به اسناد مختلف در كافی روایت شده و در آن كتاب از ابی عبد الله7 نقل شده كه فرموده است: «هنگامی كه مؤمن به گور خود درآید، نماز در طرف راست و زكات در طرف چپ و اعمال نیك وی بر او مشرف میشود و صبر در كناری جای میگیرد. وقتی دو فرشتهای كه عهدهدار سؤال از او هستند بر او وارد میشوند صبر به نماز و زكات و اعمال نیك میگوید مواظب رفیق خود باشید اگر درماندید من حاضرم.»[19]
و نیز از آن حضرت روایت است كه: «هر گاه یكی از مؤمنان به بلایی گرفتار شود و بر آن صبر كند پاداشی نظیر اجر هزار شهید دارد.»[20]
و نیز فرموده است: «خداوند متعال به قومی نعمت داد لیكن آنها شكر نكردند از این رو نعمتها وبال آنها شد، و قومی را به بدبختیهایی دچار ساخت و آنها صبر كردند، در نتیجه آن بدبختیها برای آنها نعمت گردید.»[21]
از آن حضرت یا از ابی جعفر امام باقر7 روایت شده كه فرموده است: «كسی كه صبر را برای مصیبتهای روزگار آماده نكند ناتوان میشود.»[22]
از ابی جعفر امام باقر7 روایت است كه: «بهشت به ناگواریها و صبر احاطه شده و كسی كه در دنیا بر ناگواریها شكیبایی كند وارد بهشت میشود و دوزخ را لذّتها و شهوتها احاطه كرده، و هر كس خویشتن را از آن لذّتها و شهوتها برخوردار كند به دوزخ در میآید.»[23]
از پیامبر خدا6 روایت شده كه فرموده است: «زمانی برای مردم فرا خواهد رسید كه سلطنت جز از راه كشتن و طغیان به دست نیاید، و ثروت جز با غصب و بخل فراهم نشود، و دوستی جز به بیرون رفتن از دین و پیروی از هوس حاصل نگردد. هر كس آن زمان را درك و بر فقر صبر كند با آن كه بر تحصیل ثروت توانایی دارد، و بر دشمنی مردم شكیبایی كند با آن كه بر دوستی آنها تواناست، و بر ذلّت شكیبایی ورزد با آن كه بر تحصیل عزّت توانمند است خداوند پاداش پنجاه صدّیق از تصدیق كنندگان مرا به او میدهد.»[24] اخبار در فضیلت صبر بیشمار است.
[1]. سوره سجده، آیه 24.
[2]. سوره اعراف، آیه 137.
[3]. سوره نحل، آیه 96.
[4]. سوره قصص، آیه 54.
[5]. سوره زمر، آیه 14.
[6]. سوره انفال، آیه 46.
[7]. سوره آل عمران، آیه 125.
[8]. سوره بقره، آیه 157.
[9]. الحلیهٔ ابو نعیم، الشّعب بیهقی از ابن مسعود به سندی ضعیف. الجامع الصغیر، الکبیر طبرانی و راویان آن راویان صحیحی هستند و آن حدیثی موقوف است (حدیث موقوف آن است که از مصاحب معصوم7 نقل شود ـ م.) و برخی آن را حدیث مرفوع شمردهاند (حدیث مرفوع آن است که در آخر به معصوم7 نسبت داده شود خواه سند آن مقطوع و یا مرسل باشد ـ م.)، الترغیب و الترهیب، ج 4، ص 277.
[10]. مکارم الاخلاق طبرانی، الضعفاء ابن حبّان با سندی ضعیف، الکبیر طبرانی از روایت عبدالله بن عبید بن عمیر از پدرش از جدّش، المغنی.
[11]. در کتب آنها (اهل سنّت) به هیچ لفظ آن آگاهی نیافتم، نظیر آن از طریق خاصّه ذکر خواهد شد.
[12]. به این حدیث با این الفاظ آگاهی نیافتم، ابو منصور دیلمی در مسند الفردوس با سندی ضعیف نقل کرده که نسبت صبر به ایمان نسبت سر به بدن است، و چنان که خواهد آمد از علی7 روایت شده که فرموده است «کسی که صبر ندارد ایمان ندارد.»
[13]. محاسبهٔ النفس ابن ابی الدین از قول عمر بن عبد العزیز، عراقی گفته است: این حدیث به طور مرفوع اصلی ندارد.
[14]. الاوسط طبرانی از روایت یوسف بن میمون و او منکر آن از عطاست (المغنی).
[15]. سنن ترمذی و پیش از این ذکر شده است.
[16]. الحلیهٔ ابو نعیم از حدیث عایشه به سند ضعیف، الجامع الصغیر.
[17]. نظیر آن در کافی است و ذکر خواهد شد.
[18]. شریف رضی آن را در نهج البلاغه در باب «حکم» به شماره 82 ذکر کرده است.
[19]. همان مأخذ، 2 / 90، شماره 8.
[20]. همان مأخذ 2 / 92، شماره 18.
[21]. همان مأخذ، 2 / 92، شماره 18.
[22]. همان مأخذ، 2 / 93، شماره 24.
[23]. همان مأخذ 2 / 89، شماره 7.
[24]. همان مأخذ، 2 / 91، شماره 12.