borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
منشور بین المللی اسلام «جلد ششم»
گفتاری از مرحوم علامه طباطباییﹲ

قرآن کریم می‌‌فرماید:

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ‏‏ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (90) إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّـهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (91) وَ أَطيعُوا اللَّـهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ (92) لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّـهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ﴾ (93)

یعنی: ای کسانی که ایمان آوردید! جز این نیست که شراب و قمار و بت‌ها، یا سنگ‌هایی که برای قربانی نصب شده و چوبه­های قرعه، پلید و از عملیات شیطان است. پس دوری کنید از آنها، شاید که رستگار شوید. (90)

و جز این نیست که شیطان می‌خواهد به وسیله شراب و قمار، بین شما عداوت و خشم بیندازد و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد. پس آیا دست بردار از آنها هستید؟!

فرمانبری خدا و اطاعت رسول کنید و دوری کنید از منهیات، چه اگر گوش ندهید و اعراض کنید باید بدانید که تنها بر عهده رسول ما بلاغ آشکار است
و بس (91)

بر کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کرده‌اند، گناه و حرجی نیست در آنچه قبل از این از محرمات خورده‌اند، البته وقتی که پرهیز کرده و ایمان آورند و عمل صالح کنند، آن‌گاه پرهیز کرده و تقوا پیشه کنند، سپس پرهیز کرده و نیکویی کنند و خداوند دوست می‌‌‌دارد نیکوکاران را (93)

بیان آیات:

این آیات به حسب سیاق بی ارتباط به هم نیستند، و مثل این است که پشت سر هم یا یکدفعه نازل شده‌اند، به هر حال این آیات همگی در مقام بیان احکام شراب هستند و در بعضی از آنها قمار و در بعضی دیگر انصاب و ازلام هم علاوه شده است.

ده خصوصیت در این آیات است که تشدید و تاءکید حرمت شراب را می‌رسانند که عبارتند از:

یکی، از جهت اینکه کلمه (انَّما) در آن به کار رفته.

دوم، اینکه شراب را پلید و رجس خوانده،

سوم، اینکه آن را عمل شیطان نامیده،

چهارم، از جهت اینکه مشتمل بر امر صریح است به اجتناب از آن،

پنجم، از جهت اینکه فرموده است؛ در آن اجتناب، انتظار و توقع رستگاری هست،

ششم، از این جهت که مشتمل است بر بیان مفاسدی که بر آشامیدن شراب مترتب است،

هفتم، اینکه می‌پرسد، آیا این مقدار از بیان، مرتکبین این عمل را از عمل زشتشان باز می‌دارد یا نه؟

هشتم، از اینکه بعد از آن همه تاکید آنان را به اطاعت خدا و رسول امر نموده از مخالفتشان بر حذر می‌دارد،

نهم، آنکه می‌‌فرماید؛ خداوند از اینکه شما اطاعتش بکنید یا نکنید بی‌نیاز است.

دهم، اینکه در یک آیه بعد می‌‌فرماید: ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ...﴾ که این آیه نیز خالی از دلالت بر تشدید نیست.

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا انما الخمر و المیسر...﴾ 

سابقا یعنی در اول همین سوره بحثی درباره (خمر) و (میسر) و (انصاب) و (ازلام) گذشت، و گفتیم که (خمر) عبارتست از هر مایعی که در اثر تخمیر(ورآمدن) خاصیت سکر و مستی به خود گرفته باشد، و خوردنش عقل را تیره و بیهوده کند، معنای (میسر) عبارتست از جمیع انحاء قمار، و (انصاب) عبارتست از همان بت‌ها و یا سنگ‌‌هائی که برای ذبح قربانی­ها در اطراف خانه کعبه نصب می‌کرده‌اند، سنگ­هائی بوده که مردم به آن تبرک می‌جسته و درباره آن عقیده‌‌هائی داشتند، و (ازلام) عبارتست از چوب­هائی که با آن به طرز مخصوصی قمار می‌کرده‌اند، و چه بسا اطلاق بر چوبه تیرهائی می‌شده که در ابتدای هر کار مثلا در موقع عزیمت به سفر و امثال آن با آنها تفاّل می‌زده‌اند.

«رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ‏‏» «رجس» (به کسر را) بنابرآنچه راغب در مفردات گفته مانند نجس، هر چیز پلیدی را گویند، و اما «رَجس» (به فتح را و سکون جیم) به معنای وصف پلیدی است، مانند نجاست و ناپاکی که طبایع از هر چیزی که دارای آن حالت و وصف است، از روی نفرت دوری می‌کنند، و پلید بودن اینهایی که در آیه ذکر شده است. از همین جهت است که فطرت انسانی نزدیکی به آن را جایز نمی‌‌داند، چون که در آن هیچ خاصیت و اثری که در سعادتش دخیل باشد نمی‌‌بیند، کما اینکه چه بسا آیه شریفه ﴿يَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ کَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا﴾ هم اشاره به این معنا داشته باشد، چون به طور مطلق گناه خمر و میسر را بر نفع آنها غلبه داده، و هیچ زمانی را استثنا نکرده، و شاید از همین جهت پلیدی‌‌های مذکور را به عمل شیطان نسبت داده، و کسی را با شیطان شریک در آنها نکرده، چه اگر در آنها جهت خیری بود لابد از ناحیه غیر شیطان بود، و آن غیر شیطان با شیطان شریک می‌شد، و در آیه بعد هم فرمود: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ...﴾

یعنی شیطان می‌خواهد به وسیله همین پلیدی‌‌ها یعنی شراب و قمار بین شما دشمنی و کدورت به وجود آورده و مانع شما از ذکر خدا و نماز شود.

پس از آنچه گفته شد این معنا به خوبی روشن گردید که: رجس و شیطانی بودن شراب و سایر مذکورات در آیه از این جهت است که اینها کار آدمی را به ارتکاب اعمال زشتی که مخصوص به شیطان است می‌کشانند، و شیطان هم جز این کاری ندارد که وسوسه‌‌های خود را در دل‌ها راه داده و دل‌ها را گمراه کند، و از همین جهت در آیه مورد بحث آنها را رجس نامیده، چون در آیات دیگری هم گمراهی را رجس خوانده[1] آنگاه در آیه بعدی این معنا را که رجس بودن اینها ناشی از این است که عمل شیطانی است بیان نموده و می‌‌فرماید: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِي الْـخَمْرِ وَ الْـمَيْسِرِ وَ يَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّـهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ﴾ شیطان از دعوت به اینگونه اعمال جز شر شما را نمی‌‌خواهد، و لذا گفتیم رجس از اعمال شیطانی است.

خلاصه از آیات بیش از این استفاده نمی‌‌شود، که شیطان تنها در افکار، آن هم در بعضی از موارد تسلط دارد و بس، و اگر هم در روایتی داشت شیطان مجسم شده و چیزی را ساخته یا ساختن آن را به بشر یاد داده بیش از این دلالت ندارد که برای فکر بشر مجسم شده، و در فکرش تصرف کرده باشد.

وجه اینکه شراب و قمار رجس و عملی شیطانی شمرده شده‌اند؛ همانطوری که سابقا اشاره شد به دلیل سیاق این آیه، ﴿مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ﴾ یا ﴿رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ﴾ است، و معنایش این است که اینکه گفته شد این امور از عمل شیطانند، یا هم رجس و هم از عمل شیطانند، برای این است که شیطان هیچ غرضی از این اعمال خود، یعنی خمر و میسر ندارد، مگر ایجاد عداوت و کینه بین شما، و اینکه به این وسیله شما را به تجاوز از حدود خدا و دشمنی با یکدیگر وادار کند، و در نتیجه به وسیله همین شراب و قمار و انصاب و ازلام شما را از ذکر خدا و نماز
باز بدارد.

و اینکه عداوت و کینه را تنها از آثار شراب و قمار دانسته از این جهت است که این اثر در آن دو ظاهرتر است، چون معلوم است که نوشیدن شراب باعث تحریک سلسله اعصاب شده و عقل را تخدیر و عواطف عصبی را به هیجان در می‌آورد، و این هیجان اعصاب اگر در راه خشم و غضب به کار رود معلوم است که چه ثمرات تلخی به بار می‌آورد. و بزرگ‌ترین جنایت را، حتی جنایاتی را که درندگان هم از ارتکاب آن شرم دارند برای شخص مست تجویز می‌کند، و اگر در مسیر شهوت و حیوانیت قرار گیرد، معلوم است که سر از رسوائی در آورده و هر فسق و فجوری را چه درباره مال و عِرض خود و چه درباره دیگران در نظرش زینت داده و او را به هتک جمیع مقدسات دینی و اجتماعی وا می‌دارد، و دزدی و خیانت و دریدن پرده محارم خود و فاش کردن اسرار و ورود به خطرناک‌‌ترین ورطه‌‌های هلاکت و امثال آن را در نظرش ناچیز جلوه می‌دهد، چنانکه آمار ممالک مترقی که نوشیدن مشروبات الکلی در بینشان رواج دارد نشان داده که درشت‌‌ترین ارقام جنایات و حوادث ناگوار و فسق و فجورهای شرم آور و ننگین در اثر نوشیدن این آب آتشین است.

اما (میسر) که همان قمار است نیز در ضرر و مفسده، دست کمی از شراب ندارد، زیرا قمار، سعی و کوششی را که شخص در مدت­های طویل در راه جمع مال و به دست آوردن وجهه و آبرو به کار برده در کمترین مدت از بین برده و علاوه بر اینکه مال آدمی را تباه می‌سازد چه بسا عرض و آبرو، و بلکه جان آدمی را هم در مخاطره قرار می‌دهد.

حال اگر در راه قمار پیروز شد و از این راه مالی به دست آورد، تازه همین مال او را به انحراف‌های دیگر دچار می‌سازد، و آن این است که چون این مال را به زحمت کسب نکرده، در راه صحیح هم خرج نمی‌‌کند، و سیر معتدلی را که تاکنون در زندگی صحیح و عاقلانه خود اتخاذ کرده بود تباه ساخته و او را مردی ولخرج و تنبل و اهل لهو و فجور می‌سازد.

چنین کسی هیچ وقت حوصله اینکه مایحتاج زندگی خود را از راه مشروع به دست آورد نداشته و همواره در پی راه‌های نامشروع است، و همچنین اگر مغلوب شود و هستی خود را ببازد که همین بی پولی و زیانکاریش او را به کینه توزی نسبت به حریف قمار خود واداشته و در نتیجه یک عمر را به حسرت یا خشم و عصبانیت ‌گذارند.

و در این فقره: ﴿فَان تولّیتم فَاعلَموا انّما علی رسولنا البلاغ المبین﴾ تاکیدی است که در آن معنای تهدید است، مخصوصا از جهت اینکه می‌‌فرماید: (فاعلموا) زیرا این خود اشاره است به اینکه؛ شما مرتکبین خمر و میسر و غیره و نافرمانی‌های خود را یک نوع غلبه بر رسول الله6 پنداشته­اید، و نفهمیدید، یا فراموش کردید که رسول الله6 در این بین سود و زیانی ندارد، و جز رسانیدن پیغام و تبلیغ ماموریت خود وظیفه دیگری ندارد، و این نافرمانی‌ها برگشتش به دشمنی با خدای تعالی است، و ندانستید که شما در حقیقت در مقام معارضه با ربوبیت پروردگار خود بر آمده­اید.

شیطان چگونه با شراب و قمار بین آدمیان دشمنی و کینه ایجاد کرده، آنان را از ذکر خدا و نماز بازداشته است و وجوه مختلف درباره آیه ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِمُوا...﴾ کدام است؟

(طعم) و (طعام) به معنای خوردن است، و تنها در خوردنی‌‌ها به کار می‌رود، نه خوردنی­ها و آشامیدنی­ها، و در لسان اهل مدینه به معنای گندم است، گاهی هم این کلمه به معنای چشیدن مزه طعام می‌آید، در آن صورت هم در معنای آشامیدن و هم در معنای خوردن استعمال می‌شود.

سیاق این آیه شریفه، طوری است که نمی‌‌توان آن را غیر مربوط به آیات قبلیش گرفت، بنابراین آیه جواب است از سؤالی که ممکن است به خاطر کسی بیاید. و آن این است که با این همه گناه که در این عمل است پس مؤمنینی که قبل از حرام شدن آن یا قبل از نزول این آیه مرتکب آن شده‌اند تکلیفشان چیست؟ جواب می‌دهد اگر تقوا پیشه کنند خطری متوجهشان نیست.

بنابراین، اینکه گفتیم بعضی مراد از طعام را خوردنی­ها گرفته آنگاه برای اینکه آیه معنای صحیحی به خود بگیرد توجیهاتی کرده‌اند صحیح نیست، زیرا بنابراین، معنا یا این است که این آیه می‌خواهد مفهوم خود را ثابت کند، یا آنکه در این مقام نیست، اگر غرض اثبات مفهوم باشد یعنی خوردنی­های حلال را بر غیر مؤمنین با تقوا حرام کند سر از مخالفت صریح امثال آیه: ﴿قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یوم القیمه﴾
در می‌آورد.

زیرا از این آیه و امثالش، بلکه از مذاق دین اسلام استفاده می‌شود که احدی را منع از خوردنی­های حلال نکرده چون فطرت انسان ناچار به مباح دانستن آن در حیات انسانی می‌باشد. و یا این است که نمی‌‌خواهد مفهوم خود را اثبات کند، در این صورت برگشت معنای آیه به این می‌شود: جایز است خوردن برای کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح می‌کنند به شرطی که تقوا پیشه خود سازند. و حال آنکه جواز خوردن مختص به پارسایان نیست، بلکه برای مردم بی تقوا هم جایز است. و به فرضی که مختص به مردم با تقوا باشد شرط نیست که مرتبه شدید از تقوا را دارا باشند، این اشکال به تمام وجوهی که در توجیه آیه بنابر حمل ﴿فیما طعموا﴾ بر مطلق طعام­های حلال نه بر شراب ذکر کرده‌اند وارد است، و هیچ­کدام خالی از این اشکال نیست، زیرا برگشت معنای همه آن وجوه به این معنا است: کسانی که ایمان آورده و عمل صالح می‌کنند اگر از محرمات بپرهیزند حرجی بر آنها نیست که از خوردن حلال­ها بهره‌مند شوند. و واضح است که این معنا خالی از یکی از آن دو اشکال نیست.

وجوه مختلفی در بیان مراد آیه: ﴿لیس علی الذین امنوا و عملو الصالحات جُناحٌ فیما طعموا﴾ گفته شده است:

بعضی گفته‌اند که در این آیه چیزی حذف شده، و تقدیر آن چنین است: ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِمُوا و غیره اذا ما اتقوا المحارم﴾ یعنی؛ حرجی نیست بر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند در آنچه تاکنون از این گناه و غیر آن مرتکب شده‌اند مادامی که از حرام‌ها بپرهیزند. و این وجه صحیح نیست، زیرا صرف نظر از اینکه در کلام دلیلی بر این تقدیر نیست اشکال سابق هم در جای خود باقی است.

پس آنچه بی اشکال است این است که بگوییم: آیه مورد بحث از نظر اینکه متصل است به آیات قبلی خود و با آنها در یک سیاق است، معنای همانها را هم می‌دهد، بنابراین، آیه مورد بحث مانند آیات قبلی خود متعرض حال مسلمین است که مبتلای به شرب خمر بوده یا گاهگاهی آن را می‌نوشیده‌اند، و از راه قمار مال به دست آورده یا از گوشت قربانیان انصاب خورده‌اند.

گویا زبان حال این گونه اشخاص بعد از نزول آیات تحریم این بوده که تکلیف ما و سایر مسلمین که مثل ما هستند نسبت به گذشته و شراب‌‌هائی که خورده ایم و گناهانی که کرده­ایم چیست؟

و گویا این آیه جواب است از زبان حال آنها، به اینکه حرجی بر آنها نیست، در صورتی که از مردان با ایمان و صالح و با تقوا و نیکوکار باشند، با ایمان باشند، یعنی به خدا و تمامی احکامی که بر رسول خدا6 نازل شده ایمان داشته باشند، صالح باشند، یعنی جز عمل نیک انجام ندهند، با تقوا باشند یعنی خود را در مسیر تقوا قرار دهند، نیکوکار باشند یعنی احسان کنند به عمل کردن بر طبق احکامی که
نازل شده.

و با این بیان روشن می‌شود؛ که مراد از موصول (ما) در جمله (فیما طعموا) یا خمر است از جهت خوردن آن، و یا خمر و میسر و انصاب و ازلام است از جهت خوردنی که ممکن است به هر یک متعلق شود، و معنای آیه این می‌شود: حرجی نیست بر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح کرده‌اند در آنچه که قبل از تحریم از شراب یا آن محرمات دیگر چشیده‌اند.

اما اینکه فرمود: ﴿إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا﴾ ظاهر اینکه فرموده: (اذا ما) این است که خواسته است همان موضوعی را که در ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ﴾ مذکور شده تکرار کند، تا دلالت کند بر اینکه وصف ایمان و عمل صالح دخالت در حکم نفی «جُناحٌ» دارد، نظیر اینکه در خطاب به مؤمنین می‌‌فرماید: ﴿ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ﴾ و اینگونه تعبیرها در لسان عرب بسیار است.

و ظاهر اینکه فرمود: ﴿ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا﴾ این است که ایمان بعد از ایمان معتبر است، و مراد از آن همان ایمان تفصیلی است، یعنی ایمان به یک یک احکامی که رسول الله6 از ناحیه پروردگار خود آورده، به طوری که یکی از آنها را انکار و رد نکند و در حقیقت در برابر اوامر و نواهی رسول الله6 تسلیم شود، و ظاهر اینکه فرمود: ﴿ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا﴾ این است که می‌خواهد به حسب اعتبار، ایمان بعد از ایمان را احسان بشمارد، و این اعتبار، اعتبار صحیحی است، چون احسان را دو معنا است؛ یکی همان انجام دادن عمل است به وجه حسن و نیکویش، و بدون اینکه در آن هیچ گونه قصد سوئی در کار باشد.

دوم احسانی است که به دیگران هم می‌رسد، و آن کارهای پسندیده است که چیزی از آن که خوشایند باشد عاید غیر هم بشود، کما اینکه در آیه مورد بحث به معنای اول است، به این بیان که تقوای دینی تنها با ایمان به خدا و تصدیق به حقانیت دین و بدون ایمان تفصیلی به یک یک احکام آن، آن‌طور که باید حقش ادا نمی‌‌شود، زیرا رد کردن و نپذیرفتن یکی از احکام دین در حقیقت رد کردن اصل دین است، و این ایمان تفصیلی هم وقتی در ادای حق تقوا کفایت می‌کند، که توام با عمل به آن احکام و به هر چه که از فعل و ترک اقتضا دارند بوده باشد.

پس بر کسی که بخواهد برای آخرت خود توشة تقوا فراهم کند واجب است که ایمان به خدا آورده و عمل صالح کند، و نیز به رسول خدا6 در یک یک احکامی که آورده ایمان بیاورد، و علاوه در تمامی این مراحل سلوکش بر سبیل احسان باشد.

و اما اینکه سه بار تقوا را تکرار کرد و مراحل سه‌گانه ایمان و عمل صالح و احسان را به آن تقیید نمود، برای این بود که تاکید کند؛ در اشاره به لزوم مقارنت این مراحل با تقوای واقعی و اینکه نباید در این مراحل هیچ گونه غرض غیر دینی در کار باشد.

آنچه از تاريخ بدست مى‏آيد اين است كه تحريم شراب مانند تحريم شرك و زنا از ناحيه رسول خدا6 نزد مشركين معروف بوده، چنان كه ابن هشام در سيره خود نقل كرده كه اعشى بن قيس به قصد مكه و زيارت رسول اللَّه6 و تشرف به اسلام بيرون آمد و قصيده‏اى را در مدح رسول اللَّه6 سروده بود كه مطلعش اين بيت بوده:

 

ا لم تغتمض عيناك ليلهٔ ارمدا

 

و بت كما بات السليم مسهدا[2]

نزديكى‏هاى شهر مكه به بعضى از مشركين قريش برخورد، مردى پرسيد، كجا می‌‌‌روی؟

گفت: مكه، پرسيد به چه كار به مكه مى‏روى؟ گفت مى‏روم تا رسول اللَّه6 را ديدار نموده و اسلام آورم. مرد مكى گفت زنهار اى ابا بصير، مبادا چنين كارى كنى كه او زنا را تحريم مى‏كند. اعشى گفت: و اللَّه قسم من با زنا سر و كارى نداشته و از تحريم آن باكى ندارم. مرد مكى گفت: نه تنها زنا را تحريم مى‏كند بلكه شراب را هم تحريم مى‏كند، در اينجا اعشى در تصميم خود قدرى سست شد و گفت: داستان تحريم شراب كار مسلمان شدن را به تعويق مى‏اندازد، زيرا هنوز در دل من از محبت و علاقه به شراب بقايايى است كه نمى‏توانم آن را ناديده بگيرم ناچار بر مى‏گردم و خود را يك امسال سيراب مى‏كنم و سال ديگر بر مى‏گردم، اعشى برگشت به قصد اينكه سال ديگر مسلمان شود ليكن اجل مهلتش نداد.

بنابراين با اينكه همه، حتى مشركين هم داستان تحريم شراب را اطلاع داشتند ديگر چه معنايى مى‏توان براى رواياتى كه مى‏گويد قبل از نزول سوره مائده، شراب حرام نبود و يا حرمتش معلوم نشده بود، تصور كرد؟ مگر اينكه آنها را حمل كنيم بر اينكه اصحاب در آيات قرآنى اجتهاد كرده و از آيه سوره اعراف غفلت ورزيده‏اند. ‏

و كوتاه سخن اينكه، آيات قرآن مجيد در باره اينكه شراب در اسلام و قبل از هجرت تحريم شده است تصريح دارد، و آيه سوره مائده جز به منظور تاكيد و تشديد در تحريم قبلى و تحريك مردم در پذیرفتن آن و اينكه در انتها از اين نهى الهى و اقامه حكم حرمت استقبال کنند، نازل نشده است.

 


[1] . سوره انعام، آیه 125 و 126 .

[2] . آيا چشم‏هاى خود را بهم نمى‏نهى در شبى كه درد چشم دارى؟ و همانطورى كه مار گزيده نمى‏خوابد شب را به بيدارى بسر مى‏برى.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: