«معتمد» عباسى كه با شهادت امام عسكرى7 به خيال خام خويش، به مقصد و مراد خود رسيده بود، تصور مىكرد ديگر خطرى سر راه حكومت خودكامه وى وجود ندارد، ولى براى اطمينان خاطر خود دست به اعمال ديگرى زد كه نشانه جاهطلبى و عمق نگرانى او از ناحيه فرزند امام بود. او به عدهاى مأموريت داد كه وارد منزل امام شوند و اثاثيه حضرت را كاملاً بازرسى كرده آنها را مهر و موم نمايند.
از طرف ديگر، چون شنيده بود كه از حضرت عسكرى7 فرزندى باقى مانده، در صدد يافتن او بر آمد و دستور داد عدهاى از قابلهها، زنان و كنيزان آن حضرت را معاينه نمايند و اگر آثار حملى در آنان مشاهده شد، گزارش كنند.
نقل شده است كه يكى از قابلهها به كنيزى ظنين شد و از طرف خليفه دستور داده شد كه آن كنيز را در محليل تحت نظر قرار بدهند و «نحرير» (يكى از درباريان، و پيشكار مخصوص خليفه) همراه عدهاى از زنان مراقب حال او باشند تا صدق و كذب گزارش معلوم گردد.[1] مدّت دو سال آن كنيز تحت نظر بود ولى سر انجام اثرى از حمل ظاهر نشد و كذب گزارش روشن گشت![2]
در اين هنگام معتمد براى آنكه وانمود كند كه از امام عسكرى7 فرزندى باقى نمانده، و شيعيان از وجود امام بعدى نوميد گردند، دستور داد ميراث آن حضرت ميان مادر و برادرش جعفر تقسيم شود[3]، ولى شيعيان همچنان عقيده داشتند كه از امام فرزندى باقى مانده است كه امامت را به عهده دارد[4]، زيرا تعدادى از آنان فرزند خردسال امام را قبلاً ديده بودند (چنانكه نمونه آن را قبلاً گفتيم).
در هر حال فشار و اختناق و انواع محدوديتها در مورد خاندان امام براى يافتن امام دوازدهم همچنان ادامه داشت تا آنكه قيام «يعقوب بن ليث صفارى» در «خراسان»، و مرگ ناگهانى «عبد الله بن يحيى بن خاقان» و آشوب و فتنه «صاحب الزنج» در «بصره» پيش آمد و دربار عباسى تمام نيروى خود را براى مقابله با اين حركتها بسيج كرد و ديگر مجال تعرّض و سختگيرى در مورد خاندان امام باقى نماند! [5] و[6]
[1]. كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبهٔ الصدوق، 1381 هـ . ق، ج1، ص505 - مجلسى، بحارالأنوار، ط 2، تهران، المكتبهٔ الاسلاميهٔ، 1395 هـ . ق، ج50، ص329.
[2]. كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبهٔ الصدوق، 1381 هـ . ق، ج1، ص505 - مجلسى، بحارالأنوار، ط 2، تهران، المكتبهٔ الاسلاميهٔ، 1395 هـ . ق، ج50، ص329 .
[3]. كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبهٔ الصدوق، 1381 هـ . ق، ج1، ص505 - مجلسى، بحارالأنوار، ط 2، تهران، المكتبهٔ الاسلاميهٔ، 1395 هـ . ق، ج50، ص329 .
[4]. على بن عيسى الاربلى، كشف الغمهٔ، تبريز، مكتبهٔ بنى هاشمى، 1381 هـ . ق، ج3، ص199 - فتّال نيشابورى، روضهٔ الواعظين، ط 1 بيروت، مؤسسهٔ الأعلمى للمطبوعات، 1406 هـ . ق، ص276 .
[5]. مجلسى، بحارالأنوار، ط 3، تهران، المكتبهٔ الاسلاميهٔ، 1395 هـ . ق، ج50 ص331 - محمد بن جرير بن رستم طبرى، ط 3، قم، منشورات الرضى، 1363 هـ . ش، ص224 - صدوق، كمال الدين، قم، مؤسسهٔ النشر الاسلامى (التابعهٔ) لجماعهٔ المدرسين، 1405 هـ . ق، ص475 .
[6]. در تنظيم و نگارش اين بخش از كتاب، علاوه بر مآخذى كه در پاورقيها آمده، از منابع ياد شده در زير استفاده شده است كه لازم مىدانم در اينجا از نويسندگان آنها سپاسگزارى كنم: پيشواى يازدهم حضرت اما حسن عسكرى (نشريه مؤسسه در راه حق). دورنمايى از زندگانى پيشوايان اسلام تأليف استاد آيت الله جعفر سبحانى - خاندان وحى، تأليف حجهٔ الاسلام و المسلمين سيد على اكبر فزشى. سيره پيشوايان، مهدى پيشوايى، ص615 ـ 662.