بخش قابل ملاحظهای از جرم و جنایت، ناشی از فقر و تنگدستی است؛ چرا که فقر و تنگ دستی، به دین و ایمان انسان لطمه میزند، عقل را از کار انداخته، قوت و قدرت تشخیص درست را از او میگیرد و باعث کدورت و دشمنی میشود. امام علی7 خطاب به فرزندش میفرماید: «ای فرزندم! من از تهی دستی بر تو هراسانم. از فقر به خدا پناه ببر؛ چرا که فقر، دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان میکند و عامل دشمنی است. » [1]
احسان و نیکوکاری، اگر به صورت یک فرهنگ، جلوه نموده و در بین اقشار مختلف جامعه، توسعه و گسترش پیدا کند، به طور قطع، بخش عمدهای از مشکلات جامعه را که زایده فقر و محرومیت است، از بین برده و ریشه کن میسازد.
آنچه از آموزههای دینی استفاده میشود، این است که بین احسان و نیکوکاری و نجات جامعه از فقر و فلاکت، رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ لذا در قرآن کریم میخوانیم: «﴿وَ أَنْفِقُوا في سَبيلِ اللَّـهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ﴾[2]؛ و در راه خدا، انفاق کنید و [با ترک انفاق] خود را به دست خود، به هلاکت نیندازید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد. » [3]
انفاق به طور کلی سبب نجات از مفاسد کشنده اجتماعی میشود. اگر انفاق به فراموشی سپرده شود و ثروتها در دست گروهی معدود جمع گردد و در برابر آنان، اکثریتی محروم و بینوا وجود داشته باشد، دیری نخواهد گذشت که انفجار عظیمی در جامعه به وجود آمده، اموال و دارایی ثروتمندان نیز در آتش آن خواهد سوخت. بنابراین، انفاق، قبل از آن که به حال محرومان، مفید باشد، به نفع ثروتمندان خواهد بود؛ زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.[4]
پیامبر اکرم6 در جمله کوتاهی به این حقیقت اشاره نموده، میفرماید: اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید. »[5] و به تعبیر بعضی از مفسران، خودداری از انفاق فی سبیل الله، هم سبب مرگ روح انسانی به خاطر بخل خواهد شد و هم باعث مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانی، مخصوصا در نظامی همچون نظام اسلام که بر نیکوکاری بنا شده است. [6]
[1]. نهجالبلاغه، حکمت ۳۱۹.
[2]. سوره بقره، آیه ۱۹۵.
[3]. ترجمه مکارم شیرازی.
[4]. ر، ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج۲، ص۳۸.
[5]. النوادر، راوندی، قم، مؤسسه دارالکتاب، ص۳۰.
[6]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج۲، ص۳۸.