borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
غیبت حضرت صاحب در آئينه روايات

راجع به غیبت وجود مقدس امام عصر4 روایات فراوانی ذکر شده است. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1- جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: حضرت رسول6 فرمود: مهدى از فرزندان من خواهد بود، نام او نام من و كنيه وى كنيه من است، وى از همه مردمان به من شبیه‌تر است، وى مدتى از انظار پنهان خواهد شد، و در اين غيبت گروهى از مردم در حيرت و سرگردانى خواهند افتاد، پس از مدتى از پشت پرده بيرون مي‌گردد و همچون ستاره فروزانى مي‌درخشد، و زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همچنان كه از جور و ستم پر شده باشد.[1]

2- ابو بصير از حضرت صادق7 روايت كرده كه حضرت رسول6 فرمود: مهدى از فرزندان من است وى با من همنام و كنيه خواهد بود، او از نظر آفرينش و اخلاق به من شبیه است، او را غيبتى خواهد بود كه گروهى از طول غيبت گرفتار حيرت و سرگردانى خواهند شد، بعد از مدتى مانند ستاره روشنى طلوع خواهد كرد و زمين را كه از جور و ظلم پر شده باشد پر از عدل و مهربانى مي‌سازد.[2]

3- صالح بن عقبه از پدرش و او از حضرت صادق7 روايت كرده كه حضرت رسول6 فرمود: مهدى از فرزندان من خواهد بود، او را غيبتى است كه گروهى از طول آن در حيرت خواهند افتاد، وى ذخائر پيغمبران را خواهد آورد و زمين را پر از عدل مي‌كند بعد از اينكه از جور پر شده باشد.[3]

4- ابن عباس گويد: حضرت رسول6 فرمود: على بن ابى طالب امام امت من و جانشين من بر آنها مي‌باشد، قائم منتظر از فرزندان اوست كه زمين را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر خواهد كرد، به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخت معتقدين به امامت وى در زمان غيبتش از كبريت احمر گران‏بهاتر هستند، در اين هنگام جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاست و عرض كرد: يا رسول اللَّه قائم كه از فرزندان شما خواهد بود غيبت خواهد كرد؟ فرمود: آرى به خداوند سوگند پروردگار مؤمنين را به غيبت او آزمايش خواهد كرد و كافرين را از بين مي‌برد، اى جابر غيبت وى سرى از اسرار خداوند است كه علت آن از مردم مخفى شده است اينك در خود شكى راه نده زيرا كه شك و حيرت در اين باره كفر است.[4]

5- هشام بن سالم از حضرت صادق7 روايت كرده كه حضرت رسول6 فرمود: «قائم» از فرزندان من است، نام او نام من و كنيه وى كنيه من مي‌باشد، او در هيئت و رنگ و رخساره مانند من است، مهدى با سنت من ظهور خواهد كرد و مردم را به ملت و شريعت من دعوت مي‌كند و آنان را به طرف كتاب خداوند مي‌خواند. اكنون هر كه از وى اطاعت كند مرا اطاعت كرده است و هر كس از فرمان وى سرپيچد از دستور من تمرد كرده است، هر كس منكر غيبت وى گردد مرا انكار نموده است، هر كه او را تكذيب كند مرا تكذيب كرده است، هر كس او را تصديق كند مرا تصديق كرده است، من به خداوند شكايت مي‌برم از اشخاصى كه گفتارم را در باره وى تكذيب كنند، و حرف‌هاى مرا انكار نمايند، و امت مرا از راه او برگردانند، و زود است كه ستمكاران متوجه اعمال خود شوند.[5]

6- اصبغ بن نباته گويد: اميرالمؤمنين7 را مشاهده كردم در حالى كه در فكر فرو رفته و سر به زير افكنده بود، عرض كردم: يا اميرالمؤمنين چرا متفكر هستى و بر زمين نگاه مي‌كنى؟ آيا به زمين رغبت پيدا كرده‌‏اى؟ فرمود: نه به پروردگار سوگند رغبتى به زمين ندارم و هرگز به دنيا ميل نبسته ‏ام، من در باره يازدهمين فرزند خود كه از پشت من ظهور خواهد كرد و زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد در فكر فرو رفته‌‏ام.

براى اين فرزندم غيبت طولانى در پيش است و مردم از طول غيبت در حيرت و سرگردانى خواهند افتاد، گروهى از مردم گمراه مي‌شوند و جماعتى ديگر هدايت مى‌‌‌گردند، گويد: عرض كردم: يا اميرالمؤمنين اين موضوع انجام خواهد گرفت؟

فرمود: آرى اين مطالب پيش می‌‏آيد و تو از اين موضوعات اطلاع ندارى معتقدين به وى از بهترين افراد اين امت هستند كه با نيكان عترت همراه مي‌باشند، گويد: عرض كردم: بعد از اين چه خواهد شد؟ فرمود: خداوند مقدرات خود را ظاهر خواهد ساخت و عنايات خود را به معرض ظهور و بروز خواهد رسانيد. يكى از كلمات مشهور امير المؤمنين7 كه به كميل بن زياد فرموده اين است: خداوندا تو زمين را از حجت خالى نمي‌گذارى، اين حجت يا در ميان مردم ظاهر و مشهور است، و يا از ترس در پشت پرده غيبت مي‌باشد و وجود حجت براى اينست كه برهان و دلائل تو از بين نرود و به مردم اتمام حجت شده باشد.[6]

7- اصبغ از حضرت امير المؤمنين7 روايت كرده كه آن جناب فرمود: قائم به اندازه‌ای در پشت پرده غيبت خواهد ماند كه جهال مي‌گويند خداوند به آل محمد احتياجى ندارد.[7]

8- حضرت عبد العظيم حسنى از حضرت جواد7 روايت كرده كه اميرالمؤمنين سلام اللَّه عليه فرمود: غائب ما به اندازه‌ای غيبتش طول خواهد كشيد كه شيعيان در غيبت او مانند گوسفندان كه در دنبال چراگاه مي‌دوند و به آن نمي‌رسند خواهند بود، اينك هركس در عقيده خود ثابت بماند و از طول غيبت متحير و سرگردان نگردد روز قيامت با من خواهد بود، و نيز فرمود: قائم ما هر گاه قيام كند بيعت احدى در گردن او نخواهد بود، و براى همين جهت ولادت او از انظار مخفى است و شخصش هم از ديده نهان است.[8]

9- علي بن ابراهيم از حضرت رضا7 روايت كرده كه اميرالمؤمنين سلام اللَّه عليه فرمود: اى حسين نهمين فرزند تو قائم بر حق است، او دين را ظاهر كرده و عدل را در زمين جارى مي‌كند، حسين7 فرمود: عرض كردم: اين قضيه عملى خواهد شد؟ فرمود: آرى به خداوندى كه محمّد را براستى برگزيد و او را به نبوت مبعوث كرد، و ليكن او غيبت طولانى خواهد داشت كه جز مردان مخلص كه روح يقين در كالبد آنها جاى دارد در عقيده خود ثابت نخواهند ماند، و اينان هم افرادى هستند كه خداوند ميثاق ولايت ما را از آنان اخذ كرده و اينان را در دل‌هاى آنها جاى داده و با تاييدات خود آنان را تاييد كرده است.[9]

10- حنان بن سدير از ابو سعيد عقيصا روايت مي‌كند؛ كه پس از مصالحه حضرت مجتبى7 با معاويه مردم خدمتش رسيدند و در مورد صلح با معاويه آن حضرت را ملامت كردند، امام حسن7 فرمود: واى بر شما نمي‌دانيد من چه عملى را انجام داده ‏ام؟! به خداوند سوگند عمل من براى شيعيانم از آنچه كه خورشيد بر آن پرتو مى‌‌‌افكند بهتر است. مگر شما نمي‌دانيد من امام شما هستم، و اطاعت من بر شما واجب است و من يكى از سيد جوانان اهل بهشتم و جدم به اين موضوع تصريح كرده است، گفتند: آرى مى‌‌‌دانيم، فرمود: مگر نمي‌دانيد هنگامى‌ كه خضر كشتى را سوراخ كرد و غلام را كشت و ديوار كج را راست نمود حضرت موسى7 بر وى اعتراض كرد، زيرا موسى7 از وجه حكمت آن اطلاع نداشت در صورتى كه نزد خداوند عمل خضر
خوب بود.

مگر نمي‌دانيد كه بيعت جبابره و طاغيان زمان بر گردن همه ما اهل بيت هست، و فقط قائم ما از اين مورد مستثنى است و هيچ كس بر گردن او بيعت ندارد، قائم همان كسى است كه حضرت عيسى پشت سر او نماز مي‌خواند، خداوند ولادت او را مخفى مى‌‌‌دارد و شخص او را از انظار پنهان مي‌كند تا كسى در گردن او بيعت نداشته باشد.

وى‏ نهمين فرزند از اولاد برادرم حسين است كه از سيده كنيزان متولد خواهد شد، خداوند عمر او را طولانى خواهد كرد و در پشت پرده غيبت نگاه خواهد داشت، و پس از مدتى طولانى ظهور مي‌كند در حالى كه جوان است و سنش از چهل سال كمتر نشان مي‌دهد، و اين براى اين است كه مردم بدانند خداوند بهر چيزى قادر است.[10]

11- محمّد بن ابى عمير از حضرت صادق7 روايت كرده كه حسين بن علي8 فرمود: در نهمين فرزند من سنتى از يوسف و سنتى از عيسى خواهد بود، و او قائم ما اهل بيت است و خداوند مقدمات ظهور او را در يك شب فراهم خواهد كرد.[11]

12- يحيى بن وثاب از عبد اللَّه بن عمر روايت مي‌كند كه از حسين بن علي8 شنيدم مي‌فرمود: اگر جز يك روز از عمر دنيا باقى نماند خداوند آن روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از فرزندان من بيرون شود و دنيا را پر از عدل و داد كند پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد، و من اين حديث را همين طور از حضرت رسول6 شنيده‌‏ام.[12]

13- حمزهٔ بن حمران از سعيد بن جبير روايت كرده كه او گفت: از حضرت سجاد7 شنيدم مي‌فرمود: در قائم ما خصلت‏هائى از شش پيغمبر كه عبارتند از: نوح، ابراهيم، موسى، عيسى، ايوب، و محمّد: وجود دارد، طول عمر از نوح، مخفى بودن ولادت و كناره ‏گيرى از مردم از ابراهيم، خوف و تقيه از موسى، اختلاف مردم از عيسى، فرج بعد از ابتلاء از ايوب، و خروج با شمشير از محمّد6. راوى گويد: از آن حضرت بار ديگر شنيدم مي‌فرمود: ولادت قائم ما از انظار مردم پنهان است، و حتى مردم خواهند گفت: او هنوز متولد نشده است، قائم هنگامى‌ كه خروج كند تحت بيعت كسى نخواهد بود.[13]

14- علي بن ابراهيم از عمرو بن ثابت روايت مي‌كند كه حضرت سجاد7 فرمود: هر كس در هنگام غيبت قائم ما به دوستى ما ثابت بماند خداوند به وى اجر هزار شهيد مانند شهداى بدر خواهد داد. [14]

15- ابوالجارود زياد بن منذر از حضرت باقر7 روايت مي‌كند كه آن جناب به من فرمود: هر گاه چرخ زمان برگشت و مردم گفتند: قائم از دنيا رفته، و يا كشته شده و معلوم نيست در كجا است؟ و افرادى هم مي‌گويند: قائم در اين دنيا نيست و اكنون استخوان‌هايش هم در زير زمين پوسيده، در اين هنگام كه مردم اين گونه سخنان را بر زبان جارى مي‌سازند تو اميدوار باش، و هر گاه شنيديد كه وى در كجا است فورا به طرف او حركت كنيد و لو اينكه مانند كودكان با دست و پا حرکت كنيد.[15]

16- ابو بصير از حضرت باقر7 روايت مي‌كند كه فرمود: در صاحب الامر چهار سنت از چهار پيغمبر هست، خوف و انتظار از موسى، زندان از يوسف، خروج با شمشير از محمّد6، و اما نسبت به حضرت عيسى مردم خواهند گفت: قائم مرده است در صورتى كه وى حيات دارد، همان طور كه در مورد عيسى اختلاف شده است.[16]

17- محمد بن مسلم گويد: خدمت حضرت باقر7 رسيدم و در نظر داشتم در مورد قائم از وى سؤالاتى بكنم، قبل از اينكه من آغاز سخن كنم، امام7 فرمود: اى محمّد بن مسلم قائم آل محمّد4 به پنج پيغمبر شباهت دارد و آنان عبارتند از: يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمد:.

اما شباهت او با يونس از اين جهت است كه آن حضرت پس از غيبت طولانى ظهور خواهد كرد و با كبر سنى كه دارد از نظر صورت جوان است، و شباهت به يوسف از اين نظر است كه از ميان خويشاوندان و عموم مردمان دور است، در صورتى كه از نظر مسافت بين او و خويشاوندان و اهل بيتش فاصله‌‌‏اى در بين نيست.

و اما از جهت موسى براى اين است كه همواره در حال خوف و تقيه است، و ولادتش از نظر مردم پنهان است، و شيعيان هم در غيبت طولانى او از دست دشمن در رنج و اذيت مي‌باشند تا آن گاه كه خداوند اذن قيام دهد و او را بر دشمنان و مخالفينش پيروز گرداند.

و اما از جهت عيسى از اين نظر است كه مردم در باره وى اختلاف مي‌كنند، گروهى مي‌گويند وى به دنيا نيامده، جماعتى اظهار مي‌كنند وى مصلوب شده و كشته گرديده است، و اما شباهت او به جدش حضرت رسول6 براى اين است كه شمشير ميكشد و دشمنان خدا و رسولش را مي‌كشد، و با ظالمين و ستمگران جنگ مي‌كند، پروردگار او را با شمشير و انداختن رعب در دل ظالمين يارى خواهد نمود و پرچم او همواره جلو خواهد رفت و به عقب بر نخواهد گشت، از علائم ظهور او خروج سفيانى در شام و خروج يمانى در يمن، و صيحه آسمانى در ماه رمضان، و فرياد منادى كه او را با نام خود و پدرش فرياد خواهد زد. [17]

18- محمّد بن سنان از صفوان بن مهران روايت كرده كه حضرت صادق7 فرمود:

هر كس به امامت ائمه اقرار كند و به امامت مهدى عقيده نداشته باشد مانند اين است كه به همه پيغمبران معتقد باشد ولى نبوت حضرت رسول6 را انكار كند، خدمت حضرت صادق7 عرض كردند: مهدى از فرزندان تو كدام است؟ فرمود: پنجمين نفر از فرزندان هفتمى‌ كه شخصش از نظر شما نهان است و بردن نامش هم بر شما جائز نيست. [18]

19- محمد بن خالد برقى از ابراهيم كرخى روايت كرده كه گفت: خدمت حضرت صادق7 رسيدم و هنگامى‌ كه نشستم ناگهان موسى بن جعفر8 در حالى كه كودك بود وارد شد، من از جاى خود برخاستم و دست او را بوسيدم و بار ديگر در جاى خود قرار گرفتم، در اين هنگام امام صادق7 فرمود: اين كودك پس از من بر شما امام است، و ليكن گروهى در مورد وى هلاك خواهند شد و جماعتى هم به سعادت خواهند رسيد، خداوند قاتل او را لعنت كند و بر عذاب او بيافزايد.

خداوند از صلب او بهترين اهل زمين را خارج مي‌كند كه با جد خود محمد6 هم نام است، او در مقام جدش خواهد نشست و با احكام و سنن او عمل خواهد نمود، وى معدن امامت و حكمت بوده و با احكام آن كاملا آشنا است، يكى از ستمگاران بنى فلان پس از مشاهده عجائبى از وى براى حسد او را خواهد كشت، و ليكن خداوند امر خود را به آخر خواهد رسانيد اگر چه مشركين اباء و امتناع داشته باشند.

پروردگار از صلب اين دوازدهمين امام را بيرون مي‌كند و عدد ائمه اثنا عشر را تكميل مي‌سازد، خداوند آنان را به كرامت خود اختصاص داده و در خانه مقدس خود جاى مرحمت كرده است، امام دوازدهمين از اين ائمه مانند كسى است كه در مقابل حضرت رسول6 شمشير كشيده و به جهاد پرداخته است.

راوى گويد: در اين هنگام يكى از طرفداران و دوستان بنى اميه وارد شد و حضرت صادق7 سخن خود را قطع كرد، و من مكرر خدمت امام صادق7 رسيدم تا دنبال اين سخنان را بفرمايد و ليكن به مقصود خود نائل نشدم، و ليكن در سال بعد كه خدمت حضرت رسيدم و پس از سلام فرمود: اى ابراهيم امام دوازدهم اندوه و غم را زايل مي‌كند و سختى و محنت را از شيعيان برطرف مي‌سازد، پس از اينكه شيعيان در فشار و رنج قرار گرفته و مدتى دراز در بلاء و تعب مانده باشند، خوشا به حال افرادى كه آن زمان را درك كنند، پس از آن فرمود: اى ابراهيم آيا همين اندازه برايت كافى است؟ ابراهيم گويد: بعد از اين فرمايش ديگر مطلبى به من خوش نيامد.

و دلم چيزى را قبول نكرد، زيرا از فرمايش امام7 دلم خوشحال و چشمم روشن گرديد. [19]

20- محمد بن خالد برقى از مفضل بن عمر روايت كرده كه حضرت صادق7 فرمود: نزديك‏ترين اعمال و پسنديده ‏ترين افعال نزد خداوند در هنگام غيبت ولى عصر انتظار فرج است، و اين براى افراديست كه در غيبت ولى عصر گرفتار ترديد نشوند و بدانند كه با غيبت حجت خدا عهد و ميثاق پروردگار باطل نشده و حجت از بين نرفته است. و اما سخت‌ترين غضب خداوند بر افرادى قرار خواهد گرفت كه حجت خدا را نيابند و در مورد او گرفتار شك و ترديد گردند، خداوند چون مي‌دانست دوستان او در هنگام غيبت حجتش گرفتار ترديد نخواهند شد او را از انظار پنهان كرد، و در غير اين صورت ولي عصر را از انظار غايب نمي‌‌ساخت، و كسانى كه منكر غيبت حجت خداوند باشند از شرار مردم محسوب مي‌شوند.[20]

21- عبد الرحمن بن ابى نجران از سدير صيرفى روايت مي‌كند كه از حضرت صادق7 شنيدم مي‌فرمود: در قائم خصلتى از يوسف هست، عرض كردم: مقصود شما غيبت و سرگردانى اوست؟ فرمود: چرا اين ملت اشباه خنازير منكر اين مطلب مي‌شوند در صورتى كه برادران يوسف از فرزندان انبياء و اسباط بودند، آنان برادر خود را فروختند و پس از اين او را نشناختند تا اين كه يوسف خودش گفت: من يوسف هستم و اين هم برادر من است.

اكنون چرا اين امت منكر غيبت حجت خدا مي‌شوند؟ يوسف در مصر سلطنت مي‌كرد و بين او با پدرش فقط هیجده روز فاصله بود، و اگر خداوند اراده مي‌كرد جاى او را به پدرش نشان مي‌داد به خداوند سوگند هنگامى‌ كه به يعقوب مژده دادند كه يوسف در مصر است او در نه روز خودش را به مصر رسانيد.

پس اينك چرا اين ملت نمي‌خواهد قبول كند كه خداوند با حجت خود مانند يوسف معامله كند، آرى حجت خداوند هم مانند يوسف در كوچه‏‌‌‌ها و بازارها راه مي‌رود و ليكن مردم او را نمي‌شناسند تا آنگاه كه وقتش برسد و او هم مانند يوسف خود را معرفى كند، امام7 اين آيه را قرائت فرمود: ﴿هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ* قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي﴾.[21]

22- يونس بن عبد الرحمن از عبداللَّه بن سنان روايت كرده كه حضرت صادق7 فرمود: به زودى براى شما شبهه‏‌‌اى پيش خواهد آمد كه نه علم خروج از آن را داريد و نه امامى‌ هست كه شبهه را براى شما حل كند، و در سرگردانى خواهيد ماند افرادى كه بخواهند از اين گونه شبهات رهائى پيدا كنند بايد دعاى غريق را بخوانند گويد: عرض كردم دعاى غريق كدام است؟ فرمود: مي‌گوئى: «يَا اللَّـهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ، يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ» گفتم: «يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ» فرمود: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و ليكن همان طور كه من دستور دادم قرائت كن و بگو: «يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»[22]

23- سدير صيرفى در حديث مفصلى از حضرت صادق7 روايت مي‌كند كه فرمود: خداوند عمر بنده صالح خود خضر را براى اين طولانى نكرد كه او را نبوت دهد و يا كتابى بر وى نازل کند و يا شريعت او شرايع ديگر را نسخ نماید و يا اينكه او را امام مردم معين كرده و آنها را ملزم که تا از وى متابعت كنند و او را اطاعت نمايند، بلکه پروردگار متعال چون مي‌دانست كه عمر حضرت قائم در غيبت به طول خواهد انجاميد و مردم غيبت او را براى طول مدت انكار خواهند كرد، لذا عمر حضرت خضر را طولانى كرد تا مؤيد طول عمر حضرت قائم گردد، و حجت و برهان معاندين در انكار اين موضوع باطل شود و حجت بر مردم تمام بشود.[23]

24- سعد بن عبد اللَّه از على بن جعفر روايت مي‌كند كه موسى بن جعفر8 فرمود، هر گاه نفر پنجم از اولاد هفتم از ميان شما رفت در اين هنگام از خدا بترسيد و متوجه دين خود باشيد كه شما را از راه راست منحرف نكنند، فرمود: اى برادرم صاحب اين امر به اندازه‌‌‏اى غيبتش طول خواهد كشيد كه گروهى از معتقدين به اهل بيت: هم از او برمي‌گردند و اين محنتى است كه خداوند بندگان خود را به وسيله آن آزمايش مي‌كند، و اگر پدران و اجداد شما مي‌دانستند دين بهترى از اين هست از او متابعت مي‌كردند، على بن جعفر فرمود: عرض كردم: اى سيد من پنجمين از اولاد هفتم كدام است؟ فرمود: اى برادر عقل شما اين موضوع را درك نمي‌كند و اگر زنده‏ مانديد او را خواهيد ديد.[24]

24- على بن ابراهيم از يونس بن عبد الرحمن روايت مي‌كند كه خدمت حضرت موسى بن جعفر7 رسيدم و عرض كردم: يابن رسول اللَّه شما قائم به حق هستيد؟

فرمود من قيام به حق دارم و ليكن آن قائم كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي‌كند و جهان را پر از عدل و داد مي‌سازد پس از اينكه از ظلم و جور پر شده باشد پنجمين فرزند من است و براى وى غيبتى خواهد بود كه گروهى در هنگام غيبت او مرتد مي‌شوند و جماعتى هم ثابت قدم مي‌مانند، پس از اين فرمود: خوشا به حال شيعيان ما كه دست از ريسمان ولاء ما برندارند و به غيبت قائم ما ثابت باشند، هر كس در دوستى ما پا بر جا باشد و از دشمنان ما تبرى جويد از ما خواهد بود، آنان از امامت ما راضى بوده و ما هم از متابعت و تشيع آنها نسبت به خودمان رضايت داريم، خوشا به حال آنان، به پروردگار سوگند آنها روز قيامت با ما در يك درجه خواهند بود.[25]

25- على بن ابراهيم از ريان بن صلت روايت كرده كه خدمت حضرت رضا7 عرض كردم: شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود: من صاحب امر هستم، وليكن آن صاحب الامر كه زمين را پر از عدل و داد مي‌كند پس از آنكه از جور و ظلم پر شده باشد غير از من است، من با اين ضعف بدن هرگز نمي‌توانم صاحب الامر باشم، قائم هر گاه‏ خروج كند از نظر سن و سال پير است و ليكن از جهت منظره و رخسار جوان مي‌باشد صاحب الامر از نظر قواى بدنى بسيار نيرومند است و مي‌تواند با يك حركت درختى را از بُن بر كند، و اگر در بين كوه فرياد بزند صخره‏‌‌هاى عظيم را از هم پراكنده مي‌سازد عصاى موسى و خاتم سليمان با او خواهد بود، و وى چهارمين نفر از فرزندان من است خداوند تا آنگاه كه مشيتش تعلق گيرد او را در پشت پرده غيبت نگه مي‌دارد و پس از آن ظاهر مي‌سازد و زمين را بعد از ظلم و ستم پر از عدل و داد مي‌كند، گويا مي‌نگرم مردم را در حالى كه از ظهور او نااميد شده‌‏اند فريادى خواهند شنيد، و به اين وسيله از ظهورش مطلع خواهند شد، قائم ما براى مؤمنين رحمت و براى كافرين عذابى دردناك است.[26]

26- على بن ابراهيم از على بن حسين بن خالد روايت كرده كه حضرت رضا7 فرمود: دين ندارد كسى كه ورع ندارد، ايمان ندارد كسى كه تقيه نمي‌كند، گرامي‌ترين شما در نزد پروردگار آن كس است كه تقوايش بيشتر باشد و تقيه را مورد عمل قرار دهد، خدمت حضرت عرض كردند: يا ابن رسول اللَّه تا كدام وقت بايد تقيه كرد؟ فرمود تا روز معين كه روز خروج قائم ما است، و هر كس قبل از خروج قائم ما تقيه را ترك كند از ما نخواهد بود.

27- خدمت حضرت رضا7 عرض شد: يا ابن رسول اللَّه قائم از اهل بيت شما كدام است؟ فرمود: چهارمين نفر از فرزندان من كه از سيده كنيزان متولد خواهد شد و پروردگار بوسيله آن زمين را از هر ظلم و جنايتى پاك مي‌كند، و قائم همان كس است كه ولادتش از انظار مخفى بوده و قبل از خروجش مدتى در غيبت خواهد ماند، هنگامى‌ كه از پشت پرده غيبت بيرون گردد زمين روشن می‌‏شود و بساط عدل و داد را در ميان مردم خواهد افكند، قائم همان است كه زمين براى او در هم می‌‏پيچد و سايه هم ندارد، او همان است كه در موقع خروجش از آسمان فرياد مي‌زنند و وى را به جهانيان معرفى مي‌كنند و ظهور او را در مكه معظمه به مردم بشارت مي‌دهند و اين آيه شريفه در اين مورد صادق است كه: ﴿وَ إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ﴾.[27]

28- عبدالعظيم حسنى گويد: خدمت حضرت جواد7 رسيدم و قصد داشتم‏ در پيرامون قائم كه آيا مهدى همان است و يا غير او سؤالاتى بكنم، قبل از اينكه من آغاز سخن كنم فرمود: اى ابو القاسم قائم از اهل بيت ما همان مهدى است كه بايد در هنگام غيبتش انتظار او را كشيد و در موقع ظهور هم بايد از وى اطاعت كرد، و او سومين كس از فرزندان من است، به خداوندى كه محمد را به راستى برانگيخت و ما را به امامت مخصوص گردانيد اگر از عمر جهان نماند مگر يك روز پروردگار همان روز را به اندازه‌‌‏اى دراز خواهد كرد تا آنگاه كه قائم را بيرون كند و زمين را پس از جور و ستم پر از عدل و داد كند، خداوند مقدمات ظهور او را مانند حضرت موسى در يك شب فراهم خواهد كرد، موسى رفت براى اهلش مقدارى آتش بياورد و ليكن پس از مختصرى با مقام نبوت مراجعت كرد، بهترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.[28]

29- حضرت عبد العظيم حسنى گويد: خدمت حضرت جواد7 رسيدم و عرض كردم: من اميدوارم آن قائم كه زمين را پر از عدل و داد مي‌كند پس از آنكه از جور و ستم پر شده باشد شما باشيد، فرمود: اى ابوالقاسم ما اهل بيت همه قيام به حق داريم و مردم را به طرف دين خدا دعوت مي‌كنيم، و ليكن آن قائم كه خداوند به وسيله او زمين را از لوث وجود ستمگران پاك مي‌سازد و عدل و داد را در ميان مردم مي‌گستراند همان است كه ولادتش از نظر مردم مخفى مي‌ماند و شخصش از ديدگان پنهان مي‌گردد و بردن نامش بر زبان‌ها حرام می‌‏شود. قائم با حضرت رسول6 همنام و كنيه است، و او همان است كه زمين براى او درهم پيچيده می‌‏شود و هر مشكلى برايش آسان مي‌گردد، ياوران او كه عددشان به اندازه اهل بدرند از دورترين نقاط روى زمين پيرامون او اجتماع خواهند كرد و اين آيه شريفه هم به همين جريان ناظر است ﴿ا‏يْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّـهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّـهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ﴾[29] هر گاه اين جماعت كه از اهل اخلاص هستند براى وى فراهم آمد، و ده هزار جنگجو در زير پرچمى‌ گرد آمدند خداوند امر او را آشكار مي‌كند و اذن خروجش مي‌دهد، او پس از خروج همواره دشمنان خدا را مي‌كشد تا پروردگار را از خود خشنود سازد، عبد العظيم حسنى گويد: عرض كردم: اى سيد من وى از كجا مي‌داند كه خداوند از وى رضايت دارد؟ فرمود: در دل او عاطفه و رحم را القاء مي‌كند، پس از اينكه قائم وارد مدينه شود لات و عزى را آتش مي‌زند.[30]

30- حمدان بن سليمان از صقر بن ابى دلف روايت مي‌كند كه از حضرت جواد7 شنيدم مي‌فرمود: امام بعد از من على است و امر او مانند امر من و گفتار وى گفتار من و اطاعت او اطاعت من است، و امام بعد از وى حسن عسكرى7 است اطاعت و امر و گفتار او هم مانند پدرش مي‌باشد و پس از اين ديگر سخن نگفت، راوى گويد: عرض كردم: پس امام بعد از وى كيست؟ در اين هنگام امام7 گريه شديدى كرد و بعد از آن فرمود :

امام بعد از حسن فرزندش قائم به حق است كه مدتى در انتظار خروج خواهد بود و مردم هم انتظار او را خواهند كشيد.

راوى گويد: عرض كردم: براى چه او را قائم مي‌گويند؟ فرمود: زيرا او پس از مدتى كه از انظار مخفى بوده قيام مي‌كند، و در غيبت او گروهى از معتقدين به امامت وى هم مرتد مي‌شوند، عرض كردم: چرا به او منتظر گفته‌اند؟ فرمود: براى اينكه غيبتش به طول خواهد انجاميد، و افراد مخلص در انتظار خروج او خواهند بود.

افراد سرگردان غيبت او را انكار خواهند كرد، و منكرين امامت او مسخره‌‌‏اش خواهند نمود، كسانى كه وقت ظهور او را تعيين مي‌كنند دروغ می‌‏گويند، افرادى كه بخواهند در ظهورش عجله نمايند هلاك مي‌شوند، و اشخاصى كه از اهل تسليم باشند رهائى پيدا خواهند كرد.[31]

31- عبدالعظيم حسنى گويد: خدمت حضرت علي هادى7 رسيدم، هنگامى‌ كه چشم آن حضرت بر من افتاد فرمود: خوش آمدى اى ابو القاسم تو از دوستان حقيقى و واقعى ما هستى، عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه ميل دارم معتقدات دينى خود را بر شما عرضه بدارم اگر عقائد من درست است ثابت باشم تا آنگاه كه رحمت خداوند را ملاقات كنم فرمود: عقائد خود را اظهار كن.

عبدالعظيم حسنى گويد: عرض كردم: من عقيده دارم كه خداوند يكى است و مانند ندارد، پروردگار از حد ابطال و تشبيه بيرون است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نيست، بلكه خداوند اجسام را جسميت داده و صورت‏ها را تصوير فرموده است و او خالق اعراض و جواهر و پروردگار همه اشياء و مالك و آفريننده كائنات است. من معتقدم كه محمد بنده و فرستاده خداوند است و پس از وى پيغمبرى نخواهد آمد، شريعت او خاتم همه شرايع و ناسخ همه اديان بوده و تا روز قيامت شريعتى نخواهد آمد، و معتقدم امام بعد از حضرت رسول6 اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب، حسن حسين، على بن الحسين، محمد بن على، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمد بن على: و پس از اينان امام حق شما هستيد.

حضرت هادى7 فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است و مردم پس از حسن چه خواهند كرد! گويد: عرض كردم: مگر داستان امام بعد از حسن از چه قرار است؟ فرمود: براى اينكه مردم او را نخواهند ديد و بردن نامش هم بر زبان‌ها جائز نيست تا آنگاه كه خروج كند و زمين را پس از ظلم و جور، پر از عدل و داد سازد.

عبدالعظيم فرمود: به اين دو امام هم معتقد شدم و اينك مي‌گويم: دوستى با اينها دوستى با خداوند است و دشمنى با اينان هم دشمنى با خداوند مي‌باشد، اطاعت از اين امامان: اطاعت از پروردگار و نافرمانى از آنها نافرمانى از پروردگار است. من اعتقاد دارم كه: معراج، سؤالات در قبر، بهشت، دوزخ، صراط، ميزان قيامت و بعثت از قبور حق است و پروردگار همه مردم را از قبرها بيرون مي‌كند و براى حساب به پاى ميزان عدل و داد مي‌برد، و نيز معتقدم كه واجبات پس از اقرار به ولايت عبارتند از: نماز، زكاهٔ، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، نهى از منكر.

در اين هنگام حضرت هادى7 فرمود: اى ابو القاسم به خداوند قسم اين عقائد دين خداست كه او را براى مردم برگزيده است، به همين عقائد ثابت باش خداوند تو را در دنيا و آخرت به همين عقيده ثابت بدارد.[32]

32- علي بن ابراهيم از صقر بن ابى دلف روايت مي‌كند كه گفت: خدمت امام هادی7 عرض كردم: از حضرت رسول6 براى ما حديثى نقل شده كه معنى آن را نمى‌‌‌دانيم، فرمود: آن حديث كدام است؟ عرض كردم حديث اين است كه فرمود: «لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ فَتُعَادِيَكُم‏» و ما معنى و مقصود او را نميدانيم. حضرت هادى7 فرمود: آرى مقصود از «ايام» ما هستيم تا آنگاه كه آسمان‏ و زمين بر پا است، شنبه حضرت رسول، يك شنبه امير المؤمنين، دوشنبه حسنين، سه شنبه على بن الحسين، محمد بن على، و جعفر بن محمد، چهارشنبه موسى بن جعفر، على ابن موسى، محمد بن على و من، پنجشنبه پسرم حسن، و جمعه هم فرزند فرزندم مى‌‌‌باشد كه اهل حق بر وى اجتماع خواهند كرد، و او كسى است كه زمين را پس از ظلم و جور پر از عدل و داد خواهد كرد، و اين است معنى ايام كه نبايد با آنان دشمنى كرد كه در آخرت هم آنها دشمن انسان گردند، پس از آن فرمود: اينك برخيزيد برويد كه براى شما خطر دارد.[33]

33- صقر بن ابى دلف گويد: از حضرت هادى7 شنيدم مي‌فرمود: امام بعد از من فرزندم حسن است و بعد از وى هم فرزندش قائم خواهد بود كه زمين را پس از جور و ستم پر از عدل و داد مي‌كند.[34]


[1]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 547.

[2]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 547 .

[3]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 548 .

[4]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 548 .

[5]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 548 .

[6]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 548 .

[7]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 549 .

[8]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 549 .

[9]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 550 .

[10]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 550 .

[11]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 551 .

[12]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 551 .

[13]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 551 .

[14]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 551 .

[15]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 552 .

[16]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 552 .

[17]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 552 .

[18]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 553.

[19]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 554 .

[20]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 555 .

[21]. سوره یوسف، آیه 89 – 90 ؛ زندگانی چهارده معصوم صفحه 555 .

[22]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 557 .

[23]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 557 .

[24]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 557 .

[25]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 558 .

[26]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 558 .

[27]. سوره شعرا، آیه 4 ؛ زندگانی چهارده معصوم صفحه 559 .

[28]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 559 .

[29] . بقره، 148 .

[30]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 560 .

[31]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 561 .

[32]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 561 .

[33]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 563 .

[34]. زندگانی چهارده معصوم صفحه 564.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: