حدیث (1)
پیامبر اکرم6:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَةِ فَصَلَّاهَا لِوَقْتِهَا فَلَيْسَ هَذَا مِنَ الْغَافِلِينَ؛
هر مؤمنى محافظت بر نمازش نماید، و آن را در وقتش به جاآورد، از انسانهاى غافل شمرده نمىشود.[1]
حدیث (2)
پیامبر اکرم6:
لَا يَزَالُ الشَّيْطَانُ ذَعِراً مِنَ الْمُؤْمِنِ مَا حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ لوقتهن فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأَ عَلَيْهِ فَأَدْخَلَهُ فِي الْعَظَائِم؛
شیطان همیشه از مؤمن مىترسد تا زمانى که بر نمازهاى پنجگانه محافظت دارد و در وقتش به جا مىآورد، اما هنگامى که وقت نماز را ضایع کرد بر او جراءت پیدا مىکند و او را در گناهان بزرگ مىاندازد.[2]
حدیث (3)
امام صادق7:
«وَ إِنِّي لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ مِنْكُم الْمُؤْمِنِ إِذَا قَامَ فِي صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ أَنْ يُقْبِلَ بِقَلْبِهِ إِلَى اللَّـهِ. وَ لَا يَشْغَلَ قَلْبَهُ بِأَمْرِ الدُّنْيَا، فَلَيْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ يُقْبِلُ بِقَلْبِهِ فِي صَلَاتِهِ إِلَى اللَّـهِ إِلَّا أَقْبَلَ اللَّـهُ إِلَيْهِ بِوَجْهِهِ وَ أَقْبَلَ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَيْهِ بِالْمَحَبَّةِ لَهُ بَعْدَ حُبِّ اللَّـهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاه»؛
همانا من مؤمنى از شما را دوست دارم که وقتى به نماز فریضه مىایستد، با قلبش به سوى خدا متوجه گردد و قلب خود را در نماز به دنیا مشغول نسازد، پس هیچ مومنى نیست که با قلب خود در نمازش به سوى الله برود، مگر اینکه خداوند با همه الطافش به او رو مىآورد و بعد از آن قلوب همه مومنین هم از راه رأفت و مهربانى به سوى او رو مىآورد.[3]
حدیث (4)
امام باقر7:
إِذَا قَامَ الْمُؤْمِنُ فِي الصَّلَاةِ، بَعَثَ اللَّـهُ الْحُورَ الْعِينَ حَتَّى يَحْدِقْنَ بِهِ، فَإِذَا انْصَرَفَ وَ لَمْ يَسْأَلِ اللَّـهَ مِنْهُنَّ شَيْئاً انْصَرَفْن مُتَعَجِّبَات ؛
هنگامى که (نمازگزار) مؤمن به نماز مىایستد، خداوند حورالعین را به طرفش مىفرستد آن چنان که دور نمازگزار را مىگیرند و به او نگاه مىکنند، پس وقتى نمازگزار نمازش را تمام کرد و از خدا چیزى نخواست، حورالعین با تعجب از او دور مىشوند.[4]
حدیث (5)
امام صادق7:
لیس من عبد مؤمن یقبل بقلبه على الله – عز و جل – فى صلوته و دعائه الا اقبل الله ـ عز و جل ـ علیه بقلوب المؤمنین الیه؛
همانا بنده مؤمنى نیست که با قلبش در نماز و دعاء به خدا رو کند، مگر اینکه خداوند قلبهاى مؤمنین را به طرف او متوجه کند.[5]
حدیث (7)
امام صادق7:
ایما مؤمن سجد الله سجدة لشکر نعمة غیر صلاة، کتب الله له بها عشر حسنات و مما عنه عشر سیئات و رفع له عشر درجات فى الجنان؛
هر مؤمنى در غیر از حال نماز سجده شکرى جهت نعمتى به جاى آورد، خداوند به خاطر آن، ده حسنه براى او بنویسد و ده گناه از نامه عملش پاک کند و ده درجه براى او در بهشت بالا ببرد.[6]
حدیث (8)
پیامبر اکرم6:
علم الاسلام الصلاة فمن فرع لها قبلة و حافظ علیها بحدها و وقتها و سنتها فهو مؤمن؛
نماز، پرچم اسلام است، مؤمن واقعى کسى است که دل به آن دهد و مراقب حدود و آداب وقت آن باشد.[7]
حدیث (9)
امیرالمؤمنین على7 :
و قد عرف حقها (الصلوة ) رجال من المؤمنین الذین تشغلهم عنها زینة متاع، و لاقرة عین من ولد و لا مال، یقول الله سبحانه: «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة »؛
حق نماز را مؤمنین شناختهاند که نه زینتهاى دنیا، نه نور چشمىها از فرزند و مال، آنان را از عبادت پروردگارشان باز نمىدارد زیرا که خداوند سبحان میگوید: «مردانى هستند که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمىدارد».[8]
حدیث (10)
پیامبر اکرم6:
اذا قام العبد المؤمن فى صلاته نظر الله – عز و جل – الیه؛
وقتى که بنده مؤمن به نماز مىایستد، خداوند سبحان به او نظر مىکند.[9]
حدیث (11)
امام باقر7:
فما من مؤمن یوافق تلک الساعة ان یکون ساجدا او راکعا او قائما الا حرم الله جسده على النار؛
هیچ مؤمنى نیست که در چنین وقت نماز در حال سجود و یا رکوع یا قیام باشد، مگر این که خدا جسمش را بر آتش حرام کرده است.[10]
حدیث (12)
پیامبر اکرم6:
اذا قام العبد المؤمن فى صلاته نظر الله – عز و جل – الیه او قال اقبل الله علیه حتى ینصرف و اظلته الرحمة من فوق راءسه الى افق السماء و الملئکة تحفه من حوله الى افق السماء و کل الله به ملکا قائما على راءسه یقول له ایها المصلى لو تعلم من ینظر الیک و من تناجى ما التفت و لازلت من موضعک ابدا؛
هرگاه بنده مؤمن به نماز برخیزد، خداوند به او نظر مىکند (یا فرمود) خداوند به او روى مىکند تا از نماز فارغ شود و رحمت از بالاى سرش تا افق آسمان بر او سایه مىافکند و فرشتگان اطراف او را تا آسمان مىپوشانند و خداوند فرشتهاى را بر سر او موکل مىکند که به او مىگوید اى نمازگزار!
اگر بدانى چه کسى به تو نظر مىکند و با چه کسى مناجات مىکنى،
به چیز دیگرى توجه نخواهى کرد و هرگز از جایگاه خود کنار
نخواهى رفت .[11]
حدیث (13)
پیامبر اکرم6:
الصلاة سلاح على الکافر؛
نماز سلاح مؤمن علیه کافر است .[12]
حدیث (14)
پیامبر اکرم6:
الصلاة زاد للمؤمن من الدنیا الى الاخرة؛
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا براى آخرت مىباشد.[13]
حدیث (15)
پیامبر اکرم6:
ما من لیلة الا و ملک الموت ینادى یا اهل القبور لمن تغبطون الیوم …. فیقول الموتى: انما نغبط المؤمنین فى مساجدهم لانهم یصلون و لا نصلى …؛
هر شب فرشته مرگ ندا مىکند: اى اهل قبور!نسبت به چه کسى غبطه مىخورید؟.. مردگان در جواب گویند: ما به مؤمنانى غبطه مىخوریم که در مساجد نماز مىخوانند در حالى که ما نماز نمىخوانیم.[14]
حدیث (16)
پیامبر اکرم6:
الصلاة نورالمؤمن و الصلاة نور من الله؛
نماز نور مؤمن است و نماز نورى از خداوند است.[15]
حدیث (17)
پیامبر اکرم6:
ان الصلوة قربان المؤمن؛
همانا نماز خواندن وسیله نزدیکى مؤمن به خداست.[16]
حدیث (18)
پیامبر اکرم6:
الصلوة، معراج المؤمن؛
نماز، معراج مؤمن است .[17]
حدیث (19)
امام صادق7:
شَرَفُ المُؤمِنِ صلاتُهُ باللیلِ، وعِزُّ المؤمِنِ کَفُّهُ عن أعراضِ الناسِ؛
شرافت مؤمن، نماز شب اوست، و عزّت مؤمن، خوددارى او از لطمه زدن به آبروى مردم.[18]
حدیث (20)
امام صادق7:
یَنبَغی للمؤمنِ أن لا یَموتَ حتّى یَتَعَلَّمَ القرآنَ، أو یکونَ فی تَعَلُّمِهِ؛
سزاوار است که مؤمن پیش از آن که بمیرد، قرآن را بیاموزد یا در حال آموختن آن بمیرد .[19]
حدیث (21)
امام صادق7:
إِنَّ المُؤمِنَ یَغبِطُ وَلایَحسُدُ وَالمُنافِقُ یَحسُدُ وَلایَغبِطُ؛
مؤمن غبطه مىخورد و حسادت نمىورزد، منافق حسادت مىورزد و غبطه نمىخورد.[20]
حدیث (22)
امام صادق7:
إِنَّ اللـّه فَوَّضَ إِلَى المُؤمِنِ اُمورَهُ کُلَّها وَلَم یُفَوِّض إِلَیهِ أَن یَکونَ ذَلیلاً أَما تَسمَعُ الله تَعالى یَقولُ: (وَ لِلّـهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنینَ)؟ فَالمُؤمِنُ یَکونُ عَزیزا وَلا یَکونُ ذَلیلاً قالَ: إِنَّ المُؤمِنَ أَعَزُّمِنَ الجَبَلِ لأَِنَّ الجَبَلَ یُستَقَلُّ مِنهُ بِالمَعاوِلِ وَالمُؤمِنُ لایُستَقَلُّ مِن دینِهِ بِشَىْ ءٍ؛
خداوند اختیار همه کارها را به مؤمن داده اما این اختیار را به او نداده است که ذلیل باشد. مگر نشنیدهاى که خداى تعالى مىفرماید: عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنین است؟ پس، مؤمن عزیز است و ذلیل نیست. [در ادامه] فرمودند: مؤمن از کوه محکمتر است، زیرا از کوه با ضربات تیشه کم مىشود اما با هیچ وسیلهاى از دین مؤمن نمىتوان کاست.[21]
حدیث (23)
پیامبراکرم6:
اِتَّقُواالله وَأَصلِحواذاتَ بَینِکُمْ فَإِنَ الله یُصلِحُ بَینَ المُؤمِنینَ یَومَ القیامَةِ؛
تقواى الهى داشته باشید و اصلاح کنید میان خودتان را زیرا خداوند در روز قیامت میان مؤمنین را اصلاح مىکند.[22]
حدیث (24)
پیامبراکرم6:
مَن واسَى الفَقیرَ وَأَنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ فَذلِکَ المُؤمِنُ حَقّا؛
هر کس به نیازمند کمک مالى کند و با مردم منصفانه رفتار نماید چنین کسى مؤمن حقیقى است.[23]
حدیث (25)
امام علی7:
مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنکَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ کَیدَهُ؛
هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو مىبخشد و هر کس نهى از منکر نماید بینى منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان مىماند.[24]
حدیث (26)
پیامبراکرم6:
یا عَلىُّ، مِن کَرامَةِ المُؤمِنِ عَلَى الله اَنـَّهُ لَم یَجعَل لِاَجلِهِ وَقتا حَتّى یَهُمَّ بِبائقَةٍ فَاِذا هَمَّ بِبائقَةٍ قَبَضَهُ اِلَیهِ؛
اى على! از ارجمندى مؤمن در نزد خدا این است که برایش وقت مرگ، معیّن نفرموده است، تا زمانى که قصد شرّى کند. آن گاه خداوند جانش را بستاند.[25]
حدیث (27)
امام صادق7:
مَن اَحصى عَلى اَخیهِ المُؤمِنِ عَیبا لِیَعیبَهُ بِهِ یَوما ما کانَ مِن اَهلِ هذِهِ الآیَةِ قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: اِنَّ الَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفِاحِشَةُ فِى الَّذینَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ فِى الدُّنیا وَ الآخِرَةِ وَ الله یَعلَمُ وَ اَ نتُم لا تَعلَمونَ؛
هر کس درصدد عیب جویى برادر مؤمنش برآید، تا با آن روزى او را سرزنش کند، مشمول این آیه است: کسانى که دوست دارند، زشتىها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا کند، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت خواهد بود و خداوند مىداند و شما نمىدانید.[26]
حدیث (28)
امام صادق7:
اِنَّ لِلمُؤمِنِ عَلى المُؤمِنِ سَبعَةَ حُقوقٍ، فَاَوجَبُها اَن یَقولَ الرَّجُلُ حَقّا وَ اِن کانَ عَلى نَفسِهِ اَو عَلى والِدَیهِ، فَلا یَمیلَ لَهُم عَنِ الحَقِّ؛
مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است. واجبترین آنها این است که آدمى تنها حق را بگوید، هر چند بر ضد خود یا پدر و مادرش باشد و به خاطر آنها از حق منحرف نشود.[27]
حدیث (29)
پیامبراکرم6:
وَالّذى نَفسى بِیَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـکُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَینَـکُم؛
به خدایى که جانم در اختیار اوست، وارد بهشت نمىشوید مگر مؤمن شوید و مؤمن نمىشوید، مگر این که یکدیگر را دوست بدارید. آیا مىخواهید شما را به چیزى راهنمایى کنم که با انجام آن، یکدیگر را دوست بدارید؟ سلام کردن بین یکدیگر را رواج دهید.[28]
حدیث (30)
امام محمد باقر7:
«إِنَّ هَذَا اللِّسَانَ مِفْتَاحُ كُلِّ خَيْرٍ وَ شَرٍّ فَيَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَخْتِمَ عَلَى لِسَانِهِ كَمَا يَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِه»
زبان، کلید هر خوبى و بدى است، پس سزاوار است که مؤمن بر زبان خود مهر زند، چنانکه بر طلا و نقرهاش مهر مىزند.[29]
حدیث (31)
امام محمد باقر7:
«صَانِعِ الْمُنَافِقَ بِلِسَانِكَ وَ أَخْلِصْ مَوَدَّتَكَ لِلْمُؤْمِنِ وَ إِنْ جَالَسَكَ يَهُودِيٌّ فَأَحْسِنْ مُجَالَسَتَه».
با منافق با زبانت مدارا کن، و مؤمن را از دل دوست بدار، و اگر با یهودى نیزهمنشین شدى، خوشرفتارى کن.[30]
حدیث (32)
امام محمد باقر7:
«فِي كُلِّ قَضَاءِ اللَّـهِ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِن»
در هر قضاى الهى، براى مؤمن خیرى نهفته است .[31]
حدیث (33)
امام محمد باقر7:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَخُ الْمُؤْمِنِ لَا يَشْتِمُهُ وَ لَا يَحْرِمُهُ وَ لَا يُسِيءُ بِهِ الظَّن»
مؤمن برادر مؤمن است، او را دشنام نمىدهد، از او دریغ نمىکند، و به او گمان بد نمىبرد .[32]
حدیث (34)
امام محمد باقر7:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا صَافَحَ الْمُؤْمِنَ تَفَرَّقَا مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ».
چون مؤمن با مؤمنى دست دهد، پاک و بىگناه از یکدیگر جدا مىشوند .[33]
حدیث (35)
امام محمد باقر7:
«إِنَّ اللَّـهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ كُلَّ عَبْدٍ دَعَّاءٍ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي السَّحَرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهَا سَاعَةٌ تُفَتَّحُ فِيهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تُقَسَّمُ فِيهَا الْأَرْزَاقُ وَ تُقْضَى فِيهَا الْحَوَائِجُ الْعِظَام»
خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بندهاى را دوست دارد که بسیار دعا کند، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب، زیرا آن، ساعتى است که درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود.[34]
حدیث (36)
امام محمد باقر7:
«إِنَّ اللَّـهَ يَتَعَهَّدُ عَبْدَهُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ كَمَا يَتَعَهَّدُ الْغَائِبُ أَهْلَهُ بِالْهَدِيَّةِ وَ يَحْمِيهِ عَنِ الدُّنْيَا كَمَا يَحْمِي الطَّبِيبُ الْمَرِيض»
خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار مىدهد، چنان که سفر کردهاى براى خانواده خود هدیه مىفرستد، و او را از دنیا پرهیز مىدهد، چنانکه طبیب مریض را پرهیز مىدهد. [35]
حدیث (37)
امام سجّاد7:
مَن سَقى مُؤمنا مِن ظَمَأٍ سَقاهُ اللهُ مِنَ الرَّحیقِ الَمختوم؛
هرکه مؤمن تشنهاى را آب دهد خداوند او را از شراب سر به مُهر بهشتى بنوشاند. [36]
حدیث (38)
پیامبراکرم6:
المُؤْمِنُ یَأْکُلُ بشَهْوَةِ أهْلِهِ، والمُنَافِقُ یَأْکُلُ أهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ.
مؤمن، به میل خانوادهاش خود غذا مىخورد و منافق، خانوادهاش به میل او مىخورند.[37]
حدیث (39)
امام حسن عسکری7:
«مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّه»
چه زشت است که مؤمن هوسی داشته باشد که او را خوار کند.[38]
حدیث (40)
پیامبراکرم6:
يُطْبَعُ الْمُؤْمِنُ عَلَى كُلِّ خلق لیس الْخِيَانَةِ وَ الْكَذِبِ؛
مؤمن هر خوئى خواهد داشت مگر خیانت و دروغ گوئى.[39]
حدیث (41)
پیامبراکرم6:
وَيْلٌ لِمَنْ اسْتَطَالَ عَلَى مُسْلِم فَانْتَقَصَ حَقَّه؛
واى بر آن که به مؤمنى تطاول کند و حق او را بکاهد.[40]
حدیث (42)
پیامبراکرم6:
وَصُبَّ الْمُؤْمِنُ كَفَّارَةِ الْخَطَايَا ؛
بیمارى مؤمن کفاره گناهان است.[41]
حدیث (43)
پیامبراکرم6:
و أیُ المؤمن حقّ واجب؛
وعده مؤمن حقى است (که اداى آن) واجب است.[42]
حدیث (44)
پیامبراکرم6:
نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ أَبْلَغُ مِنْ عَمَلِه؛
نیت مؤمن از عمل وى شایستهتر است.[43]
حدیث (45)
پیامبراکرم6:
نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَ عُمِلَ الْمُنَافِق خَيْرٌ مِنْ نیّته وَ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى نیّته فَإِذَا عَمِلَ الْمُؤْمِنُ عَمَلًا نَارٍ فِي قَلْبِه نُورِ؛
نیت مؤمن از عمل او بهتر است و عمل منافق از نیت او بهتر است و هر کدام بر نیت خود کار مىکنند و چون مؤمن عملى کند در قلب وى نورى روشن شود.[44]
حدیث (46)
پیامبراکرم6:
نعم سلاح المؤمن الصّبر و الدّعاء؛
چه نیکو سلاحى است صبر و دعا براى مؤمن.[45]
حدیث (47)
پیامبراکرم6:
نعم العطیّه کلمه حقّ تسمعها ثمّ تحملها إلى أخ لک مسلم؛
چه نیکو عطائی است سخن حقى که بشنوى و به برادر مؤمن خویش برسانى.[46]
حدیث (48)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ الذی یخالط النَّاسِ وَ یصبر عَلَى أَذَاهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْمُؤْمِنِ الذی لَا یخالط النَّاسِ وَ لَا یصبر عَلَى أَذَاهُمْ؛
مؤمنى که با مردم آمیزش کند و بر آزارشان صبر کند از مؤمنى که با مردم آمیزش نکند و بر آزارشان صبر نکند بهتر است.[47]
حدیث (49)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ بخیر عَلَى کلّ حَالٍ، ینزع نَفْسه مِنْ بین جنبیه وَ هُوَ یحمد اللَّـهُ؛
مؤمن همیشه خوب است جانش از تن میرود و خدا را ستایش مىکند.[48]
حدیث (50)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ مِنْ أَهْلِ الإیمان بِمَنْزِلِةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ یألم الْمُؤْمِنِ لِأَهْلِ الإیمان کما یألم الْجَسَدِ لِمَا فی الرَّأْسِ؛
مؤمن نسبت به اهل ایمان چون سر نسبت به تن است مؤمن از رنج مؤمنان رنجور شود چنان که تن از رنج سر رنجور گردد.[49]
حدیث (51)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ یألف وَ لَا خیر فیمن لَا یألف وَ لَا یؤلف؛
مؤمن الفت گیرد و هر که الفت نگیرد و الفت نیارد خیرى در او
نیست.[50]
حدیث (52)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کالبنیان الْمَرْصُوصِ یشدّ بَعْضُهُ بَعْضاً؛
مؤمن نسبت به مؤمن چون بناى محکم است که اجزاى آن یکدیگر را استحکام بخشد.[51]
حدیث (53)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ مرآه الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ یحوطه مِنْ وَرَائِهِ؛
مؤمن آئینه مؤمن است و مؤمن برادر مؤمن است از پشت سر مراقب اوست.[52]
حدیث (54)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُونَ هیّنون لیّنون کالجمل الْأَلْفِ إِنْ قید إنقاد وَ إِذَا أنیخ عَلَى صخره إستناخ؛
مؤمنان نرم خو و ملایمند چون شتر دستآموز که اگر بکشندش برود و اگر بر سنگى به خوابانندش بخوابد.[53]
حدیث (55)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ منفعه إِنْ ماشیته نفعک وَ إِنْ شَاوَرَتْهُ نفعک وَ إِنْ شارکته نفعک وَ کلّ شیء مِنْ أَمْرِهِ منفعه؛
مؤمن مایه سود است اگر همراهش شوى سودت دهد و اگر با وى مشورت کنى سودت دهد و اگر شریکش شوى سودت دهد و همه کار وى مایه سود است.[54]
حدیث (56)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ هیّن لیّن حَتَّى تخاله مِنْ اللین أَحْمَقُ؛
مؤمن نرم خو و ملایم است تا آنجا که از نرم خوئى احمقش پندارى.[55]
حدیث (57)
پیامبراکرم6:
المؤمن أخوا المؤمن لا یدع نصیحته على کلّ حال؛
مؤمن برادر مؤمن است و به هر حال از خیر خواهى او چشم نپوشد.[56]
حدیث (58)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ يَسِيرُ الْمَئُونَة؛
مؤمن کم حاجت است.[57]
حدیث (59)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِر؛
مؤمن هوشیار و دقیق و محتاط است.[58]
حدیث (60)
پیامبراکرم6:
المؤمن یوم القیمه فی ظلّ صدقته؛
مؤمن روز قیامت در سایه صدقه خویش است.[59]
حدیث (61)
پیامبراکرم6:
الْمُؤْمِنُ عِزٌّ كَرِيمٌ وَ الْفَاجِرُ خَبٌّ لَئِيم؛
مؤمن شریف و کریم است و فاجر فریبکار و فرومایه است.[60]
حدیث (62)
پیامبراکرم6ٍ:
المؤمن للمؤمن کالبنیان یشدّ بعضه بعضا؛
مؤمن نسبت به مؤمن چون بناست که قسمتى از آن قسمت دیگر را محکم کند.[61]
حدیث (63)
پیامبراکرم6:
المؤمن من أمنه النّاس على أنفسهم و أموالهم و دمائهم؛
مؤمن آن است که مردم او را بر جان و مال و خون خویش امین شمرند.[62]
حدیث (64)
پیامبراکرم6:
مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً كَانَ كَمُبْتَدِئِهَا وَ مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَه؛
هر که عمل بدى را شایع کند چون عامل آن است و هر که مؤمنى را به کارى عیب کند نمیرد تا مرتکب آن شود.[63]
حدیث (65)
پیامبراکرم6:
من أفضل العمل إدخال السّرور على المؤمن تقضی عنه دینا، تقضی له حاجه، تنفّس له کربه؛
از بهترین عملها خوشحال کردن مؤمن است؛ به این که دین وى را ادا کنى، حاجتى از او بر آورى یا محنتى از او بر طرف کنى.[64]
حدیث (66)
پیامبراکرم6:
من کرامة المؤمن على اللَّـه تعالى نقاء ثوبه و رضاه بالیسیر؛
از لوازم حرمت مؤمن نزد خدا است که جامهاش پاکیزه باشد و به اندک خشنود گردد.[65]
حدیث (67)
پیامبراکرم6:
مَنْ رَمَى مُؤْمِناً بِكُفْرٍ فَهُوَ كَقَتْلِه؛
هر که مؤمنى را به کفر نسبت دهد چنان است که او را کشته باشد.[66]
حدیث (68)
پیامبراکرم6:
من أخاف مؤمنا کان حقّا على اللَّـه أن لا یؤمنه یوم القیمه؛
هر که مؤمنى را بترساند بر خدا واجب است روز قیامت ایمنش نکند.[67]
حدیث (69)
پیامبراکرم6:
من أذلّ عنده مؤمن فلم ینصره و هو یقدر على أن ینصره أذلّه اللَّـه على رؤس الأشهاد یوم القیامه؛
هر که مؤمنى را پیش او خوار کنند و تواند یارى او کند و نکند روز قیامت خدا پیش همگان خوارش کند.[68]
حدیث (70)
پیامبراکرم6:
مَنْ سَرَّتْهُ حَسَنَتُهُ وَ سَاءَتْهُ سَيِّئَتُهُ فَهُوَ مُؤْمِن؛
هر که از اعمال خویش خرسند و از اعمال بد خویش دلتنگ شود، مؤمن است.[69]
حدیث (71)
پیامبراکرم6:
من نفّس من مسلم کربه من کرب الدّنیا نفّس اللَّـه عنه کربه من کرب یوم القیامه، و من یسّر على معسر یسّر اللَّـه علیه فی الدّنیا و الآخره، و من ستر على مسلم ستر اللَّـه علیه فی الدّنیا و الآخره؛
هر که غمى از غمهاى دنیا را از مؤمنى بردارد خدا غمى از غمهاى روز قیامت از او بردارد و هر که بر تنگدستى آسان گیرد خدا در دنیا و آخرت بر او آسان گیرد و هر که راز پوش مسلمانى شود خدا در دنیا و آخرت راز پوش وى شود.[70]
حدیث (72)
پیامبراکرم6:
ملعون من ضارّ مؤمنا أو مکر به؛
هر که به مؤمنى زیان رساند یا با او حیله کند ملعون است.[71]
حدیث (73)
پیامبراکرم6:
مثل المؤمن کالبیت الخراب فی الظّاهر فإذا دخلته وجدته مونقا و مثل الفاجر کمثل القبر المشرّف المجصّص یعجب من رآه و جوفه ممتلئ نتنا؛
حکایت مؤمن چون خانهاى است به ظاهر خراب که چون وارد آن شوى ببینى پاکیزه است و حکایت بد کار چون قبر مرتفع گچ کارى است بیننده را به شگفت آرد و باطن آن از عفونت پر است.[72]
حدیث (74)
پیامبراکرم6:
مثل المؤمن مثل سبیکه الذّهب إن نفخت علیها احمرّت و إن وزنت لم تنقص؛
حکایت مؤمن چون شمس طلا است اگر بر آن بدمند، سرخ شود و اگر وزنش کنند کمتر نشده است.[73]
حدیث (75)
پیامبراکرم6:
مثل المؤمن مثل النّخله، ما أخذت منها من شی ء نفعک؛
حکایت مؤمن چون نخل است هر چه از آن گیرى سودت دهد.[74]
حدیث (76)
پیامبراکرم6:
مثل المؤمن کمثل المنخله لا تأکل إلّا طیّبا و لا تضع إلّا طیّبا؛
حکایت مؤمن چون غربال است جز پاکیزه نخورد و جز پاکیزه ندهد.[75]
حدیث (77)
پیامبراکرم6:
مثل المؤمن مثل السّنبله یحرّکها الرّیح فتقوم مرّه و تقع أخرى و مثل الکافر کمثل الارزه لا تزال قائمه حتّى تنقعر؛
حکایت مؤمن چون خوشه است که باد آن را تکان دهد نوبتى بایستد و نوبت دیگر بیفتد و حکایت کافر چون درخت صنوبر است که پیوسته به پا باشد تا از ریشه بر آید.[76]
حدیث (78)
پیامبراکرم6:
ما یحلّ لمؤمن أن یشتدّ إلى أخیه بنظره تؤذیه؛
روا نیست که مؤمنى به برادر خویش به تندى نظر کند که مایه آزار او شود.[77]
حدیث (79)
پیامبراکرم6:
ما شبّهت خروج المؤمن من الدّنیا إلّا مثل خروج الصّبیّ من بطن أمّه من ذلک الغمّ و الظلمه إلى روح الدّنیا؛
برون شدن مؤمن را از دنیا به برون شدن کودک از شکم مادر از آن محنت و ظلمت به راحت دنیا تشبیه میکنم.[78]
حدیث (80)
پیامبراکرم6:
ما استفاد المؤمن بعد تقوى اللَّـه عزّ و جلّ خیرا له من زوجه صالحه إن أمرها أطاعته و إن نظر إلیها سرّته و إن أقسم علیها أبرّته و إن غاب عنها نصحته فی نفسها وماله؛
مؤمن پس از پرهیزکارى خداى عز و جل چیزى بهتر از زن پارسائى که فرمانش دهد اطاعت کند و اگر بدو نگرد مسرورش کند و اگر در باره او قسم خورد قسمش را رعایت کند واگر از او غایب شود مال وى و عفت خویش حفظ کند، چیزى بهتر از این نیابد.[79]
حدیث (81)
پیامبراکرم6:
ما اجتمع الرّجاء و الخوف فی قلب مؤمن إلا أعطاه اللَّـه عزّ و جلّ الرّجاء و آمنه الخوف؛
امید و ترس در دل مؤمن مجتمع نشود جز آن که خدا عز و جل امید بدو عطا کند و از بیم ایمنش سازد.[80]
حدیث (82)
پیامبراکرم6:
ما یصیب المؤمن وصب و لا نصب و لا سقم و لا آذى و لا حزن إلّا کفّر اللَّـه به من خطایاه؛
رنج و سختى و مرض و آزارى و غمى به مؤمن نرسد مگر خدا در قبال آن از گناهان وى محو کند.[81]
حدیث (83)
پیامبراکرم6:
لا ینبغی لمؤمن أن یذلّ نفسه؛
شایسته مؤمن نیست که خویشتن را خوار کند.[82]
حدیث (84)
پیامبراکرم6:
لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْن ؛
مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمىشود.[83]
حدیث (85)
پیامبراکرم6:
لا یؤمن عبد حتّى یحبّ لنفسه من الخیر ما یحبّ لأخیه المسلم؛
بندهاى مؤمن نباشد تا هر چیزى براى خویش مىخواهد براى برادر مسلمان خویش بخواهد.[84]
حدیث (86)
پیامبراکرم6:
لا تجتمع خصلتان فی مؤمن: البخل و الکذب؛
دو صفت در مؤمن فراهم نشود بخل و دروغ.[85]
حدیث (87)
پیامبراکرم6:
لیغشینّ أمّتی من بعدی فتن کقطع اللّیل المظلم، یصبح الرّجل فیها مؤمنا و یمسی کافرا، یبیع أقوام دینهم بعرض من الدّنیا قلیل؛
پس از من امتم را فتنهها خواهد گرفت چون پارههاى شب تاریک که در اثناى آن مرد هنگام صبح مؤمن است و به شب کافر شود و کسانى دینشان را به مال ناچیز دنیا فروشند.[86]
حدیث (88)
پیامبراکرم6:
لیس من خلق المؤمن الملق؛
تملق از اخلاق مؤمن نیست.[87]
حدیث (89)
پیامبراکرم6:
لیس من أخلاق المؤمن التّملّق و لا الحسد إلّا فی طلب العلم؛
تملق و حسد بر مؤمن روا نیست مگر در طلب علم.[88]
حدیث (90)
پیامبراکرم6:
لیس شیء أکرم على اللَّـه تعالى من المؤمن؛
هیچ چیز نزد خداى والا گرامىتر از مؤمن نیست.[89]
حدیث (91)
پیامبراکرم6:
لیس المؤمن بالطّعّان و لا اللّعان و لا الفاحش و لا البذی ء؛
مؤمن طعنه زن و لعنت گر و بد گو و بد زبان نیست.[90]
حدیث (92)
پیامبراکرم6:
لیس المؤمن الّذی یشبع و جاره جائع إلى جنبه؛
هر که سیر باشد و همسایهاش پهلوى وى گرسنه باشد،
مؤمن نیست.[91]
حدیث (93)
پیامبراکرم6:
لیبشر فقراء المؤمنین بالفراغ یوم القیامه قبل الأغنیاء بمقدار خمسمائه عام هؤلاء فی الجنّه ینعمون و هؤلاء یحاسبون؛
مؤمنان فقیر را بشارت که روز قیامت به اندازه پانصد سال زودتر از اغنیا فارغ شوند آنان در بهشت متنعمند و اینان حساب پس مىدهند.[92]
حدیث (94)
پیامبراکرم6:
لو أنّ أهل السّماء و الأرض أشرکوا فی ذمّ مؤمن لکبّهم اللَّـه عزّ و جلّ فی النّار؛
اگر مردم آسمان و زمین در مذمت مؤمنى شرکت کنند خداى عز و جل در آتش واژگونشان کند.[93]
حدیث (95)
پیامبراکرم6:
لن یشبع المؤمن من خیر یسمعه حتّى یکون منتهاه الجنّه؛
مؤمن از استماع خیر سیرى نگیرد تا سرانجامش بهشت شود.[94]
حدیث (96)
پیامبراکرم6:
للمؤمن أربعه أعداء: مؤمن یحسده و منافق یبغضه و شیطان یضلّه و کافر یقاتله؛
مؤمن چهار دشمن دارد، مؤمنى که بر او حسد برد و منافقى که دشمنش دارد و شیطانى که گمراهش کند و کافرى که با او پیکار کند.[95]
حدیث (97)
پیامبراکرم6:
لأن أعین أخی المؤمن على حاجته أحبّ إلیّ من صیام شهر و اعتکاف فی المسجد الحرام؛
این که برادر مؤمن خویش را بر حاجت وى اعانت کنم پیش من از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام محبوبتر است.[96]
حدیث (98)
پیامبراکرم6:
الکلمه الحکمه ضالّه المؤمن فحیث وجدها فهو أحقّ بها؛
سخن حکمت آمیز گمشده مؤمن است و هر کجا بیابدش بدان شایستهتر است.[97]
حدیث (99)
پیامبراکرم6:
کلّ خلّه یطبع علیها المؤمن إلّا الخیانه و الکذب؛
مؤمن هر صفتى تواند داشت مگر خیانت و دروغ.[98]
حدیث (100)
پیامبراکرم6:
علیک بالعلم فإنّ العلم خلیل المؤمن و الحلم وزیره و العقل دلیله و العمل قیّمه و الرّفق أبوه و اللّین أخوه و الصّبر أمیر جنوده؛
علم جوئید که علم یار مؤمن است و بردبارى وزیر اوست و عقل دلیل اوست و عمل سرپرست اوست و ملایمت پدر اوست و مدارا برادر اوست و صبر امیر سپاهیان اوست.[99]
حدیث (101)
پیامبراکرم6:
ما یحلّ لمؤمن أن یشتدّ إلى أخیه بنظره تؤذیه؛
روا نیست که مؤمنى به برادر خویش به تندى نظر کند که مایه آزار او شود.[100]
حدیث (102)
پیامبراکرم6:
ما شبّهت خروج المؤمن من الدّنیا إلّا مثل خروج الصّبیّ من بطن أمّه من ذلک الغمّ و الظلمه إلى روح الدّنیا؛
برون شدن مؤمن را از دنیا به برون شدن کودک از شکم مادر از آن محنت و ظلمت به راحت دنیا تشبیه میکنم.[101]
حدیث (103)
پیامبراکرم6:
عجبا للمؤمن فو اللَّـه لا یقضی اللَّـه للمؤمن قضاء إلّا کان خیرا له؛
کار مؤمن عجیب است به خدا که خدا قضائى براى مؤمن مقرر ندارد مگر مایه خیر او باشد.[102]
حدیث (104)
پیامبراکرم6:
عَجَباً لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ، إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ لَهُ خَيْرٌ وَ لَيْسَ ذَلِكَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ وَ كَانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْراً لَه؛
کار مؤمن عجیب است که کار او همه برایش نیک است و هیچ کس جز مؤمن چنین نیست اگر سختى بدو رسد، شکر کند و براى او نیک باشد و اگر مرضى بدو رسد، صبر کند و براى او نیک باشد.[103]
حدیث (105)
پیامبراکرم6:
الصَّلَاةُ نُورُ الْمُؤْمِن ؛
نماز نور مؤمن است.[104]
حدیث (106)
پیامبراکرم6:
الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكَافِر؛
دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر.[105]
حدیث (107)
پیامبراکرم6:
الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِن ؛
دعا سلاح مؤمن است.[106]
حدیث (108)
پیامبراکرم6:
خیار المؤمنین القانع و شرارهم الطّامع؛
بهترین مؤمنان کسى است که قانع است و بدترین آنها کسى است که طمع کار است.[107]
حدیث (109)
پیامبراکرم6:
خَمْسٌ لَيْسَ لَهُنَ كَفَّارَةٌ: الشِّرْكُ بِاللَّـهِ وَ قَتْلُ النَفْسٍ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ بَهْتُ المُؤْمِنٍ وَ الْفِرَارُ يَوْمَ الزَّحْفِ، وَ يَمِينٌ صَابِرَةٌ يُقْتَطَعُ بِهَا مَالاً بِغَيْرِ حَق ؛
پنج گناه است که محو شدنى نیست، شریک قرار دادن براى خدا و کشتن کسان بناحق و بهتان زدن به مؤمن و فرار از جنگ و قسم ناحق که به وسیله آن مال کسان را ببرند.[108]
حدیث (110)
پیامبراکرم6:
خلق اللَّـه یحیى ابن زکریّا فی بطن أمه مؤمنا و خلق فرعون فی بطن أمه کافرا؛
خداوند یحیى پسر زکریا را در شکم مادر مؤمن خلق کرد و فرعون را در شکم مادر کافر آفرید.[109]
حدیث (111)
پیامبراکرم6:
خَصْلَتَانِ لَا يَجْتَمِعَانِ فِي مُؤْمِنٍ الْبُخْلُ وَ سُوءُ الْخُلُق؛
دو صفت است که در مؤمن جمع نشود بخل
و بدخوئى.[110]
حدیث (112)
پیامبراکرم6:
الحمى حظّ کلّ مؤمن من النّار و حمى لیله تکفّر خطایا سنه؛
تب قسمت مؤمن از آتش جهنم است و تب یک شب گناهان یک سال را محو میکند.[111]
حدیث (113)
پیامبراکرم6:
الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِن يَأْخُذُهَا ممّن سمعها و لا تبالی فی أیّ وعاء خرجت؛
حکمت گمشده مؤمن است از هر که بشنود فرا گیرد و اهمیت ندهد که از کجا آمده است.[112]
حدیث (114)
پیامبراکرم6:
ترى المؤمنین فی تراحمهم و توادّهم و تعاطفهم کمثل الجسد اذا اشتکى عضوا تداعى له سایر جسده بالسّهر و الحمى؛
مؤمنان در مهربانى و دوستى یکدیگر چون اعضاى یک پیگرند که وقتى عضوى بدرد آید اعضاى دیگر آرام نگیرند.[113]
حدیث (115)
پیامبراکرم6:
تحفه المؤمن فی الدّنیا الفقر؛
ارمغان مؤمن در این جهان فقر است.[114]
حدیث (116)
پیامبراکرم6:
تُحْفَةُ الْمُؤْمِنِ الْمَوْت ؛
مرگ ارمغان مؤمن است.[115]
حدیث (117)
پیامبراکرم6:
تجد المؤمن مجتهدا فیما یطیق متلهّفا على ما لا یطیق؛
مؤمن چنان است که در کار خیر هر چه تواند کوشد و هر چه را نتواند به آرزو خواهد.[116]
حدیث (118)
پیامبراکرم6:
بئس القوم قوم یمشی المؤمن فیهم بالتّقیّه و الکتمان؛
چه بدند مردمى که مؤمن در میان آنها با تقیه و کتمان
راه رود.[117]
حدیث (119)
پیامبراکرم6:
أیّها النّاس اتّقوا اللَّـه فو اللَّـه لا یظلم مؤمن مؤمنا إلّا انتقم اللَّـه تعالى منه یوم القیامه؛
اى مردم از خدا بترسید به خدا مؤمنى، مؤمنى را ستم نکند جز آن که روز رستاخیز خدا از او انتقام گیرد.[118]
حدیث (120)
پیامبراکرم6:
إنّ من موجبات المغفره إدخال السّرور على أخیک المؤمن؛
از جمله لوازم آمرزش این است که برادر مؤمن خود را خرسند سازى.[119]
حدیث (121)
پیامبراکرم6:
إنّ ممّا یلحق المؤمن من عمله و حسناته بعد موته علما نشره و ولدا صالحا ترکه و مصحفا ورّثه أو مسجدا بناه أو بیتا لابن السّبیل بناه أو نهرا أجراه أو صدقه أخرجها من ماله فی صحّته و حیاته تلحقه من بعد موته؛
از جمله اعمال و نیکیهاى مؤمن که بعد از مرگ بدو میرسد دانشى است که منتشر کرده باشد و فرزند پارسائی است که به جا گذاشته باشد و قرآنى است که به ارث گذاشته باشد یا مسجدى که بنا کرده باشد یا خانهاى که براى کاروانیان بپا کرده باشد یا نهرى که به کمک او جریان یافته باشد یا مالى که در دوران صحت و حیات از مال خویش جدا کرده باشد همه اینها پس از مرگ بدو میرسد.[120]
حدیث (122)
پیامبراکرم6:
إنّ حقّا على المؤمنین أن یتوجّع بعضهم لبعض کما یألّم الجسد الرّأس؛
مؤمنان باید از رنج یک دیگر متألم شوند چنان که تن از رنج سر متأثر مىشود.[121]
حدیث (123)
پیامبراکرم6:
إنّ أوّل ما یجازى به المؤمن بعد موته أن یغفر لجمیع من تبع جنازته؛
نخستین پاداشى که پس از مرگ به مؤمن مىدهند این است که همه کسانى که دنبال جنازه او رفتهاند آمرزیده شوند.[122]
حدیث (124)
پیامبراکرم6:
إنّ المؤمن یجاهد بسیفه و لسانه؛
مؤمن با شمشیر و زبان خود جهاد میکند.[123]
حدیث (125)
پیامبراکرم6:
إنّ المؤمن ینضی شیطانه کما ینضی أحدکم بعیره فی السّفر؛
مؤمن شیطان خود را لاغر مىکند چنان که یکى از شما اشتر خود را در سفر لاغر میکند.[124]
حدیث (126)
پیامبراکرم6:
إنّ المؤمن یوجر فی نفقته کلّها إلّا شیئا جعله فی التّراب أو البناء؛
مؤمن از مخارج خود ثواب میبرد جز آنچه به خاک سپارد یا ساختمان کند.[125]
حدیث (127)
پیامبراکرم6:
إنّ المؤمن لیدرک بحسن الخلق درجه القائم الصّائم؛
مؤمن به وسیله خوش خلقى به مقام نماز شب گزار و روزه دار میرسد.[126]
حدیث (128)
پیامبراکرم6:
إنّ اللَّـه یبتلی عبده المؤمن بالسّقم حتّى یکفّر عنه کلّ ذنب؛
خداوند بنده مؤمن خود را به مرض مبتلا مىکند تا همه گناهان او بریزد.[127]
حدیث (129)
پیامبراکرم6:
إنّ اللَّـه تعالى یغار و إنّ المؤمن یغار و غیرة اللَّـه أن یأتی المؤمن ما حرّم اللَّـه علیه؛
خداوند غیرت میبرد و مؤمن غیرت میبرد غیرت خدا این است که مؤمن مرتکب کارى شود که خدا حرام کرده است.[128]
حدیث (130)
پیامبراکرم6:
إنّ اللَّـه تعالى یحبّ العبد المؤمن المحترف؛
خداوند بنده مؤمن پیشه ور را دوست دارد.[129]
حدیث (131)
پیامبراکرم6:
إنّ اللَّـه تعالى یبغض المؤمن الّذی لا زبر له؛
خداوند مؤمنى را که عقل ندارد، دشمن دارد.[130]
حدیث (132)
پیامبراکرم6:
إنّ اللَّـه تعالى لیحمی عبده المؤمن من الدّنیا و هو یحبّه کما تحمون مریضکم الطّعام و الشّراب تخافون علیه.
خداوند چون بنده مؤمن خود را دوست دارد او را از دنیا پرهیز میدهد چنان که شما مریض خود را از بیم مرض از خوردن و نوشیدن پرهیز میدهید.[131]
حدیث (133)
پیامبراکرم6:
إنّ اللَّـه تعالى لا یظلم المؤمن حسنه یعطی علیها فی الدّنیا و یثاب علیها فی الآخره و أمّا الکافر فیطعم بحسناته فی الدّنیا حتّى إذا أفضى إلى الآخره لم تکن له حسنه یعطى بها خیرا.
خداوند هیچ یک از کارهاى نیک مؤمن را از قلم نمىاندازد و در دنیا و آخرت پاداش آن را مىدهد؛ ولى کافر در دنیا به وسیله کارهاى نیک خود روزى میخورد و همین که به آخرت رسید کار نیکى ندارد که به وسیله آن پاداش یابد.[132]
حدیث (134)
پیامبراکرم6:
إنّ الصّدقه لتطفی عن أهلها حرّ القبور و إنّما یستظلّ المؤمن یوم القیامه فی ظلّ صدقته؛
صدقه گرماى قبر صدقه دهندگان را تخفیف مىدهد و مؤمن روز رستاخیز در سایه صدقه خویش قرار میگیرد.[133]
حدیث (135)
پیامبراکرم6:
إنّ افضل عمل المؤمن الجهاد فی سبیل اللَّـه؛
بهترین عمل مؤمن، جهاد در راه خداست.[134]
حدیث (136)
پیامبراکرم6:
ألا أعلّمک خصلات ینفعک اللَّـه تعالى بهنّ؟ علیک بالعلم فإنّ العلم خلیل المؤمن و الحلم وزیره و العقل دلیله و العمل قیّمه و الرّفق أبوه و اللّین أخوه و الصّبر أمیر جنوده؛
مىخواهى صفاتى به تو بیاموزم که خداوند تو را به آنها منتفع سازد؟ دانشآموز که دانش دوست مؤمن است و بردبارى پشتیبان او و عقل رهبر و عمل قیم و مدارا پدر و ملایمت برادر اوست و صبر امیر سپاه وى به شمار میرود.[135]
حدیث (137)
پیامبراکرم6:
أکمل المؤمنین إیمانا أحسنهم خُلقا و خیارکم خیارکم لنسائهم؛
کاملترین مؤمنان آن است که خُلقش نیکتر است و از همه شما نیکتر کسانى هستند که براى زنان خود نیک ترند.[136]
حدیث (138)
پیامبراکرم6:
أفضل المؤمنین إیمانا الّذی إذا سئل أعطى و إذا لم یعط استغنى؛
از همه مؤمنان ایمان آن کس بهتر است که وقتى از او چیزى بخواهند بدهد و اگر چیزى به او ندهند راه بى نیازى سپرد.[137]
حدیث (139)
پیامبراکرم6:
أفضل الأعمال أن تدخل على أخیک المؤمن سرورا أو تقضى عنه دینا؛
بهترین کارها آن است که برادر مؤمن خویش را خوشحال سازى یا قرض او را بپردازى.[138]
حدیث (140)
پیامبراکرم6:
اغتنموا دعوه المؤمن المبتلى؛
دعاى مؤمن مبتلا را غنیمت شمارید.[139]
حدیث (141)
پیامبراکرم6:
أغبط النّاس عندی مؤمن خفیف الحاذّ ذو حظّ من صلاه و کان رزقه کفافا فصبر علیه حتّى یلقى اللَّـه و أحسن عباده ربّه و کان غامضا فی النّاس عجلت منیّته و قلّ تراثه و قلّت بواکیه؛
خوشبختترین مردم در نظر من مؤمنى است که متعلقاتش کم و از نماز بهره ور باشد، روزى او به حد کفاف باشد و با آن بسازد تا به خداى خویش برسد، خداى را به خوبى پرستش کند و در میان مردم گمنام باشد، وقتى مرگش برسد ارثش کم باشد و گریندگانش انگشت شمار باشند.[140]
حدیث (142)
پیامبراکرم6:
أعظم النّاس همّا المؤمن یهتمّ بأمر دنیاه و أمر آخرته؛
مؤمن از همه مردم گرفتارتر است زیرا باید به کار دنیا و آخرت هر دو برسد.[141]
حدیث (143)
پیامبراکرم6:
إذا سرّتک حسنتک و ساءتک سیّئتک فأنت مؤمن.
اگر از کار نیک خود خوشحال و از کار بد خود دلگیر میشوى مؤمن هستى.[142]
حدیث (144)
پیامبراکرم6:
أحبب للنّاس ما تحبّ لنفسک تکن مؤمنا و أحسن مجاوره من جاورک تکن مسلما؛
آنچه براى خود مىخواهى براى مردم بخواه تا مؤمن باشى و با همسایگان نیکى کن تا مسلمان باشى. [143]
حدیث (145)
پیامبراکرم6:
اتقوا فراسة المؤمن فَإنه ینظر بنور الله؛
از فراست مؤمن بترسید که چیزها را با نور خدا مینگرد.[144]
حدیث (146)
پیامبراکرم6:
أبَى اللَّـهُ أن يَرزُقَ عَبدِه المُؤمِنِ إلّا مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ؛
خدا روزى بنده مؤمن خويش را از جايى كه انتظار ندارد ميرساند. [145]
حدیث (147)
پیامبراکرم6:
أبَى اللَّـهُ أن یَجعَلَ لِقاتِلِ المُؤمِنِ تَوبَهً؛
خداوند از گناه قاتل مؤمن نمیگذرد و توبه او را نمیپذیرد.[146]
حدیث (148)
امام سجاد7:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَذْهَبَ اللَّـهُ عَنْ کُلِّ مُؤْمِنٍ الْعَاهَةَ وَ رَدَّ إِلَیْهِ قُوَّتَهُ؛
هنگامی که حضرت قائم4 ظهور کند، خداوند ناراحتیها و بلایا را از هر مؤمنی میزداید و به او قدرت و قوت عطا میکند.[147]
حدیث (149)
امام حسن عسکری7:
المؤمن برکة علی المؤمن و حجة علی الکافر؛
مؤمن برای مؤمن برکت است، و بر کافر اتمام حجت.[148]
حدیث (150)
امام حسن عسکری7:
ما أقبح بالمؤمن أن تکون له رغبة تذله؛
چه زشت است برای مؤمن دلبستگی به چیزی که او را خوار میکند. [149]
حدیث (151)
امام کاظم7:
نماز نافله راه نزدیک شدن هر مؤمنی به خداوند است.[150]
حدیث (152)
امام محمد باقر7:
چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا میشوند.[151]
حدیث (153)
امام محمد باقر7:
در هر قضای الهی ، برای مؤمن خیری نهفته است.[152]
حدیث (154)
امام سجاد7:
نگاه دوستانه و محبتآمیز مؤمن به چهرهی برادر مؤمنش، عبادت است.[153]
حدیث (155)
امام سجاد7:
هرکه مومن گرسنهای را غذا دهد خداوند او را از میوههای بهشت اطعام نماید.[154]
حدیث (156)
امام سجاد7:
هر که مومن تشنهای را آب دهد خداوند او را از شراب خالص و صاف بهشتی سیراب گرداند.[155]
حدیث (157)
قالَ الاْمامُ الْحُسَیْن7:
مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ ؛
هرکس گرهای از مشکلات مؤمنی باز کند و مشکلش را برطرف نماید، خداوند متعال مشکلات دنیا و آخرت او را اصلاح مینماید. [156]
قالَ الاْمامُ الْحُسَیْن7:
الرّکْنُ الْیَمانی بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ یَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَیْنَ الرُّکْنَیْنِ ـ الأسْوَد وَ الْیَمانی ـ مَلَکٌ یُدْعی هُجَیْرٌ، یُؤَمِّنُ عَلی دُعاءِالْمُؤْمِنینَ ؛
رُکن یَمانی کعبه الهی، دری از درهای بهشت است و مابین رکن یمانی و حجرالأسود ملک و فرشتهای است که برای استجابت دعای مؤمنین آمّین میگوید. [157]
حدیث (158)
قالَ الاْمامُ الْحُسَیْن7:
إنَّ الْمُؤْمِنَ لا یُسیءُ وَ لا یَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ کُلَّ یَوْم یُسیءُ وَ یَعْتَذِرُ ؛
همانا شخص مؤمن خلاف و کار زشت انجام نمیدهد و عذرخواهی هم نمیکند. ولی فرد منافق هر روز مرتکب خلاف و کارهای زشت میگردد و همیشه عذرخواهی مینماید. [158]
حدیث (159)
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء3 :
اَلْبُشْری فی وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْری فی وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقی صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ ؛
تبسّم و شادمانی در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنی از عذاب خواهد بود. [159]
حدیث (160)
قالَ الاْمامُ علی 7 :
ألْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ فی تَعَب، وَالنّاسُ مِنْهُ فی راحَة ؛
مؤمن آن کسی است که خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بیندازد و دیگران از او در أمنیّت و آسایش باشند. [160]
حدیث (161)
الاْمامُ علی 7:
مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أخیهِ تَبَرُّکاً بِهِ، خَلَقَ اللّـهُ بَیْنَهُما مَلِکاً یَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّی تَقُومَ السّاعَةُ ؛
کسی که دهن خورده برادر مؤمنش را به عنوان تبرّک میل نماید، خداوند متعال ملکی را مأمور میگرداند تا برای آن دو نفر تا روز قیامت طلب آمرزش و مغفرت نماید. [161]
حدیث (162)
قال رَسُولُ اللّـهِ6 :
لا یَمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَةٌ إلاّ حَطّ اللّـهُ بِهِ خَطایاهُ ؛
هیچ مؤمن و مؤمنهای مریض نمیگردد مگر آن که خطاها و لغزشهایش پاک و بخشوده میشود. [162]
حدیث (163)
قال رَسُولُ اللّـهِ6 :
إنَّ اللّـهَ عَزَّ وَجَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفِ الَّذی لادینَ لَهُ، فَقیلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّی لا یَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ؛
همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنی را که ضعیف و بی دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بی دین کیست؟ پاسخ داد: کسی که نهی از منکر و جلوگیری از کارهای زشت نمیکند. [163]
حدیث (164)
قال رَسُولُ اللّـهِ6: یا أباذَر، اَلدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْکافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فیها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزینٌ، وَ کَیْفَ لایَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّـهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ؛
ای ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت کافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین میباشد، چرا چنین نباشد و حال آن که خداوند به او ـ در مقابل گناهان و خطاهایش ـ وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است. [164]
حدیث (165)
پیامبراکرم6:
فما من مؤمن مشی الی الجماعة الا خلف الله علیه اهوال یوم القیامة ، ثم یأمر به الی الجنة؛
پس مؤمنی نیست که در راه نماز جماعت قدم بردارد مگر این که خداوندتبارک و تعالی ترس وهراس روز قیامت را برای او سبک میگیرد، سپس او را امر میکند به ورود به بهشت.[165]
حدیث (166)
امام باقر7:
ایما مؤمن حافظ علی الصلوات المفروضة فصلاها لوقتها فلیس هذا من الغافلین؛
هر مؤمنی محافظت بر نمازش نماید، و او را در وقتش به جا آورد، ازانسانهای غافل شمرده نمیشود. [166]
حدیث (167)
امام صادق7:
لیس من مؤمن یقبل بقلبه فی صلوته الی الله الا اقبل الله الیه بوجهه و اقبل بقلوب المؤمنین الیه بالمحبة له بعد حب الله ـ عز و جل ـ ایاه؛
مومنی نیست که در نمازش با حضور قلب به خداوند توجه کند، مگر این که خداوند به او رو میکند، و بعد از محبت خداوند عز و جل در دل، قلوب مومنین را به سوی او متوجه میکند. [167]
حدیث (168)
امام علی7:
حق نماز را مؤمنین شناختهاند که نه زینتهای دنیا، نه نور چشمیها از فرزند و نه مال ، آنان را از عبادت پروردگارشان باز نمیدارد، زیرا که خداوند سبحان میگوید: مردانی هستند که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات باز نمیدارد. [168]
حدیث (169)
امام علی7:
تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا علیها، واستکثروا منه ، و تقربوا بها فانها کانت علی المؤمنین کتابا موقوتا؛
امر نماز را مراعات کنید و آن را محافظت نمایید و بسیار به جا آورید و با آن به خدا تقرب جویید، زیرا نماز فریضهای است که بر مومنین نوشته شده ووقت آن تعیین گردیده است.[169]
حدیث (170)
امام صادق 7:
و الله ما عبدالله بشیء أفضل من أداء حقّ المؤمن؛
به خدا سوگند که خداوند به چیزی برتر از ادا نمودن حق مؤمن، عبادت نشده است.[170]
حدیث (171)
پیامبراکرم7:
الصلاة سلاح علی الکافر؛
نماز سلاح مؤمن علیه کافر است.[171]
حدیث (172)
پیامبراکرم6:
الصلاة زاد للمؤمن من الدنیا الی الاخرة؛
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت میباشد.[172]
حدیث (173)
پیامبراکرم6:
ان الصلوة قربان المؤمن؛
همانا نماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست. [173]
حدیث (174)
پیامبراکرم6 :
الصلوة ، معراج المؤمن؛
نماز، معراج مؤمن است. [174]
حدیث (175)
قال رسول الله6:
علم الاسلام الصلاة، فمن فرغ لها قلبه و حافظ علیها بحدها و وقتها و سننها فهو مؤمن .
حدیث (176)
رسول خدا6 فرمود:
نماز، پرچم اسلام است، مؤمن واقعی، کسی است که دل به آن دهد و مراقب حدود و آداب و وقت آن باشد.[175]
حدیث (177)
امام جعفر صادق7:
شرف المؤمن قیام اللیل و عزه استغناؤه عن الناس؛
شرافت مؤمن به شب زنده داری و عزتش به بی نیازی از مردم است. [176]
حدیث (178)
امام جعفر صادق7:
لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنی أنه قرض بالمقاریض؛
اگر مؤمن پاداشی را که برای مصیبتها دارد بداند ، آرزو میکند که او را با قیچی تکه تکه کنند .[177]
حدیث (179)
امام جعفر صادق7:
من أحب الاعمال الی الله عز و جل إدخال السرور علی المؤمن : اشباع جوعته أو تنفیس کربته أو قضاء دینه؛
از جمله دوست داشتنیترین اعمال نزد خدای متعال شادی رسانیدن به مؤمن است و سیر کردن او از گرسنگی، یا رفع گرفتاری او یا پرداخت بدهیش.[178]
حدیث (180)
امام جعفر صادق7:
من ابتلی من المؤمنین ببلاء فصبر علیه ، کان له مثل أجر الف شهید؛
هر مؤمنی به بلائی گرفتار شود و صبر کند ، اجر هزار شهید برای
اوست.[179]
حدیث (181)
امام جعفر صادق7:
ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من یحب و من یبغض؛
سه چیز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا.[180]
حدیث (182)
پیامبر اکرم6:
خیر المؤمنین من کان مألفة للمؤمنین و لا خیر فیمن لایألف و لایؤلف.
بهترین مؤمنان، کسی است که محور الفت مؤمنان باشد، کسی که انس نگیرد و با دیگران مأنوس نشود خیری ندارد.[181]
حدیث (183)
پیامبر اکرم6:
ألمؤمن للمؤمن کالبنیان المرصوص یشد بعضه بعضا.
مؤمن نسبت به مؤمن مانند بنای استواری است که اجزای آن، یکدیگر را استحکام میبخشند.[182]
حدیث (184)
امام باقر7:
ألمؤمنون فی تبارهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد، إذا اشتکی تداعی له سائره بالسهر و الحمی؛
مؤمنان در نیکی و شفقت و مهربانی به یکدیگر مانند یک پیکرند که اگر به عضوی از آن آسیبی برسد تمام اعضاء در تب و بیخوابی گرفتار آیند.[183]
حدیث (185)
امام صادق7:
إنما المؤمنون إخوة بنو أب و أم و إذا ضرب علی رجل منهم عرق سهر له الاخرون.
مؤمنان، با یکدیگر برادرند، و همگی فرزندان یک پدر و مادر و چون رگ یکی از آنان زده شود (مصیبتی بر او وارد شود)؛ دیگران در غم او خوابشان نبرد.[184]
حدیث (186)
نبی اکرم6:
ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم؛
مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یک پارچهاند.[185]
حدیث (187)
امام رضا7:
إن الإمامة زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عز المؤمنین، ان الإمامة أس الإسلام النامی و فرعه السامی
امامت، زمام دین و مایه نظام و تشکیلات مسلمانان و صلاح دنیا و عزت مؤمنان است. رهبری، پایه بالنده اسلام و شاخه بلند آن است.[186]
حدیث (188)
قال الباقر7:
.. یا معشر المؤمنین تألفوا و تعاطفوا.
حدیث (189)
امام محمد باقر7:
هان ای گروه مؤمنان، مأنوس و متحد باشید و به هم مهربانی کنید.[187]
حدیث (190)
امام صادق7:
اِنَّ لِلْمُؤْمِنِ عَلى الْمُؤْمِنِ سَبْعَةَ حُقوقٍ، فَاَوْجَبُها اَنْ یَقولَ الرَّجُلُ حَقّا وَ اِنْ کانَ عَلى نَفْسِهِ اَوْ عَلى والِدَیْهِ، فَلا یَمیلَ لَهُمْ عَنِ الْحَقِّ؛
مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است. واجبترین آنها این است که آدمى تنها حق را بگوید، هر چند بر ضد خود یا پدر و مادرش باشد و به خاطر آنها از حق منحرف نشود.[188]
حدیث (191)
امام صادق7:
اِذَا اتَّهَمَ الْمُؤُمِنُ اَخاهُ اِنْماثَ الایمانُ مِنْ قَلْبِهِ کَما یَنْماثُ الْمِلْحُ فِى الْماءِ؛
هرگاه مؤمن به برادر [دینى] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان مىرود، همچنان که نمک در آب، ذوب مىشود.[189]
حدیث (192)
پیامبراکرم6:
به خدایى که جانم در اختیار اوست، وارد بهشت نمىشوید مگر مؤمن شوید و مؤمن نمىشوید، مگر اینکه یکدیگر را دوست بدارید. آیا مىخواهید شما را به چیزى راهنمایى کنم که با انجام آن، یکدیگر را دوست بدارید؟ سلام کردن بین یکدیگر را رواج دهید.[190]
حدیث (193)
امام صادق7:
اِنَّ اللَّـهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ اَرزاقَ الْمُؤمِنینَ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبونَ وَ ذلِکَ اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛
خداى عزیز و ارجمند، روزى مؤمنان را از جایى مىرساند که فکرش را هم نمىکنند. علّتش این است که وقتى مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مىکند.[191]
حدیث (194)
امام صادق7:
اِنَّ اللَّـهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ اَرزاقَ الْمُؤمِنینَ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبونَ وَ ذلِکَ اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛
خداى عزیز و ارجمند، روزى مؤمنان را از جایى مىرساند که فکرش را هم نمىکنند. علّتش این است که وقتى مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مىکند.[192]
حدیث (195)
پیامبر6:
لَنْ یَشْبَعَ الْمُؤْمِنُ مِنْ خَیْرٍ یَسْمَعُهُ حَتّى یَکونَ مُنْتَهاهُ الْجَنَّةَ ؛
هرگز مؤمن از شنیدن خیر و خوبى سیر نمىشود، تا آنکه سرانجامش بهشت گردد.[193]
حدیث (196)
رسول خدا6:
در امت من زلزلهای رخ میدهد که در آن ده هزار ، بیست هزار ، سی هزار نفر نابود میشوند. (خداوند) آن را برای پرهیز کاران پند ، برای مومنان رحمت ، و برای کافران عذاب قرار میدهد.[194]
حدیث (197)
امام باقر7:
اَلنّاسُ رَجُلانِ: مُؤْمِنٌ وَ جاهِلٌ، فَلا تُؤْذِى الْمُؤْمِنَ وَ لا تَجْهَلُ الْجاهِلَ فَتَکونَ مِثْلَهُ؛
مردم دو گروهاند: مؤمن و جاهل، مؤمن را آزار ندهید و با جاهل، رفتار جاهلانه نکنید؛ زیرا همانند او خواهید بود.[195]
حدیث (198)
امام حسن عسکرى7:
یکی از نشانههای مومن، بلند گفتن بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم است.[196]
حدیث (199)
پیامبراکرم6:
إذا مَرَّ الْمُؤمِنُ عَلَى الصِّراطِ فَیَقولُ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم طَفِئَتْ لَهبُ النِّیرانِ وَ تَقُولُ: جُز یا مُؤمِنُ فَإنَّ نورَکَ قَد أطفَأ لَهِبى؛
هنگامى که مؤمن بر صراط مىگذرد، و مىگوید: بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم. ناگاه زبانههاى آتش خاموش مىشود و مىگوید: اى مؤمن عبور کن زیرا نور تو آتش مرا خاموش کرد.[197]
حدیث (200)
پیامبراکرم6:
هر کس کارى او را اندوهگین و به خود مشغول کند و او با اخلاص براى خدا بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم بگوید و با قلبش به سوى او رو کند، یکى از این دو براى او خواهد بود: یا در دنیا به حاجتش مىرسد و یا حاجتش
نزد پروردگار بوده و براى او ذخیره مىشود و آن براى مؤمنان
ماندگارتر است.[198]
حدیث (201)
امام صادق7:
اِنَّ الْمُؤْمِنَ وَلىُّ اللهِ یُعینُهُ وَ یَصْنَعُ لَهُ وَ لا یَقولُ عَلَیْهِ اِلاَّ الْحَقَّ وَ لا یَخافُ غَیْرَهُ؛
مؤمن دوست خداست، یاریش مىرساند و براى او کار مىکند و درباره او جز حق نمىگوید و از غیر او نمىترسد.[199]
حدیث (202)
امام صادق7:
اَبَى اللهُ اَنْ یُعَرِّفَ باطِلاً حَقّا اَبَى اللهَ اَنْ یَجْعَلَ الْحَقَّ فى قَلْبِ الْمُؤْمِنِ باطِلاً لا شَکَّ فیهِ وَ اَبَى اللهُ اَنْ یَجْعَلَ الْباطِلَ فى قَلْبِ الْـکافِر الْمُخالِفِ حَقّـا لا شَکَّ فیهِ وَ لَوْ لَمْ یَجْعَلْ هذا هکَذا ما عُرِفَ حَقٌّ مِنْ باطِلٍ؛
خداوند اِبا دارد از این که باطلى را حق معرفى نماید، خداوند اِبا دارد از این که حق را در دل مؤمن، باطلى تردیدناپذیر جلوه دهد، خداوند اِبا دارد از این که باطل را در دل کافر حق ستیز به صورت حقى تردیدناپذیر جلوه دهد، اگر چنین نمىکرد، حق از باطل شناخته نمىشد.[200]
حدیث (203)
امام کاظم7:
اَلْمُؤْمِنُ قَلیلُ الْکَلامِ کَثیرُ الْعَمَلِ، وَ الْمُنافِقُ کَثیرُ الْکَلامِ قَلیلُ الْعَمَلِ؛
مؤمن کم حرف و پر کار است و منافق پر حرف و کم کار.[201]
حدیث (204)
امام رضا7:
إِنَّ اللهَ یُؤَخِّرُ إِجابَةَ الْمُؤْمِنِ شَوْقا إلى دُعائِهِ وَیَقُولُ: صَوتٌ اُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ، وَیُعَجِّلُ إجابَةَ دُعاءِ الْمُنافِقِ وَیَقُولُ: صَوْتٌ أَکْرَهُ سَماعَهُ؛
خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنیدن) دعایش به تأخیر مىاندازد و مىگوید: صدایى است که دوست دارم آن را بشنوم و در اجابت دعاى منافق عجله مىکند و مىگوید: صدایى است که از شنیدنش بدم مىآید.[202]
حدیث (205)
امام هادى7:
[اَلْمُؤْمِنُ] يُحْسِنُ وَ يَبْكِي کَما أَنَّ الْمُنافِقُ یُسیىءُ وَ يَضْحَكُ؛
مؤمن خوبى مىکند و مىگرید، ولى منافق بدى مىکند و مىخندد.[203]
حدیث (206)
امام عسکرى6:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ نَعْرِفُهُ بِسیماهُ، وَ نَعْرِفُ الْمُنافِقَ بِمیسَمِهِ؛
مؤمن را از سیمایش مىشناسیم و منافق را از نشانههایش.[204]
حدیث (207)
امام صادق7:
اَ لْمُؤْمِنُ لایُخْلَقُ عَلَى الْکِذْبِ وَلا عَلَى الْخیانَةِ وَ خِصْلَتانِ لا یَجْتَمِعانِ فِى الْمُنافِقِ، سَمْتٌ حَسَنٌ وَ فِقْهٌ فِى السُّنَّةِ؛
مؤمن در سرشتش دروغ و خیانت نیست و دو صفت است که در منافق جمع نگردد: سیرت نیکو و دین شناسى.[205]
حدیث (208)
امام صادق7:
إنَّ الْحِکْمَةَ لَتَکُونُ فی قَلْبِ الْمُنافِقِ فَتُجَلْجِلُ فی صَدْرِهِ حَتّى یُخْرِجَها فَیُوعِیَهَا الْمُؤْمِنُ وَتَکُونُ کَلِمةُ الْمُنافِقِ فى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ فَتُجَلْجِلُ فی صَدْرِهِ حَتّى یُخْرِجَها فَیَعِیَهَا الْمُنافِقُ؛
به راستى حکمتى که در قلب منافق جا مىگیرد، در سینهاش بىقرارى مىکند تا از آن بیرون آید و مؤمن آن را بر گیرد و سخن منافقانه (لغو و بیهوده) در سینه مؤمن بىقرارى مىکند تا از آن بیرون برود و منافق آن را برگیرد.[206]
حدیث (209)
امام صادق7:
إنَّ الْمُؤْمِنَ یَغْبِطُ وَ لا یَحْسُدُ وَ الْمُنافِقُ یَحْسُدُ وَ لایَغْبِطُ؛
مؤمن غبطه مىخورد و حسد نمىورزد، و منافق حسد مىورزد و غبطه نمىخورد.[207]
حدیث (210)
امام صادق7:
إِنَّ الْمُنافِقَ لا یَرغَبُ فِیما قَد سَعِدَ بِهِ الْمُؤْمِنونَ وَ السَّعیدُ یَتَّعِظُ بِمَوعِظَةِ التَّقْوى وَ إنْ کانَ یُرادُ بِالْمَوعِظَةِ غَیْرُهُ؛
منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت مىشوند، میلى ندارد، ولى خوشبخت سفارش به تقوا را مىپذیرد هر چَند مخاطب موعظه، کس دیگرى باشد.[208]
حدیث (211)
امام حسین7:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ لایُسیىءُ و لا یَعتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ کُلَّ یَومٍ یُسیىءُ وَیَعْتَذِرُ؛
مؤمن نه بدى مىکند و نه معذرت مىخواهد و منافق هر روز بدى مىکند و معذرت مىخواهد.[209]
حدیث (212)
امام على7:
اَلْمُؤْمِنُ یُرضِیهِ عَلَى اللهِ الْیَسیرُ و لا یُسْخِطُهُ الْکَثیرُ… وَ الْمُنافِقُ یُسْخِطُهُ عَلَى اللهِ الْیَسیرُ و لا یُرضِیهِ الْکَثیرُ؛
مؤمن از اندک خدا خشنود مىشود و بسیارش او را ناراحت نمىکند و منافق از اندک خدا ناخشنود مىشود و بسیارش هم او را خشنود نمىسازد.[210]
حدیث (213)
امام على7:
اَ لْمُؤْمِنُ فَهُوَ قَرِیبُ الرِّضى بَعیدُ السَّخَطِ… وَالْمُنافِقُ فَهُوَ قَریبُ السَّخَطِ بَعیدُ الرِّضى؛
مؤمن زود خشنود و دیر ناراحت مىشود و منافق زود ناراحت و دیر خشنود مىگردد.[211]
حدیث (214)
امام على7:
لَو ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفی هذا عَلى أنْ یُبْغِضَنی ما أبْغَضَنی ولَو صَبَبْتُ الدُّنیا بِجَمّاتِها عَلَى الْمُنافِقِ عَلى أنْ یُحِبَّنی ما أَحَبَّنی؛
اگر با این شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد با من دشمنى نمىکند و اگر همه دنیا را به منافق بدهم تا مرا دوست بدارد هیچگاه دوستم نخواهد داشت.[212]
حدیث (215)
امام على7:
هرگاه مؤمن بیمار شود سپس خداوند شفایش دهد، آن بیمارى کفّاره گناهان گذشته و پندى براى آینده اوست و منافق هرگاه مریض شود سپس سلامت یابد، مانند شترى است که صاحبش او را بسته است و سپس رهایش کردهاند او نمىداند براى چه او را بستهاند و براى چه رهایش کردهاند.[213]
حدیث (216)
امام على7:
عِلمُ الْمُنافِقِ فی لِسانِهِ وَعِلْمُ الْمُؤْمِنِ فی عَمَلِهِ؛
دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در کردار اوست.[214]
حدیث (217)
امام على7:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ… إذا أَصابَتْهُ شِدَّةٌ صَبَرَ… وَالْمُنافِقُ إِذا أصابَتْهُ شِدَّةٌ ضَغا؛
مؤمن در گرفتارى صبور است، و منافق در گرفتارى
بىتاب.[215]
حدیث (218)
امام على7:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ… إذا سَکَتَ فَکَّرَ… وَالْمُنافِقُ إِذا سَکَتَ سَها؛
سکوت مؤمن تفکر و سکوت منافق غفلت است.[216]
حدیث (219)
امام على7:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذا نَظَرَ اعْتَبَرَ… وَالْمُنافِقُ إِذا نَظَرَ لَها؛
نگاه مؤمن عبرتآمیز و نگاه منافق سرگرمى است.[217]
حدیث (220)
امام على7:
وَرَعُ الْمُؤْمِنِ یَظهَرُ فی عَمَلِهِ، وَرَعُ الْمُنافِقِ لایَظهَرُ إلاّ عَلى لِسانِهِ؛
پرهیزکارى مؤمن در رفتارش آشکار مىشود و پرهیزکارى منافق جز در زبانش ظاهر نمىشود.[218]
حدیث (221)
امام على7:
اَلْمُؤْمِنُ حَیىٌّ غَنىُّ مُوقِرٌ تَقىٌّ، وَالْمُنافِقُ وَقِحٌ غَبىٌّ مُتَمَلِّقٌ شَقىٌّ؛
مؤمن، با حیا، بىنیاز، باوقار و پرهیزگار است و منافق، بىشرم، کودن، چاپلوس و بدبخت .[219]
حدیث (222)
امام على7:
اَلْمُؤْمِنُ مُنیبٌ مُستَغْفِرٌ تَوَّابٌ، اَلْمُنافِقُ مَکُورٌ مُضِرٌّ مُرتابٌ؛
مؤمن بازگشت کننده به خدا، آمرزش خواه و توبه کننده است و منافق نیرنگباز، زیانبار و شکّاک.[220]
حدیث (223)
امام على7:
إنَّ کَثْرَةَ الْمالِ عَدُوٌّ لِلْمُؤْمِنینَ و یَعْسُوبُ الْمُنافِقینَ؛
ثروت فراوان، دشمن مؤمنان و پیشواى منافقان است.[221]
حدیث (224)
امام على7:
عَلى لِسانِ الْمُؤْمِنِ نُورٌ یَسْطَعُ وَعلى لِسانِ الْمُنافِقِ شَیْطانٌ یَنْطِقُ؛
بر زبان مؤمن نورى (الهى) است و درخشان و برزبان منافق شیطانى است که سخن مىگوید.[222]
حدیث (225)
امام على7:
شُکْرُ الْمُؤْمِنِ یَظْهَرُ فی عَمَلِهِ، شُکْرُ الْمُنافِقِ لا یَتَجاوَزُ لِسانَهُ؛
سپاسگزارى مؤمن در کردارش آشکار مىشود، [امّا] سپاسگزارى منافق از زبانش فراتر نمىرود.[223]
حدیث (226)
امام على7:
إنَّ الْمُؤْمِنَ مَن یُرى یَقینُهُ فی عَمَلِهِ، وَ الْمُنافِقُ مَن یُرى شَکُّهُ فی عَمَلِهِ؛
در عمل مؤمن یقین دیده مىشود و در عمل منافق شک.[224]
حدیث (227)
امام على7:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ إذَا اسْتَغْنى شَکَرَ… وَ الْمُنافِقُ إِذَا اسْتَغْنى طَغى؛
مؤمن هنگام بىنیازى شکر مىگزارد و منافق هرگاه بىنیاز شود طغیان مىکند.[225]
حدیث (228)
پیامبر اکرم6:
إنَّ لِسانَ الْمُؤْمِنَ وَراءَ قَلْبِهِ فَإِذا أَرادَ أَن یَتَکَلَّمَ بِشَیْءٍ یُدَبِّرُهُ قَلبُهُ ثُمَّ أمْضاهُ بِلِسانِهِ وَ إنَّ لِسانَ الْمُنافِقِ أمامَ قَلبِهِ فَإِذا هَمَّ بِشَیءٍ أمْضاهُ بِلِسانِهِ وَلَمْ یَتَدَبَّرهُ بِقَلبِهِ؛
زبان مؤمن در پس دل اوست، هرگاه بخواهد سخن بگوید درباره آن مىاندیشد و سپس آن را مىگوید اما زبان منافق جلوى دل اوست هرگاه قصد سخن کند آن را به زبان مىآورد و درباره آن نمىاندیشد.[226]
حدیث (229)
پیامبر اکرم6:
مَثَلُ الْمُؤْمِنِ کَمَثَلِ خامَةِ الزَّرعِ تُکْفِئُهَا الرِّیاحُ کَذا و کَذا وکَذلِکَ الْمُؤْمِنُ تُکْفِئُهُ الْأَوْجاعُ وَالْأَمْراضُ و مَثَلُ الْمُنافِقِ کَمَثَلِ الإْرْزَبَّةِ الْمُستَقیمَةِ الَّتی لایُصِیبُها شَیءٌ حَتّى یَأْتیهِ الْمَوتُ فَیَقصِفَهُ قَصْفا؛
مَثَل مؤمن مانند ساقه کاشته است که بادها آن را به این سو و آن سو خم مىکند هم چنین مؤمن را دردها و بیماریها خم مىکند و مثل منافق مانند عصاى آهنى است که چیزى به او نمىرسد تا اینکه مرگ او فرا رسد و او را سخت مىشکند. [227]
حدیث (230)
پیامبر اکرم6:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ هِمَّتُهُ فِی الصَّلاةِ وَالصِّیامِ وَالْعِبادَةِ وَالْمُنافِقُ هِمَّتُهُ فِی الطَّعامِ وَالشَّرابِ کَالْبَهیمَةِ؛
همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشیدن؛ مانند حیوانات.[228]
حدیث (231)
پیامبر اکرم6:
یُبْعَثُ کُلُّ عَبدٍ على ما ماتَ عَلَیهِ، اَ لْمُؤمِنُ عَلى إیمانِهِ وَالْمُنافِقُ عَلى نِفاقِهِ؛
هر بندهاى بر همان چیزى که در درون داشته و با آن از دنیا رفته، برانگیخته مىشود، مؤمن بر ایمانش و منافق بر نفاقش.[229]
حدیث (232)
پیامبر اکرم6:
اَلْمُؤْمِنُ لَیِّنُ الْمِنکَبِ یُوَسِّعُ عَلى أَخیهِ وَ الْمُنافِقُ یَتَجافى یُضَیِّقُ عَلى أَخیهِ؛
مؤمن نرمخوست و براى برادرش جا (ى نشستن) باز مىکند و منافق درشتخوست و جا را بر برادرش تنگ مىکند.[230]
حدیث (233)
پیامبر اکرم6:
بُکاءُ الْمُؤمِنِ مِنْ قَلْبِهِ وَ بُکاءُ الْمُنافِقِ مِنْ هامَّتِهِ؛
گریه مؤمن از (درون) دل اوست و گریه منافق از (ظاهر و)
سرش.[231]
حدیث (234)
پیامبر اکرم6:
اَلْمُؤْمِنُ یَبْدَأُ بِالسَّلامِ وَ الْمُنافِقُ یَقُولُ: حَتّى یُبدَأَ بی؛
مؤمن ابتدا به سلام مىکند و منافق منتظر سلام دیگران است.[232]
حدیث (235)
پیامبر اکرم6:
اَ لْمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ، وَالْمُنافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ؛
مؤمن شوخ و شنگ است، و منافق اخمو و عصبانى.[233]
حدیث (236)
پیامبر اکرم6:
مَنْ ساءَتْهُ سَیِّئَتُهُ وسَرَّتْهُ حَسَنَتُهُ فَهُوَ أمارَةُ الْمُسلِمِ الْمُؤمِنِ، وَأَمارَةُ الْمُنافِقِ الَّذی لاتَسوؤُهُ سَیِّئَتُهُ ولا تَسُرُّهُ حَسَنَتُهُ ؛
هر کس از بدىاش ناراحت و از خوبىاش خوشحال شود، این نشانه مسلمان مؤمن است و نشانه منافق این است که بدىاش ناراحتش نمىکند و خوبىاش او را خوشحال نمىسازد.[234]
حدیث (237)
امام صادق7:
اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم یُدخِلْهُ رِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم یَأخُذ اَکْثَرَ مِمّا لَهُ؛
مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حقّ خود نگیرد.[235]
حدیث (238)
امام على7:
وَ عَنْ ذلِكَ ما حَرَسَ اللهُ عِبادَهُ الْمُؤمِنینَ بِالصَّلَوات وَ الزَّکَواتِ وَ مُجاهَدَةِ الصِّیامِ فِى الْاَیّامِ الْمَفْروضاتِ تَسْکینا لَاِطْرافِهِمْ وَ تَخْشیعا لِاَبْصارِهِمْ وَتَذْلیلاً لِنُفُوسِهِمْ وَ تَخْفیضا (تَخْضیعا) لِقُلُوبِهِمْ؛)
خداوند، بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکاتها و جدّیت در روزهدارى روزهاى واجب حفظ مىکند، تا اعضا و جوارحشان آرام، دیدگانشان خاشع، جانهایشان فروتن و دلهایشان خاشع گردد.[236]
حدیث (239)
امام علی7:
مؤمن بازگردنده (به سوى خدا) و آمرزش خواه و پر توبه است.[237]
حدیث (240)
امام علی7:
(آثار) یقین مؤمن (به خدا و قیامت) در عملش دیده میشود و (آثار) شک منافق در کردارش پدیدار میگردد.[238]
حدیث (241)
رسول خدا6:
ازهمه مومنان اسلام آن کس بهتر است که مسلمانان ازدست وزبانش درامان باشند وازهمه مومنان ایمان آن کس بهتر است که اخلاق وی نیکتر است.[239]
حدیث (242)
رسول خدا6:
چه نیکو عطایی است سخن حقی که بشنوی و به برادر مومن خویش برسانی.[240]
حدیث (243)
رسول خدا6:
مومن آینه مومن است، مومن برادر مومن است از پشت سر مراقب اوست.[241]
حدیث (244)
رسول خدا6:
مومن باید هشت صفت داشته باشد : وقار در حوادث سخت و صبر به هنگام بلیّه و شکر به هنگام گشایش و قناعت به روزايی که خدای والا داده است، به دشمنان ستم نکند و مزاحم دوستان نشود، تنش به رنج باشد و مردم از او در آسایش باشند.[242]
حدیث (245)
رسول خدا6:
هر که غمی از غمهای دنیا را از مومنی بردارد، خدا غمی از غمهای روز قیامت را از او بردارد و هر که بر تنگدستی آسان گیرد خدا در دنیا و آخرت بر او آسان گیرد، و هر که راز پوش مسلمانی شود، خدا در دنیا و آخرت راز پوش وی شود.[243]
حدیث (246)
امام علی7:
مؤمن کسى است که آزار مردم را تحمّل کند، ولى هیچ کس از او آزارى نبیند.[244]
حدیث (247)
امام علی7:
هدف مؤمن اصلاح معاد و روز واپسین است.[245]
حدیث (248)
امام علی7:
مؤمن نیست کسى که در باره اصلاح معاد خود اهتمام نورزد. (و تلاش ننماید)[246]
حدیث (249)
امام علی7:
مؤمن ، حسود نیست.[247]
حدیث (250)
امام علی7:
مؤمن نیست مگر بردبار و مهربان.[248]
حدیث (251)
امام علی7:
براى مؤمن شایسته است که از خدا شرم کند هرگاه اندیشهاى مستمرّ در غیر فرمانبردارى خدا او را فرا گیرد.[249]
حدیث (252)
امام علی7:
مؤمن کسى است که دوستى اش براى خدا، و خشمش براى خدا، و گرفتنش براى خدا، و واگذاردنش براى خدا باشد[250]
حدیث (253)
امام علی7:
مؤمن سه نشانه دارد : راستى، یقین، آرزوى کوتاه.[251]
حدیث (254)
امام علی7:
مؤمن غذاى سیر نمیخورد در صورتى که برادرش گرسنه باشد.[252]
حدیث (255)
امام علی7:
مؤمنان نفسهاى خویش را متّهم سازند، و از گذشته لغزشهاى خویش ترسانند، و دنیا را ناخوش دارند، و به آخرت مشتاقاند و به سوى فرمانبردارى پروردگار شتابان هستند.[253]
حدیث (256)
امام علی7:
مؤمن پیوسته از گناهان خویش بیمناک است، از بلا و گرفتارى میترسد، و به رحمت پروردگار خویش امیدوار است.[254]
حدیث (257)
امام علی7: برترین مؤمنان در ایمان کسى است که گرفتن و دادن، و خشم و رضاى او، همه براى خدا باشد.[255]
حدیث (258)
امام علی7:
به راستى که شکفتگى (و خوشرویى) مؤمن در چهره او است، و نیرو و توانش در دین، و اندوهش در دل او است.[256]
حدیث (259)
امام علی7:
مؤمن چنان است که روش او زهد او است، و تمام همّتش دیندارى او است، و عزّتش در قناعت او است، و همه کوشش او براى آخرت است، حسنات و کارهاى نیکش بسیار، درجاتش عالى و والاست و بر رهایى و رستگارى خود (از این جهان) اشراف پیدا کرده است.[257]
حدیث (260)
امام علی7:
عقل و خرد، دوست صمیمى مؤمن، و علم و دانش، وزیر و کمک کارش، و صبر و شکیبایى، فرمانده لشکریانش، و عمل، زمامدار او است.[258]
حدیث (261)
امام علی7:
مؤمن بر خود امین است (و از کردار خود اطمینان دارد) بر هوا و هوس و احساس خود چیره و غالب است.[259]
حدیث (262)
امام علی7:
مؤمن چون موعظه شود اندرز پذیرد، و چون بیمش دهند بترسد، و چون پندش دهند پند گیرد، و چون (مبدأ و معاد و معارف دیگر را) به یادش آرند یاد آور شود، و چون ستمى به او رسد در گذرد.[260]
حدیث (263)
امام علی7:
مؤمن چون به چیزى بنگرد پند گیرد و چون خموش باشد تفکّر و اندیشه کند، و چون لب بگشاید به یاد خدا باشد، و چون چیزى به او عطا شود شکر گزارد، و چون گرفتار بلا شود صبر کند.[261]
حدیث (264)
امام علی7:
مؤمن کارش نزدیک، اندوهش دور، خموشى اش بسیار و عملش خالص و پاک است.[262]
حدیث (265)
امام علی7:
یافت نشود مؤمن، که حسود یا کینه توز یا بخیل باشد.[263]
حدیث (266)
امام علی7:
مؤمن همچون ترنج است که مزه و بویش پاکیزه است.[264]
حدیث (267)
امام علی7:
چون روح مؤمن به آسمان بالا رود فرشتگان متعجّب شوند و گویند: شگفتا چگونه نجات یافت از خانهاى که بهترین ما در آن خانه تباه شد.[265]
حدیث (268)
امام علی7:
دنیا زندان مؤمن است، و مرگ هدیه و پیشکش او و بهشت منزلگاه است.[266]
حدیث (269)
امام علی7:
مؤمن شرمناک، بى نیاز از خلق، یقین دارنده و پرهیزکار است.[267]
حدیث (270)
امام علی7:
مؤمن در فراخى زندگى سپاسگزار و در بلا و گرفتارى شکیبا، و در خوشى و فراخى زندگى ترسان است.[268]
حدیث (271)
امام علی7:
مؤمن در توانگرى پاکدامن، و خویشتن دار از (زخارف) دنیاست.[269]
حدیث (272)
امام علی7:
مؤمن پاکدامن و قانع و خویشتن دار و پارسا است.[270]
حدیث (273)
امام علی7:
مؤمن سیره اش میانه روى و شیوه اش رشد و هدایت است.[271]
حدیث (274)
امام علی7:
مؤمن زبانش سخت راستگو و در احسان پر بخشش است.[272]
حدیث (275)
امام علی7:
مؤمن بیدار است و چشم به راه یکى از دو حسنه(نیکى دنیا و نیکى آخرت) است.[273]
حدیث (276)
امام علی7:
مؤمن کم لغزش و پر عمل است.[274]
حدیث (277)
امام علی7:
مؤمن آسان گیر، نرمخو، افتاده و مورد اعتماد مردم است.[275]
حدیث (278)
امام علی7:
مؤمنان چنانند که (مردمان) به نیکىهاشان امیدوار، و از شرّ و بدى آنها در امان هستند.[276]
حدیث (279)
امام علی7:
مؤمن از انحراف و دشمنى پاک و پاکیزه است. [277]
حدیث (280)
امام علی7:
مؤمن زیرک و خردمند است.[278]
حدیث (281)
امام علی7:
مؤمنان در عقل از دیگران بزرگترند.[279]
حدیث (282)
امام على7:
زبان مؤمن، در پشت دل اوست و دل منافق، در پشت زبان او، زیرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگوید، ابتدا درباره آن مىاندیشد، اگر خوب بود اظهارش مىکند و اگر بد بود آن را پنهان مىدارد. اما منافق هر چه به زبانش آید مىگوید، بى آنکه بداند چه سخنى به سود او و چه سخنى به زیان اوست.[280]
حدیث (283)
امام صادق7:
یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَکونَ فیهِ ثَمانى خِصالٍ: وَقورا عِنْدَ الهَزاهِزِ، صَبورا عِندَ البَلاءِ، شَکُورا عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعا بِما رَزَقَهُ اللهُ، لایَظْلِمُ الاَعْداءِ، وَلا یَتَحامَلُ لِلْاَصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعَبٍ وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ؛
سزاوار است مؤمن هشت خصلت داشته باشد: در سختىها باوقار، در گرفتارى صبور، در آسایش شاکر و به روزى خداوند قانع باشد، به دشمنان ستم نکند، از دوستان کینه و دشمنى به دل نگیرد، بدنش از او در رنج و مردم از او در آسایش باشند.[281]
حدیث (284)
پیامبراکرم6:
وَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ ما اُعْطِىَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ اِلاّ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللهِ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسْنِ خُلُقِهِ وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتیابِ المُؤْمِنینَ؛
به آنکه جز او خدایى نیست سوگند، خیر دنیا و آخرت به مؤمنى داده نشد، مگر به سبب خوشگمانى و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى و خوددارى از غیبت مؤمنان.[282]
حدیث (285)
امام على7:
اَلْمؤْمِنُ صَدوقُ اللِّسانِ بَذولُ الْإِحْسانِ؛
مؤمن بسیار راستگو و بسیار نیکوکار است.[283]
حدیث (286)
امام صادق7:
ما مِنْ مُؤْمِنٍ اِلاّ وَ قَدْ جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْ ایمانِهِ اُنْسا یَسْکُنُ اِلَیْه، حَتّى لو کانَ عَلى قُلَّةِ جَبَلٍ لَمْ یَسْتَوحِشْ؛
هیچ مؤمنى نیست مگر آن که خداوند ایمان را همدم و آرامشبخش او قرار مىدهد، چنانچه حتى اگر در قله کوهى هم باشد، احساس تنهایى نمىکند.[284]
حدیث (287)
امام صادق7:
اِنَّ الْمُؤمِنَ لَیَسْکُنُ اِلَى الْمُؤْمِنِ کَما یَسْکُنُ الظَّمْآنِ اِلَى الْماءِ الْبارِدِ؛
به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا مىکند، چنان که تشنه، با آب خنک آرامش مىیابد.[285]
حدیث (288)
امام صادق7:
ثَلاثَةٌ اِنْ یَعْلَمُهنَّ الْمُؤمِنُ کانَتْ زیادَةً فى عُمُرِهِ وَ بَقاءَ النِّعْمَةِ عَلَیْهِ: تَطْویلُهُ فى رُکوعِهِ وَ سجودِهِ فى صلاتِهِ وَ تَطْویلُهُ لِجلوسِهِ عَلى طَعامِهِ اِذا اَطْعَمَ عَلى مائِدَتِهِ وَ اصْطِناعُهُ الْمَعْروفَ اِلى اَهْلِهِ؛
سه چیز است که اگر مؤمن از آنها مطلع شود، باعث طول عمر و دوام بهرهمندى او از نعمتها مىشود: طول دادن رکوع و سجده، زیاد نشستن بر سر سفرهاى که در آن دیگران را اطعام مىکند و خوش رفتارىاش
با خانواده.[286]
حدیث (289)
امام رضا7:
هرکس به مؤمنى گشایشى دهد، خدا روز قیامت دلش
را گشایش دهد .[287]
حدیث (290)
امام رضا7:
بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن ، نزدخداوند بزرگ نیست.[288]
حدیث (291)
امام حسین7:
أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ؛
من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند، اشکش روان شود.[289]
حدیث (292)
پیامبر اکرم6:
إنّ اللهَ لَیَتعَهّدُ عبدَهُ المؤمنَ بأنواعِ البلاءِ
خداوند بنده مؤمنش را به انواع بلا مىنوازد.[290]
حدیث (293)
امام على7:
إِنَّ بِشرَ المُؤمِنِ فِی وَجهِهِ ، وَ قُوَّتَهُ فِی دینِهِ وَ حُزنَهُ فِی قَلبِهِ
شادى مؤمن در چهره اوست ، قدرت وى در دینش، و اندوه او در دلش است.[291]
حدیث (294)
امام على7:
اَلبَرَکةُ فى مالِ مَن آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى المُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَقرَبینَ؛
برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید.[292]
حدیث (295)
پیامبر اعظم6:
اَلمُؤمِنُ یأکلُ فی مِعاءٍ واحِدَةٍ وَ المُنافِقُ یأکلُ فی سَبعَةِ أمعاءٍ؛
مؤمن کم خوراک است و منافق پرخور.[293]
حدیث (296)
حضرت علی7:
اَلبَرَکةُ فى مالِ مَن آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى المُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَقرَبینَ؛
برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید.[294]
حدیث (297)
امام صادق7:
الله فی عَون المُومِن، مادامَ المُومِن فی عَون اَخیهِ؛
خداوند در پی یاری مومن است، تا وقتی که مومن در پی یاری برادر خویش است.[295]
حدیث (298)
پیامبر اکرم6:
اِنَّ البَلاءَ لِلظّالِمِ اَدَبٌ وَ لِلمُؤمِنِ اِمتحانٌ وَ لِلانبیاءِ دَرَجَة وَ لِلاولیاءِ کرامَة؛
بلا براى ظالم مایه ادب، براى مؤمن آزمایش و براى پیامبران مایه ترفیع درجه و براى اولیا بزرگوارى است.[296]
حدیث (299)
امام جواد7:
اَلمُؤمِنُ یحتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوفیقٍ مِنَ اللهِ وَواعِظٍ مِن نَفسِهِ وَقَبُولٍ مِمَّن ینصَحُهُ؛
مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیقى از پروردگار، پند دهندهاى از درون خویش و پذیرش از نصیحت کنندگان.[297]
حدیث (300)
امام صادق7:
اِنَّ المُؤمِنَ لَیسکنُ اِلَى المُؤمِنِ کما یسکنُ الظَّمانِ اِلَى الماءِ البارِدِ.
به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا میکند، چنان که تشنه، با آب خنک آرامش مییابد.[298]
حدیث (301)
امام کاظم7:
وَاللهِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن
ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقىاش و خوددارى از
غیبت مؤمنان.[299]
حدیث (302)
امام صادق7:
المُومِنُ حَلِیمٌ لا یَجهَلُ، وَ اِن جُهِلَ عَلَیهِ یَحلُمُ، وَ لا یَظلِمُ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ لا یَبخَلُ وَ اِن بُخِلَ عَلَیهِ صَبَر
مومن بردباری است که بردباریاش از روی نادانی نیست و اگر با او از روی نادانی و حماقت رفتار شود او بردباری به خرج میدهد و به کسی ستم نمیکند و اگر به او ستمی شد میبخشاید و بخل نمیورزد و اگر به او بخل ورزیده شد صبر پیشه میکند.[300]
حدیث (303)
پیامبر اکرم6:
نیةُ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عَمَلِهِ وَ نیةُ الکافِرِ شَرُّ مِن عَمَلِهِ وَ کلُّ عامِلٍ یعمَلُ عَلى نیتِهِ
نیت مؤمن بهتر از عمل او، و نیت کافر بدتر از عمل اوست و هر کس مطابق نیت خود عمل میکند.[301]
حدیث (304)
پیامبر اکرم6:
خَیرُ ما اُعطىَ الرَّجُلُ المُؤمِنُ خُلقٌ حَسَنٌ وَ شَرُّ ما اُعطِىَ الرَّجُلُ قَلبُ سوءٍ فى صورَةٍ حَسَنَةٍ
بهترین چیزى که به مؤمن داده شده خوش اخلاقى و بدترین چیزى که به انسان داده شده دلى بد در چهرهاى زیباست.[302]
حدیث (305)
پیامبر اکرم6:
خَیرُ ما اُعطىَ الرَّجُلُ المُؤمِنُ خُلقٌ حَسَنٌ وَ شَرُّ ما اُعطِىَ الرَّجُلُ قَلبُ سوءٍ فى صورَةٍ حَسَنَةٍ؛
بهترین چیزى که به مؤمن داده شده خوش اخلاقى و بدترین چیزى که به انسان داده شده دلى بد در چهرهاى زیباست.[303]
حدیث (306)
امام صادق7:
العَقلُ دَلیلُ المُؤمِن
عقل راهنمای مؤمن است.[304]
حدیث (307)
امام صادق7:
کانَ اَبی یَقولُ : اَنّه لَیسَ مَن عَبدَ مُومِن اِلّا وَ فِی قَلبِه نورانی نُورُ خیفَة و نُورُ رَجاءی لَو وُزِنَ هذا لَم یَزِد عَلی هذا وَ لَو وُزِنَ هذا لَو یَزِد عَلی هذای
پدرم میفرمودند: هیچ بندهی مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امیدی به گونهای که اگر این با ان و آن با این سنجیده شود هیچ یک بر دیگری زیادتی ندارد.[305]
حدیث (308)
امام صادق7:
لا ینْبَغی لِلْمُؤْمِنِ أنْ یجْلِسَ مَجْلِساً یعْصَی اللهُ فیهِ وَ لا یقْدِرُ عَلیَ تَغْییرِهِ؛
سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خدا میشود و او نمیتواند آن وضع را تغییر دهد.[306]
حدیث (309)
حضرت زهرا3:
مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّـهِ خَالِصَ عِبَادَتِه، أَهْبَطَ اللَّـهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِه ؛
پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است و خوشرویی با دشمن ستیزه جو، انسان را از عذاب آتش باز میدارد.[307]
حدیث (310)
امام جواد7:
عِزُّ الْمُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ؛
عزّت مؤمن در بىنیازى او از مردم است. [308]
حدیث (311)
امام جعفر صادق7:
مَـن سَـرَّتـهُ حَسَـنَـتُـهُ وَ سَـاءَتـهُ سَیِّـئَـتُـهُ فَـهُـوَ مُـؤمِـنً؛
کسی که نیکوکاریاش او را شادمان کند و بدیاش وی را بد حال گرداند چنین کسی مومن است.[309]
حدیث (312)
امام علی7:
خُذِ الحِکمَه اَنَّی کانَت؛ فَاِنَّ الحِکمَه ضالَّه کُلِّ مُومِن
حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر، زیرا حکمت گمشده هر مومن است. [310]
حدیث (313)
امام موسی کاظم7:
اَلْمُومِنُ مِثْلُ کَفَّتی الْمیزانِ کُلَّما زیدَ فی ایمانِهِ زیدَ فی بَلائِهِ.
مومن همانند دو کفه ترازوست. هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش نیز افزوده میگردد.[311]
حدیث (314)
امام حسن عسکری7:
الْمُؤْمِنُ بَرَكَةٌ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَى الْكَافِر؛
مومن برای مومن برکت و برای کافر، اتمام حجت است.[312]
حدیث (315)
امام علی7:
اَلمُؤمِنُ بُشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ
شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.[313]
حدیث (316)
رسول اکرم6:
مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.[314]
حدیث (317)
امام رضا7:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة؛
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.[315]
حدیث (318)
حضرت امام صادق7:
برای قلب مؤمن چیزی زیانبارتر از پرخوری نیست، پرخوری موجب دو چیز میشود:
۱- سنگدلی ۲- تحریک شهوت[316]
حدیث (319)
حضرت رسول اکرم6:
هر که مؤمنی را بیازارد، بی گمان مرا آزرده است.[317]
حدیث (320)
حضرت رسول اکرم6:
هر که مؤمنی را اندوهناک سازد و سپس دنیا را به او بدهد، گناهش بخشوده نشود و در برابر آن پاداشی نبیند.[318]
حدیث (321)
حضرت رسول اکرم6:
مؤمن کسی است که نفسش از او در رنج و مردم از او درآسایش هستند.[319]
حدیث (322)
امام علی7:
مؤمن همیشه به یاد خداست، زیاد میاندیشد، بر نعمتها سپاسگزار و در بلا و مصیبت شکیباست.[320]
حدیث (323)
امام باقر7:
خداوند سه خصلت به مؤمن عطا فرموده است: عزت در دنیا و دینش، رستگاری در آخرت و ابهت در دلهای همهی مردم.[321]
حدیث (324)
امام صادق7:
مؤمن کسی است که در آمدش پاک و حلال باشد، اخلاقش نیکو، باطنش سالم و درست؛ زیادی مالش را انفاق کند و از زیاده گویی بپرهیزد.[322]
حدیث (325)
امام صادق7:
هر مؤمنی که گرفتاری مومن تنگدستی را رفع کند، خداوند حوائج او را در دنیا و آخرت آسان و برآورده میسازد.[323]
حدیث (326)
امام صادق7:
مؤمن بعد از انجام واجبات، عملی محبوبتر از خوش اخلاقی نزد خدای تعالی نمیآورد.[324]
حدیث (327)
رسول اکرم6:
آن مؤمن ایمانش کاملتر است، که اخلاقش نیکوتر باشد.[325]
حدیث (328)
حضرت امام علی7:
نفس مؤمن از او در رنج است اما مردمان از وی آسودهاند.[326]
حدیث (329)
قال رسول الله6:
مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللَّـه ؛
کسی که مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و کسی که مرا شاد کند خدا را شاد نموده است.[327]
حدیث (330)
حضرت رسول اکرم6:
مؤمن آیینهی برادر مؤمن خویش است. در غیابش خیرخواهی او میکند و در حضورش، امور ناخوشایند را از او دور میکند.[328]
حدیث (331)
الامام الصادق7:
الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ عَيْنُهُ وَ دَلِيلُهُ لَا يَخُونُهُ وَ لَا يَظْلِمُهُ وَ لَا يَغُشُّهُ، وَ لَا يَعِدُهُ عِدَةً فَيُخْلِفَه؛
مؤمن برادر مؤمن است، چشم او را راهنمای اوست. به او خیانت و ستم نمیکند، فریبش نمیدهد و وعدهای به او نمیدهد که به آن عمل نکند.[329]
حدیث (332)
حضرت امام باقر7:
مؤمن برادر تنی مؤمن است.[330]
حدیث (333)
امام علی7:
يَا مُؤْمِنُ إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ ثَمَنُ نَفْسِكَ فَاجْتَهِدْ فِي تَعَلُّمِهَا فَمَا يَزِيدُ مِنْ عِلْمِكَ وَ أَدَبِكَ يَزِيدُ فِي ثَمَنِكَ وَ قَدْرِكَ فَإِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدِي إِلَى رَبِّكَ ؛
اى انسان با ایمان، در حقیقت این دانش و ادب، بهاى توست، پس در آموختن آن بکوش، زیرا هرچه بر دانش و ادبت افزوده شود، بر ارج و بهاى تو افزوده مىشود، چرا که با دانش به سوى پروردگارت هدایت مىشوى.[331]
حدیث (334)
امام رضا7:
إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّينِ، وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ صَلَاحُ الدُّنْيَا، وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِينَ؛
امامت، زمام دین، رشتهی کار مسلمانان، صلاح و آبادانی دنیا و سرافرازی مؤمنان است.[332]
حدیث (335)
امام حسین7:
بر هیچ چشم مؤمن به خدا روا نیست که ببیند خدا نافرمانی میشود و (چشم) خود را فرو ببندد مگر آن وضع را تغییر دهد.[333]
حدیث (336)
حضرت رسول اکرم6:
به راستی خداوند عزوجل دشمن میدارد مؤمن ناتوانی که دین ندارد. به آن حضرت عرض کردند: مؤمن ناتوانی که دین ندارد، کیست؟ فرمودند: کسی که نهی از منکر نکند.[334]
حدیث (337)
حضرت امام صادق7:
الْمُؤْمِنُ لَا يَمْضِي عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ لَيْلَةً إِلَّا عَرَضَ لَهُ أَمْرٌ يَحْزُنُهُ يُذَكَّرُ بِه.
مؤمن چهل شب را سپری نمیکند جز آن که پیشامدی برایش شود که غمگینش سازد تا بدان وسیله متنبه گردد.[335]
حدیث (338)
حضرت امام کاظم7:
مَثَلُ الْمُؤْمِنِ مَثَلُ كَفَّتَيِ الْمِيزَان:ِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِه،ِ لِيَلْقَى اللَّـهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا خَطِيئَةَ لَه.
مثل مؤمن مانند دو کفهی ترازو است که هرچه برایمانش افزوده شود، بلایش فزونی گیرد تا با دامنی پاک از گناه خدای عزوجل را دیدار کند.[336]
حدیث (339)
حضرت امام باقر7:
إِنَّمَا يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ فِي الدُّنْيَا عَلَى قَدْرِ دِينِهِ.
بدرستی که مؤمن در دنیا به اندازهی دینداریش، مبتلا میشود.[337]
حدیث (340)
امام سجاد7:
أَيُّمَا مُؤْمِنٍ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ7 حَتَّى تَسِيلَ عَلَى خَدِّهِ، بَوَّأَهُ اللَّـهُ تَعَالَى بِهَا فِي الْجَنَّةِ غُرَفاً يَسْكُنُهَا أَحْقَاباً.
هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین7 گریان شود، به طوری که اشک بر گونههایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن او را در غرفههای بهشتی جای دهد که روزگاران دراز در آن به سر برند.[338]
حدیث (341)
حضرت رسول اعظم6:
الْمُؤْمِنَ الَّذِي نَفْسَهُ فِي عَنَاءٍ، وَ النَّاسُ فِي رَاحَةٍ.
مؤمن کسی است که نفسش از او در رنج و مردم از او درآسایش هستند. [339]
حدیث (342)
حضرت امام محمد باقر7:
إِنَّ اللَّـهَ أَعْطَى الْمُؤْمِنَ ثَلَاثَ خِصَالٍ: الْعِزَّ فِي الدُّنْيَا وَ فِي دِينِهِ وَ الْفَلَحَ فِي الْآخِرَةِ وَ الْمَهَابَةَ فِي صُدُورِ الْعَالَمِين ؛
خداوند سه خصلت به مؤمن عطا فرموده است: عزت در دنیا و دینش، رستگاری در آخرت و ابهت در دلهای همهی مردم.[340]
حدیث (343)
حضرت امام رضا7:
مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤمِنٍ فَرَّجَ اللهُ وَعَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.
کسی که گره از کار مؤمنی بگشاید و شادش کند، خداوند هم در روز قیامت، کاربستهی او را میگشاید.[341]
چاپ جلد دهم از کتاب شریف فاطمه3 تجلیگاه انوار آفرینش در ايام ولادت صديقه طاهره فاطمه زهرا3 به پایان رسید.
امید است مورد استفاده علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت: واقع شده باشد و مورد رضایت ائمه معصومین: خاصه حضرت بقیهٔ الله الأعظم، امام عصر روحی له الفدا و صدیقه اطهر حضرت زهرا3 قرار گیرد.
در پايان از همه عزيزاني که با راهنماييهاي خود موجب بهبود و ارتقاي محتوايي اين کتاب شدهاند تشکر مينمايم.
«اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان و السلام علیکم و رحمه الله برکاته»
قم المقدسه
سید مجتبی برهانی
[1]. وسائل الشیعه، ج۳، ص۷۹ .
[2]. وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۸ .
[3]. بحارالأنوار، ج۸۴، ص۲۴۰ .
[4]. جامعاحادیث الشیعه، ج۴، ص۲۷ .
[5]. جامعاحادیث الشیعه، ج۵، ص۳۰ .
[6]. ثواب الاعمال، ص۸۳ .
[7]. کنزالعمال، ج۷، حدیث ۱۸۸۷ .
[8]. نهجالبلاغه، خطبه، ۱۹۹ .
[9]. وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۱ .
[10]. جامع احادیثالشیعه، ج۴، ص۲۷ .
[11]. جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص۱۰، وسائلالشیعه، ج۳، ص۲۱ .
[12]. بحارالأنوار، ج۸۲، ص۵۶ و ۲۳۱ .
[13]. بحارالأنوار، ج۸۲، ص۲۳۲ .
[14]. ارشاد القلوب، ص۶۵ .
[15]. جامع احادیث الشیعه، ص۴ و ۱۵ .
[16]. کنزالعمال، حدیث ۱۸۹۰۷ .
[17]. کشف الاسرار، ج۲، ص۶۷۶، سرالصلوهٔ، ص۷، اعتقادات مجلسى، ص۲۹ .
[18]. الکافی: ۳، ۴۸۸، ۹ منتخب میزان الحکمهٔ: ۳۳۰.
[19]. الدعوات: ۲۲۰، ۶۰۰ منتخب میزان الحکمهٔ: ۴۶۰
[20]. کافى، ج۲، ص۳۰۷، ح۷.
[21]. التهذیب، ج۶، ص۱۷۹ ح۳۶۷.
[22]. محجهٔ البیضاء، ج۳، ص۳۷۳.
[23]. خصال، ص۴۷.
[24]. کافى، ج۲، ص۵۰، ح۱.
[25]. عیون أخبار الرضا7، ج۲، ص۴۰، ح۹۰.
[26]. مستدرک الوسایل، ج۹، ص۱۱۰، ح۱۰۳۷۹.
[27]. بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۲۳، ح۸.
[28]. مشکاهٔ الانوار، ص۱۵۷.
[29]. تحفالعقول، ص۳۰۸.
[30]. تحفالعقول، ص۳۰۱.
[31]. تحفالعقول، ص۳۰۲.
[32]. بحارالأنوار، دار احیاء التراث العربى، ج۷۵، ص۱۷۶.
[33]. بحارالأنوار، دار احیاء التراث العربى، ج۷۳، ص۲۰.
[34]. کافى، ج۲، ص۴۷۸.
[35]. بحارالأنوار، دار احیاء التراث العربى، ج۷۵، ص۱۸۰.
[36]. الکافی: ۲، ۲۰۱، ۵.
[37]. بحارالأنوار: ۶۲، ۳۲۴.
[38]. کافی، ۲، ۳۲۰ .
[39]. نهجالفصاحه، ص800، ح3214.
[40]. نهجالفصاحه، ص797، ح3192.
[41]. نهجالفصاحه، ص795، ح3183.
[42]. نهجالفصاحه، ص795، ح3179.
[43]. نهجالفصاحه، ص789، ح3148 .
[44]. نهجالفصاحه، ص788، ح3142.
[45]. نهجالفصاحه، ص786، ح3128 .
[46]. نهجالفصاحه، ص786، ح3127.
[47]. نهجالفصاحه، ص783، ح3108 .
[48]. نهجالفصاحه، ص782، ح3107.
[49]. نهجالفصاحه، ص782، ح3106.
[50]. نهجالفصاحه، ص782، ح3104.
[51]. نهجالفصاحه، ص782، ح3103.
[52]. نهجالفصاحه، ص782، ح3102.
[53]. نهجالفصاحه، ص781، ح3099.
[54]. نهجالفصاحه، ص781، ح3098 .
[55]. نهجالفصاحه، ص781، ح3097.
[56]. نهجالفصاحه، ص781، ح3096.
[57]. نهجالفصاحه، ص780، ح3090؛ بحارالأنوار، ج64، ص307.
[58]. نهجالفصاحه، ص780، ح3089؛ بحارالأنوار، ج64، ص307.
[59]. نهجالفصاحه، ص780، ح3087.
[60]. نهجالفصاحه، ص779، ح3088 .
[61]. نهجالفصاحه، ص779، ح3086.
[62]. نهجالفصاحه، ص779، ح3085.
[63]. نهجالفصاحه، ص779، ح3055؛ الكافي، ج2، 356 .
[64]. نهجالفصاحه، ص772، ح3040.
[65]. نهجالفصاحه، ص772، ح3034.
[66]. نهجالفصاحه، ص765، ح2995؛ بحارالأنوار، ج69، ص209.
[67]. نهجالفصاحه، ص762، ح2978 .
[68]. نهجالفصاحه، ص761، ح2970.
[69]. نهجالفصاحه، ص733، ح2805؛ الكافي، ج2، ص232.
[70]. نهجالفصاحه، ص723، ح2756.
[71]. نهجالفصاحه، ص721، ح2743.
[72]. نهجالفصاحه، ص718، ح2730.
[73]. نهجالفصاحه، ص718، ح2729.
[74]. نهجالفصاحه، ص718، ح2727.
[75]. نهجالفصاحه، ص715، ح2713.
[76]. نهجالفصاحه، ص714، ح2709.
[77]. نهجالفصاحه، ص712، ح2699.
[78]. نهجالفصاحه، ص700، ح2645.
[79]. نهجالفصاحه، ص695، ح2615.
[80]. نهجالفصاحه، ص693، ح2604.
[81]. نهجالفصاحه، ص690، ح2590.
[82]. نهجالفصاحه، ص684، ح2557.
[83]. نهجالفصاحه، ص684، ح2552.
[84]. نهجالفصاحه، ص678، ح2514.
[85]. نهجالفصاحه، ص667، ح2438 .
[86]. نهجالفصاحه، ص664، ح2419.
[87]. نهجالفصاحه، ص663، ح2412.
[88]. نهجالفصاحه، ص663، ح2410.
[89]. نهجالفصاحه، ص661، ح2399.
[90]. نهجالفصاحه، ص658، ح2385.
[91]. نهجالفصاحه، ص658، ح2384.
[92]. نهجالفصاحه، ص655، ح2369.
[93]. نهجالفصاحه، ص641، ح2303.
[94]. نهجالفصاحه، ص639، ح2292.
[95]. نهجالفصاحه، ص635، ح2275.
[96]. نهجالفصاحه، ص622، ح2205.
[97]. نهجالفصاحه، ص618، ح2195.
[98]. نهجالفصاحه، ص610، ح2150.
[99]. نهجالفصاحه، ص569، ح1961.
[100]. نهجالفصاحه، ص712، ح2699.
[101]. نهجالفصاحه، ص700، ح2645.
[102]. نهجالفصاحه، ص564، ح1934.
[103]. نهجالفصاحه، ص563، ح1932؛ بحارالأنوار، ج79، ص139.
[104]. نهجالفصاحه، ص550، ح1874؛ جامعالأخبار، ص85.
[105]. نهجالفصاحه، ص488، ح1600؛ من لا يحضره الفقيه، ج4، ص363؛ بحارالأنوار، ج64، ص80، باب 3.
[106]. نهجالفصاحه، ص485، ح1587؛ الكافي، ج2، ص468؛ جامع الأخبار، ص85.
[107]. نهجالفصاحه، ص463، ح1467.
[108]. نهجالفصاحه، ص462، ح1416.
[109]. نهجالفصاحه، ص459، ح1453.
[110]. نهجالفصاحه، ص457، ح1444.
[111]. نهجالفصاحه، ص452، ح1422.
[112]. نهجالفصاحه، ص450، ح1412.
[113]. نهجالفصاحه، ص382، ح1139.
[114]. نهجالفصاحه، ص380، ح1129.
[115]. نهجالفصاحه، ص380، ح1128؛ بحارالأنوار، ج58، ص90 .
[116]. نهجالفصاحه، ص379، ح1125.
[117]. نهجالفصاحه، ص372، ح1082.
[118]. نهجالفصاحه، ص364، ح1042.
[119]. نهجالفصاحه، ص342، ح927.
[120]. نهجالفصاحه، ص337، ح906.
[121]. نهجالفصاحه، ص326، ح849.
[122]. نهجالفصاحه، ص325، ح843.
[123]. نهجالفصاحه، ص320، ح818 .
[124]. نهجالفصاحه، ص320، ح817.
[125]. نهجالفصاحه، ص320، ح816.
[126]. نهجالفصاحه، ص319، ح814.
[127]. نهجالفصاحه، ص315، ح793.
[128]. نهجالفصاحه، ص308، ح764.
[129]. نهجالفصاحه، ص305، ح750.
[130]. نهجالفصاحه، ص304، ح743.
[131]. نهجالفصاحه، ص302، ح727.
[132]. نهجالفصاحه، ص299، ح115.
[133]. نهجالفصاحه، ص283، ح647.
[134]. نهجالفصاحه، ص274، ح601.
[135]. نهجالفصاحه، ص243، ح465.
[136]. نهجالفصاحه، ص239، ح454.
[137]. نهجالفصاحه، ص233، ح116.
[138]. نهجالفصاحه، ص228، ح386.
[139]. نهجالفصاحه، ص226، ح374.
[140]. نهجالفصاحه، ص225، ح371.
[141]. نهجالفصاحه، ص221، ح350.
[142]. نهجالفصاحه، ص221، ح350.
[143]. نهجالفصاحه، ص168، ح75.
[144]. ؛ کافی (ط - الاسلامیه)، ج1، ص218 .
[145]. ؛نهجالفصاحه، ص157، ح13.
[146]. نهجالفصاحه، ص156، ح8 .
[147]. بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۴۶، باب ۳۷.
[148]. تحف العقول، ص۵۱۹.
[149]. تحف العقول، ص۵۲۰.
[150]. تحفالعقول .
[151]. بحارالأنوار، دار احیاء التراث العربی، ج۷۳، ص۲۰ .
[152]. تحف العقول، ص۳۰۲ .
[153]. بحارالأنوار، ۷۱، ۲۸۰ .
[154]. بحارالأنوار، ۷۱، ۳۸۴ .
[155]. بحارالأنوار، ۷۱، ۳۸۴ .
[156]. مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۱۶، ح۱۳ .
[157]. مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۹۱.
[158]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۹، ح۲.
[159]. مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۲۶۲.
[160]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۵۳، ح۱۰.
[161]. اختصاص شیخ مفید، ص۱۸۹.
[162]. مستدرک الوسائل، ج۲، ص۶۶، ح۱۴۲۲.
[163]. وسائل الشّیعهٔ، ج۱۶، ص۱۲۲، ح۲۱۱۳۹.
[164]. بحارالأنوار، ج۷۴، ص۸۰، ح۳.
[165]. وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۷۲ .
[166]. وسائل الشیعه، ج۳، ص۷۹ .
[167]. مستدرک الوسائل، ج۱، ص۲۶۵ .
[168]. نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۹ .
[169]. نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۹ .
[170]. الاختصاص: ۲۸.
[171]. بحارالأنوار، ج,۸۲ ص۵۶ و ۲۳۱ .
[172]. بحارالأنوار، ج۸۲، ص۲۳۲ .
[173]. کنزالعمال، حدیث ۱۸۹۰۷ .
[174]. کشفالاسرار، ج۲، ص۶۷۶.
[175]. کنزالعمال، ج۷، حدیث ۱۸۸۷۰ .
[176]. اصول کافی، ج۳، ص۲۱۸.
[177]. اصول کافی، ج۳، ص۳۵۴.
[178]. اصول کافی، ج۳، ص۲۷۶.
[179]. اصول کافی، ج۳، ص۱۴۶.
[180]. اصول کافی، ج۳، ص۱۹۲.
[181]. بحارالأنوار، جلد ۷۱، ص۳۹۳.
[182]. نهجالفصاحه، حدیث ۳۱۰۳.
[183]. بحارالأنوار، جلد ۷۱، ص۲۳۴.
[184]. الکافی، جلد ۲، ص۱۶۵.
[185]. کافی، جلد ۱، ص۴۰۴.
[186]. کافی، جلد ۱، ص۲۰۰.
[187]. الکافی، جلد ۲، ص۳۴۵.
[188]. بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۲۳، ح۸ .
[189]. کافى، ج۲، ص۳۶۱، ح۱ .
[190]. مشکاهٔ الانوار، ص۱۵۷.
[191]. توحید صدوق، ص۴۰۲ .
[192]. توحید صدوق، ص۴۰۲ .
[193]. نهجالفصاحه، ح۲۲۹۲.
[194]. کنزالعمال : ج۴۱ ص۵۶۷ ح۳۹۶۱۵ .
[195]. خصال، ص۴۹.
[196]. تهذیب الأحکام، ج۶، ص۵۲، ح۳۷.
[197]. جامع الأخبار، ص۱۲۰ .
[198]. التوحید، ص۲۳۲ .
[199]. کافى، ج۲، ص۱۷۱، ح۵.
[200]. محاسن، ج۱، ص۲۷۷ .
[201]. تحف العقول، ص۳۹۷.
[202]. فقه الرضا7، ص۳۴۵.
[203]. مکارم الأخلاق، ص۳۸۹.
[204]. الخرائج والجرائح، ج۲، ص۷۳۷، ح۵۰ .
[205]. تحف العقول، ص۳۶۷.
[206]. بحارالأنوار، ج۲، ص۹۴، ح۲۸ .
[207]. الکافى، ج۲، ص۳۰۷، ح۷.
[208]. الکافى، ج۸، ص۱۵۰، ح۱۳۲.
[209]. تحف العقول، ص۲۴۸ .
[210]. تحف العقول، ص۲۱۲.
[211]. تحف العقول، ص۲۱۲.
[212]. نهجالبلاغه، حکمت ۴۵.
[213]. کنزالعمّال، ح۶۶۸۶ .
[214]. غررالحکم، ح۶۲۸۸.
[215]. تحف العقول، ص۲۱۲.
[216]. تحف العقول، ص۲۱۲.
[217]. تحف العقول، ص۲۱۲.
[218]. غررالحکم، ۱۰۱۲۹ و ۱۰۱۳۰.
[219]. غررالحکم، ح۱۸۵۲ و ۱۸۵۳.
[220]. غررالحکم، ح۱۲۸۸ و ۱۲۸۹.
[221]. التمحیص، ص۴۸.
[222]. شرح نهجالبلاغه، ابنأبىالحدید، ج۲۰، ص۲۸۰، ح۲۱۸.
[223]. غررالحکم، ح۵۶۶۱ و ۵۶۶۲ .
[224]. غررالحکم، ح۳۵۵۱.
[225]. تحف العقول، ص۲۱۲.
[226]. تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۰۶ .
[227]. الکافى، ج۲، ص۲۵۸، ح۲۵.
[228]. تنبیه الخواطر، ج۱، ص۹۴.
[229]. کنزالعمّال، ح۳۸۹۵۴ .
[230]. کنزالعمّال، ح۷۷۸ .
[231]. الجامع الصغیر، ح۳۱۵۶ .
[232]. کنزالعمّال، ح۷۷۸ .
[233]. تحف العقول، ص۴۹ .
[234]. الدرالمنثور، ج۴، ص۶۶ .
[235]. بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۰۹، ح۸۵ .
[236]. نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۲ .
[237]. غررالحکم، باب توبه .
[238]. غررالحکم، ج۱، ص۲۳۴ .
[239]. نهجالفصاحه، ح۴۱۵ .
[240]. نهجالفصاحه، حدیث ۳۱۲۷ .
[241]. نهجالفصاحه، حدیث ۳۱۰۲ .
[242]. نهجالفصاحه، حدیث ۳۲۲۰ .
[243]. نهجالفصاحه، حدیث ۲۷۵۶ .
[244]. غررالحکم، باب آزار
[245]. غررالحکم، باب آخرت
[246]. غررالحکم، باب آخرت
[247]. غرر الحکم، باب حسد
[248]. غررالحکم، باب حلم
[249]. غررالحکم، باب حیا
[250]. غررالحکم، باب معرفت خدا
[251]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[252]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[253]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[254]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[255]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[256]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[257]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[258]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[259]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[260]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[261]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[262]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[263]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[264]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[265]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[266]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[267]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[268]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن .
[269]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[270]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[271]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[272]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن
[273]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن
[274]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[275]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[276]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[277]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[278]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[279]. غررالحکم و دررالکلم، باب مؤمن.
[280]. نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۶ .
[281]. کافى، ج۲، ص۴۷، ح۱ .
[282]. کافى، ج۲، ص۷۲ .
[283]. غررالحکم، ج۲، ص۹، ح۱۵۹۶ .
[284]. عدهٔ الداعى، ص۲۱۸ .
[285]. کافى، ج۲، ص۲۴۷ .
[286]. کافى، ج۴، ص۴۹، ح۱۵ .
[287]. اصول کافى، ج۳، ص۲۸۶ .
[288]. بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۴۷ .
[289]. کامل الزیارات، ص۲۱۵.
[290]. الکافی : ج۲، ص۲۶۰، ح۲.
[291]. میزان الحکمه، ح۱۷۲۱ .
[292]. تحف العقول، ص۱۷۲ .
[293]. وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۴۰ .
[294]. تحف العقول، ص۱۷۲ .
[295]. بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۲۲ .
[296]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۲۷، ح۹ .
[297]. بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۵۸، ح۱ .
[298]. کافى، ج۲، ص۲۴۷ .
[299]. بحارالأنوار، ج۶، ص۲۸، ح۲۹ .
[300]. جهاد با نفس، ح۳۶ .
[301]. کافى، ج۲، ص۸۴، ح۲ .
[302]. کنزالعمّال، ح۵۱۷۰ .
[303]. کنزالعمّال، ح۵۱۷۰ .
[304]. جهاد با نفس، ح۸۶ .
[305]. جهاد با نفس، ح۱۰۶ .
[306]. بحارالأنوار، ج۷۱، ص۱۹۹ .
[307]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۴۰۱ .
[308]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۰۹، ح۱۲ .
[309]. جهاد النفس، ح۷۶۵ .
[310]. غررالحکم، ح۳۴۴۰ .
[311]. تحفالعقول ص۴۰۸ .
[312]. تحفالعقول، ص۴۸۹ .
[313]. نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۲۵ .
[314]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال .
[315]. اصول کافى، ج۳، ص۲۶۸ .
[316]. مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۹۴ .
[317]. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۷۲ .
[318]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۵۰ .
[319]. کنز العمال، ح۷۵۲ .
[320]. غررالحکم، ح۱۹۳۳ .
[321]. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۷۱.
[322]. بحارالأنوار، ج۲، ص۲۳۵.
[323]. اصول کافی، ج۲، ص۲۰۰.
[324]. اصول کافی، ج۲، ص۱۰۰ .
[325]. امالی شیخ طوسی، ص۱۴۰.
[326]. الحضان، ص۶۲۰.
[327]. اصول کافی، ج۲، ص۱۸۸.
[328]. بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۳۳.
[329]. اصول کافی، ج۲، ص۱۶۶.
[330]. اصول کافی، ج۲، ص۱۶۶ .
[331]. روضهٔ الواعظین، ص۱۱ .
[332]. اصول کافی، ج۱، ص۲۰۰.
[333]. تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۷۹ .
[334]. وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۷ .
[335]. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۱۱ .
[336]. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۴۳ .
[337]. اصول کافی، ج۲، ص۲۵۳.
[338]. ثواب العمال، ص83 .
[339]. کنز العمال، ح۷۵۲ .
[340]. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۷۱ .
[341]. اصول کافی، ج۲، ص۲۰۰.