امام هادی7 مرجع دانشمندان، فقیهان و متكلمان عصر خویش به شمار میآمد و كتابهای حدیث، تفسیر و كلام آن دوره، مدیون علوم و معارف آن بزرگوار است. امام هادی7 با برخورداری از دانش سرشاری كه خداوند متعالی بدیشان عنایت كرده بود، همواره به پاسخگویی پرسشها در هر زمینهشان، میپرداخت. در این زمینه، آثار متعددی از ایشان به یادگار مانده كه از آن جمله میتوان به رسالهشان، در ردّ جبر و تفویض، رسالهشان، در پاسخ به پرسشهای یحیی بن اكثم و رسالهشان، در احكام دین اشاره كرد. همچنین از آن حضرت، پاسخ هایی درباره مسائل فقهی و غیر فقهی به طور پراكنده در كتابهای حدیث دیده میشود.
یكی از كارهای مهم امام هادی7 حفظ خط فكری و فرهنگی تشیع، و جلوگیری از شبهه افكنیهای مخالفان بود. البته این كار به تربیت شاگردان برجسته، تشكیل حوزه علمیه و تدریس فقه، عقاید و اصول اسلامی نیاز داشت. این حوزه درسی، در عصر امام باقر و امام صادق8 تأسیس شد و سپس امامان دیگر، حتی در شرایط بسیار سخت آن را پی گرفتند.
امام هادی7 در این راستا قدمهای بزرگی برداشت و شاگردان برجستهشان، همچون حضرت عبدالعظیم حسنی، خیران الخادم، ابن سكیّت اهوازی، ابوهاشم جعفری، اسماعیل بن مهران و... را تربیت كرد و شاگردان برجسته پدر و جدش را به دور خود جمع كرده، حوزه علمی فعال و پرتلاش به وجود آورد.
با همت ارجمند امام هادی7، شاگردان بسیار و برجستهشان، تربیت یافتند كه به طور مستقیم از آن حضرت روایت نقل كردهاند. حضرت عبدالعظیم، یكی از شاگردان برجسته حضرت هادی7 است. این فقیه و عالم بزرگ، خود دارای حوزه درسی بود و حوزه علمیه شهر ری و اطراف آن را تأسیس كرد.
درباره والایی مقام او از حضرت هادی7 نقل است كه به حمّاد رازی فرمود: «ای حمّاد! اگر در شهر خود (شهر ری) در مسائل دینی به مشكلی برخوردی، از عبدالعظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان». حضرت عبدالعظیم در نزد امام هادی7 چنان مقامی داشت كه آن حضرت7 ثواب زیارت قبر او را در ری، برابر با زیارت امام حسین7 بر شمرده است.
امام هادی7 قبل از هر چیز بنده خدا بوده، همواره با خدا راز و نیاز داشت و همه سعادتها و كرامتها را در پرتو توجه و پیوند محكم با خدا میدانست. آن حضرت7 همواره نیمههای شب از بستر برمی خاست و در حالی كه لباس مویین پوشیده بود، رو به قبله بر روی حصیر مینشست و به عادت میپرداخت.
سعید حاجب، از مأموران متوكل عباسی در این باره میگوید: «نیمه شبی وارد خانه امام هادی7 شدم. دیدم روپوش و كلاهی مویین پوشیده، جانمازی حصیری در برابر اوست؛ فهمیدم مشغول نماز است».