borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
فتنه‌گرى سفيانى

نشانه‌ی خروج سفيانى، پديدار شدن سه پرچم و شعله‌ور شدن آتش جنگ بين آنهاست. پرچمى‌ از سوى غرب حركت كرده و وارد مصر مى‌‌‌شود و در آنجا دست به جنايات بسيارى مى‌‌‌زند و پرچمى‌ از بحرين از جزيره‌ى (اُوال) از منطقه‌ى فارس به اهتزاز در مى‌‌‌آيد. و پرچمى‌ ديگر نيز از شام.

اين ماجرا يك سال ادامه خواهد يافت و پس از آن مردى از فرزندان عبّاس خروج مى‌‌‌كند و اهل عراق مى‌‌‌گويند: گروه پابرهنگان يا بيدادگران و صاحبان نظرهاى گوناگون آمدند. اهل شام و فلسطين دچار ترس و واهمه مى‌‌‌گردند و به سوى سردمداران شام و مصر روى مى‌‌‌آورند و به آنان گفته مى‌‌‌شود: شما برويد و پسر فرمانروا (يعنى سفيانى) را بخواهيد و او را به يارى طلبيد. آنان سفيانى را دعوت مى‌‌‌كنند و او با خواست آنان موافقت مى‌‌‌نمايد و در نقطه‌‌اى از دمشق بنام حرستا فرود مى‌‌‌آيد و دايى‌‌‌ها و وابستگان فكرى خويش را در آنجا جمع مى‌‌‌نمايد. در بيابان خشك كه منطقه‌‌اى در دمشق است، گروه‌هاى متعددى طرفدار دارد كه به او مى‌‌‌پيوندند. سفيانى دعوت آنان را اجابت مى‌‌‌كند و روز جمعه به همراه همه‌ى آنان در دمشق به مسجد مى‌‌‌رود و براى نخستين بار بر فراز منبر رفته و در نخستين منبر آنان را دعوت به جهاد مى‌‌‌كند و آنان نيز با شنيدن سخنانش با او بيعت مى‌‌‌كنند.

سپس به نقطه‌‌اى به نام غوطه مى‌‌‌رود و همه‌ی مردم بر گرد او اجتماع مى‌‌‌كنند و اينجاست كه سفيانى در رأس گروه‌هايى از مردم شام خروج مى‌‌‌كند و سه گروه با يكديگر درگير مى‌‌‌شوند.

1 ـ پرچم از ترك و عجم كه سياهرنگ است.

2 ـ پرچم زرد رنگ كه پرچم فرزند عباس است.

3 ـ پرچمى‌ از سفيانى و سپاه او.

در نقطه‌‌اى بنام بطن ارزق پيكار سختى در ميان آنان رخ مى‌‌‌دهد و شصت هزار كشته بر زمين مى‌‌‌ماند و سفيانى پيروز مى‌‌‌شود و مردم بسيارى را قتل عام مى‌‌‌كند و سرزمين و مراكز قبايل را تصرف كرده و در ميان آنان نخست عادلانه رفتار مى‌‌‌كند به گونه‌‌اى كه مى‌‌‌گويند: هر آنچه از بيدادگرى سفيانى به ما گزارش شده بى اساس است...

به هر حال مدتى كوتاه با آنان خوشرفتارى مى‌‌‌كند و سپس نخستين حركت خود به سوى حمص را آغاز مى‌‌‌كند و از آنجا به دروازه‌ی مصر مى‌‌‌رسد و در نقطه‌‌اى كه قريه سبا نام دارد رخداد عظيم و پيكار سهمگين خواهد داشت كه خبر آن همه جا منتشر مى‌‌‌گردد و دلها ـ از خشونت و شقاوت او ـ لبريز از ترس و دلهره مى‌‌‌گردد و شهرها يكى پس از ديگرى در مقابل او سقوط مى‌‌‌كند و سپس مستانه و مغرور به دمشق باز مى‌‌‌گردد.[1]

 


[1]. الزام الناصب، ج2، ص180.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: