قسم اوّل، كه در آنها اختیار دارد افعال اوست كه آنها را طاعت یا معصیت گویند و اینها دو نوع است:
ـ نوع اوّل طاعت است و بنده نیازمند است كه بر آنها صبر كند، و صبر بر طاعت دشوار است، زیرا طبع آدمی از عبودیت تنفّر و به ربوبیت رغبت دارد. به همین سبب یكی از عارفان گفته است: هیچ كس نیست جز این كه آنچه را فرعون با گفتن أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلی اظهار كرد و در ضمیر او نهفته است. لیكن فرعون قول خود را مقبول دانست و مجال یافت آن را اظهار كند، چه خداوند فرموده است: ﴿فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ﴾.[1] «او قوم خود را تحمیق کرد و از وی اطاعت کردند» و هیچ كس نیست جز این كه نسبت به برده و خدمتكار و پیروان و زیر دستان خود همین را ادّعا میكند، هر چند اظهار آن برایش غیر ممكن است. زیرا برآشفتن و خشم گرفتن او به هنگامی كه در خدمت به او كوتاهی میكند و به بندگی گرفتن آنها تنها از كبر و منازعه با ربوبیت كبریایی حقّ سرچشمه میگیرد.
باری بندگی مطلقاً بر نفس گران است، پس از آن برخی عبادات مانند نماز به سبب كسالت، و بعضی مانند زكات به علّت بخل و پارهای به هر دو سبب مانند حجّ و جهاد مكروه طبع است. از این رو صبر بر طاعت صبر بر سختیهاست، و بندة فرمانبردار در سه حالت به صبر بر طاعت نیاز دارد:
- 1.1.حالت اوّل:
پیش از طاعت است و آن سعی در تصحیح نیت و اخلاص، و دوری از آلودگی به ریا و انگیزههای مضرّ و عزم بر خلوص و وفاست و این صبر از دیدگاه كسانی كه به حقیقت نیت و اخلاص و آفات ریا و مكرهای نفس آگاهند بسیار سخت است.
پیامبر خدا6 به همین مطلب اشاره كرده و فرموده است: «صحّت اعمال به نیات است و هر كسی آنچه را نیت میكند به دست میآورد»[2] خداوند فرموده است:
﴿وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا الله مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ﴾[3]
«در حالی که به آنها دستوری داده نشده بود جز این که خدا را با کمال اخلاص پرستش کنند و از شرک به توحید باز گردند»
به همین سبب خداوند صبر را بر عمل مقدّم داشته و فرموده است:
﴿إِلَّا الَّذِینَ صَبَـرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ﴾.[4]
«جز آنهایی که شکیبایی ورزیدند و عمل صالح انجام دادند»
- 1.2.حالت دوم:
حال عمل است كه باید در اثنای ادای آن از خداوند غافل نشود، و در اجرای آداب و سنّتهای عمل سستی نكند و با رعایت شرایط ادب تا آخرین جزء عمل ادامه دهد، و در برابر انگیزههای فتور و سستی تا پایان كار شكیبایی ورزد. و این نیز صبری سخت و دشوار است، و شاید در قول حقّ تعالی كه فرموده است:
﴿نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ، الَّذِینَ صَبَـرُوا﴾[5]
«... چه خوب است پاداش عمل کنندگان، آنانی که شکیبایی ورزیدند».
مراد همین صبر باشد، یعنی کسانی که تا اتمام عمل شكیبایی كردند.
- 1.3.حالت سوم:
پس از فراغت از عمل است، زیرا در خودداری از افشا و ظاهر نكردن به آن به قصد سُمعه و ریا و همچنین از این كه با دیده عجب و خودپسندی بدان بنگرد و بالاخره در هر چه عملش را باطل و اثرش را زایل كند نیازمند به صبر است، چنان كه خداوند فرموده است:
﴿وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ﴾[6]
«و اعمال خود را باطل نسازید».
و نیز:
﴿لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمـَنِّ وَ الْأَذی﴾.[7]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید بخششهای خود را با منّت و آزار باطل نکنید»
كسی كه پس از دادن صدقه نتواند از منّت نهادن و رنجانیدن خودداری كند عمل خود را باطل كرده است.
طاعات دو قسمند: بعضی از آنها واجبند و برخی مستحبّ، و انسان در هر دو قسم به صبر نیاز دارد. خداوند متعال آن دو را در این آیه جمع كرده و فرموده است:
﴿إِنَّ الله یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی﴾[8]
«خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان میدهد و از فحشا و منکر و... نهی میکند».
مراد از عدل، طاعتهای واجب، و احسان، طاعات مستحبّ، و بخشش به فامیل، جوانمردی و صله رحم است، و همه اینها به صبر نیازمند است.
نوع دوّم، از اعمالی كه انسان در آنها اختیار دارد معاصی است و بنده در برابر آنها سخت به صبر محتاج است. حق تعالی همه گناهان را در قول خود جمع كرده و فرموده است:
﴿وَ ینْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمـُنْكَرِ﴾
و پیامبر خدا6 فرموده است: «مهاجر كسی است كه از بدی هجرت كند و مجاهد كسی است كه با خواهشهای نفس خویش بجنگد.»
گناهان بر وفق انگیزه هوس است، و سختترین نوع صبر در برابر معاصی صبر بر گناهانی است كه به صورت عادت درآمده، زیرا عادت طبیعت پنجم آدمی است و چون به شهوت اضافه شود دو لشكر از لشكرهای شیطان بر ضدّ لشكریان خدا هم پشت و متّحد شده است، در نتیجه انگیزه دین نخواهد توانست آنها را سركوب كند، سپس هر گاه گناهی را كه مرتكب میشود از جمله افعالی باشد كه انجام دادن آن آسان است صبر بر آن برای نفس دشوارتر است مانند صبر بر معاصی زبان از قبیل غیبت، دروغ، جدال، خودستایی [خواه به تصریح یا به كنایه]، انواع شوخیهای دل آزار، اقسام كلماتی كه مقصود از آنها عیبجویی و تحقیر مردم و ذكر مردگان به زشتی و بدگویی از آنها و عیبجویی در علوم و روش زندگی و مشاغل آنان باشد، زیرا این سخنان در ظاهر غیبت و در باطن خودستایی است.
چه در نفس [آدمی] دو شهوت است یكی نفی دیگران و دیگر اثبات خویش، و با این دو شهوت است كه حالت ربوبیت كه در سرشت او نهفته است كامل میشود، و این ضدّ حالت عبودیت است كه انسان بدان مأمور میباشد، و به سبب اجتماع دو شهوت و آسان بودن حركت زبان و اعتیاد به این گونه سخنان صبر بر آن دشوار میشود تا آن حدّ كه بر اثر تكرار و انس، بدی و زشتی آنها از دل زایل میگردد.
فی المثل مشاهده میشود كه اگر مردی جامه ابریشمین بر تن كند آن را بینهایت زشت میشمارند، لیكن اگر كسی زبانش را آزاد بگذارد و در تمام روز پیرامون شؤون و اعراض مردم سخن گوید این را زشت نمیشمارند با آن كه در خبر آمده است كه: «غیبت از زنا بدتر است»،
و كسی كه نمیتواند زبانش را در مكالمات نگه دارد و قدرت بر صبر ندارد بر او واجب است عزلت و تنهایی اختیار كند و چیزی جز این او را نجات نمیدهد، چه صبر بر تنهایی آسانتر از صبر بر خاموشی در میان جمع است و صبر بر هر یك از گناهان با اختلاف انگیزه هر گناه از حیث شدّت و ضعف مختلف است.
آسانتر از حركت زبان حركت خطورات قلبی بر اثر وسوسههاست از این رو حدیث نفس در تنهایی باقی میماند و به هیچ روی صبر در برابر آن ممكن نیست مگر آن كه اندیشه دینی دیگری بر دل غلبه كند و آن را به خود مشغول بدارد، مثلاً همه اندیشههای خود را منحصر به یك اندیشه نماید، چون اگر فكر خود را در یك چیز معین به كار نبرد وسوسهها از او دور نخواهد شد.
قسم دوّم، اموری است كه بروز آنها در اختیار انسان نیست، لیكن در دفع آنها دارای اختیار است مانند این كه او را با عملی یا سخنی برنجانند و یا جنایتی بر جان یا مال او وارد كنند. در چنین صورتی صبر كردن بر ترك مكافات گاهی واجب و زمانی فضیلت است. یكی از صحابه گفته است: ما ایمان كسی را كه بر آزارها صبر نمیكند ایمان نمیشماریم، خداوند متعال فرموده است:
﴿وَ لَنَصْبِـرَنَّ عَلی ما آذَیتُمُونا وَ عَلَی الله فَلْیتَوَكَّلِ الْمـُتَوَكِّلُونَ﴾.[9]
«و ما به طور مسلم بر آزارهای شما صبر خواهیم کرد و توکّل کنندگان باید تنها بر خدا توکّل کنند».
در موقعی پیامبر خدا6 مالی را میان مسلمانان تقسیم فرمود، یكی از اعراب مسلمان به وی گفت: در این تقسیم رضای خدا خواسته نشده است. این سخن را به اطّلاع پیامبر6 رسانیدند رخسار مبارك آن حضرت سرخ شد و فرمود: «خداوند برادرم موسی را رحمت كناد كه او را بیشتر از این آزار دادند و صبر كرد.»[10] خداوند متعال فرموده است:
﴿وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَی الله﴾[11]
«و به آزارهای آنها اعتنا مکن و بر خدا توکّل کن».
و نیز فرموده است:
﴿وَ اصْبِـرْ عَلی ما یقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلًا﴾[12]
«و در برابر آنچه (دشمنان) میگویند شکیبا باش و به گونهای شایسته از آنها دوری کن».
و نیز:
﴿وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ یضِیقُ صَدْرُكَ بِما یقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ﴾[13]
«ما میدانیم سینه تو از آنچه آنها میگویند تنگ میشود (و تو را سخت ناراحت میکنند)».
و نیز:
﴿وَ لَتَسْمَعُنَّ من الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ من قَبْلِكُمْ وَ من الَّذِینَ أَشْـرَكُوا أَذی كَثِیـراً وَ إِنْ تَصْبِـرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ من عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[14]
و از آنها که پش از شما کتاب آسمانی داده شدهاند (یهود) و از آنها که راه ترک پیش گرفتند سخنان آزار دهنده فراوان خواهید شنید و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید (شایستهتر است) زیرا اینها از کارهای محکم و قابل اطمینان است».
یعنی هرگاه در اقدام به مكافات صبر كنید، از این رو خداوند كسانی را كه از حقوق خود در قصاص و جز آن صرف نظر میكنند ستوده و فرموده است:
﴿وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ به وَ لَئِنْ صَبَـرْتُمْ لَهـُوَ خَیـرٌ لِلصَّابِرِینَ﴾[15]
«و اگر خواستید مجازات کنید تنها به مقداری که به شما تعدّی شده کیفر دهید و اگر شکیبایی کنید آن برای شکیبایان بهتر است».
پیامبر خدا6 فرموده است: «با كسی كه از تو بریده پیوند کن، و به كسی كه تو را محروم گردانیده بخشش كن، و از كسی كه به تو ستم كرده درگذر.»
در انجیل دیدم كه عیسی7 فرموده است: پیش از این به شما گفته شده است: دندان در برابر دندان، بینی در برابر بینی، و من به شما میگویم: بدی را به بدی تلافی نكنید بلكه كسی كه بر سمت راست رخسار شما بزند سمت چپ آن را نیز در اختیار او بگذارید، و هر كس ردای تو را برد شلوار خود را نیز به او بدهید، و آن كه شما را ناگزیر كند تا با او یك میل راه بروید دو میل با او بروید. و همه این سخنان امر به صبر در برابر آزار است. بنابر این شكیبایی در برابر آزارهای مردم از عالیترین مراتب صبر است، چه در این مورد انگیزه دین و انگیزههای خشم و شهوت همگی یار و همكارند.
قسم سوّم، اموری است كه به هیچ وجه در اختیار آدمی نیست از قبیل مصیبتهایی همچون مرگ عزیزان، از میان رفتن اموال، ابتلای به بیماری، كوری و تباهی اعضا و به طور خلاصه سایر انواع بلاها، صبر بر اینها از بالاترین مقامات صبر است. ابن عبّاس گفته است: صبر در قرآن بر سه گونه است: صبر بر ادای واجبات و آن را سیصد درجه است، و صبر بر محرّمات و آن را ششصد درجه است و دیگر صبر در مصیبت به هنگام نخستین صدمه و آن را نهصد درجه است.
برتری مرتبه اخیر كه از مستحبّات است بر مراتب پیش كه از واجباتند بدین سبب است، كه هر مؤمنی به صبر در برابر محرّمات قادر است لیكن صبر بر بلاهای آسمانی تنها در توان پیامبران و صدّیقان است، چه صبر بر بلا بر نفس گران است و به همین سبب پیامبر6 به خداوند عرض میكند: «از تو آن یقین را میخواهم كه به سبب آن مصیبتهای دنیا بر من آسان گردد؛[16] و این صبر زاییده حسن یقین است.
كافی به سند خود از علی7 نقل میكند كه: «پیامبر خدا6 فرموده است: صبر سه گونه است: صبر در مصیبت، صبر بر طاعت و صبر در برابر گناه.
هر كس بر مصیبت صبر كند تا به نیكویی از آن تسلّی یابد خداوند برای او سیصد درجه ثبت میكند، كه میان هر درجه تا درجه دیگر مانند فاصله میان آسمان و زمین است و هر كس بر طاعت صبر كند خدا برایش ششصد درجه مینویسد كه میان هر درجه تا درجه دیگر مانند فاصله میان قعر زمین تا عرش است و كسی كه در برابر گناه صبر كند خدا برایش نهصد درجه ثبت میكند كه میان هر دو درجه مانند فاصله میان قعر زمین تا پایان عرش است.»
از ابی جعفر امام باقر7 روایت است كه: صبر دو گونه است: «صبر بر بلا كه خوب و نیكوست، لیكن بهترین این دو صبر پرهیز از محرّمات الهی است.» و این روایت از امیر مؤمنان7 نیز نقل شده است.
[1]. سوره زخرف، آیه 54.
[2]. سنن ابن ماجه، شماره 4227 و پیش از این از صحیحین نقل شده است.
[3]. سوره بینه، آیه 5.
[4]. سوره هود، آیه 11.
[5]. سوره عنکبوت، آیه 59 و 60.
[6]. سوره محمّد، آیه 33.
[7]. سوره بقره، آیه 264.
[8]. سوره نحل، آیه 90.
[9]. سوره ابراهیم، آیه 102.
[10]. پیش از این چند بار از صحیح مسلم و بخاری نقل شده است.
[11]. سوره احزاب، آیه 48.
[12]. سوره مزمل، آیه 10.
[13]. سوره حجر، آیه 97.
[14]. سوره آل عمران، آیه 186.
[15]. سوره نحل، آیه 126.
[16]. سنن ترمذی، نسایی، حاکم از حدیث ابن عمر و آن را صحیح دانسته است.