borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
خواص ذکر «یا الله»

- صد مرتبه در هر روز موثر است در رفع تمام مشکلات زندگي.

2- 1001 مرتبه در يک مجلس موثر است در رفع مشکلات و خطرات بزرگ زندگي.

3- 66 مرتبه، هر روز بعد از نماز صبح جهت حل مشکلات. در مداومت بر اين تعداد تاکيد شده است.

4- جهت شفاي مريض، 100 آيه از قرآن خوانده (بسم الله الرحمن الرحيم يک آيه محسوب مي‌شود) سپس 7 مرتبه «يا الله» گفته شود. حضرت اميرالمؤمنين7 مي‌‌فرمايند اگر اين دستور را به سنگ بخوانند سنگ باز مي‌شود. مريضي که تمام اطباء او را جواب کرده‌اند شفا مي‌‌گيرد؛ حتي حتمي و قطعي[1] چند روزي عقب مي‌‌افتد.

رسول اکرم6 فرموده‌اند: کُلُّ أَمرٍ ذي بالٍ لَم يُبدَأ فيهِ بِبِسمِ الله فَهُوَ أبتَرُ.

ترجمه: هر کاري که بنام خداوند شروع نشود ناقص و بي نتيجه خواهد ماند.[2]

هم‌چنین فرموده‌اند هر کاري که بنام خداوند شروع نشود ناقص و بي‌نتيجه خواهد ماند.[3]

بدين جهت فرموده‌اند هر کاري را با نام خدا شروع کنيد. نقل شده از بعض اهل باطن که هر کس روزي 100 مرتبه بگويد: «هُوَ اللهُ الذَّي لاالهَ الاّ هُوَ»[4] خدا او را از اهل يقين گرداند و به مقام اهل تحقيق و درجات ارباب توحيدش رساند.[5]

از جمله کسانی که در باب اسماء الحسنی سخن گفته‌ است علامه سید محمد حسینی تهرانی است. ایشان می‌فرماید:

قال‌ اللهُ الحكيمُ في‌ كتابِه‌ الكريم‌: [6] 

﴿كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَ يَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُوالـجَلَالِ وَ الا كْرَامِ﴾. [7] 

تمام‌ موجودات‌ آسمان‌ها و زمين به واسطة نفخ‌ صور مي‌ميرند، مگر بندگان‌ مقرّب‌ پروردگار كه‌ آنها از پاكيزگان‌ و مطهّرين‌ شمرده‌ شده‌اند، و به‌ لسان‌ قرآن‌ بندگان‌ مُخلَصين‌ خدا كه‌ براي‌ آنان‌ مرگ‌ نيست‌.

در قرآن‌ كريم‌ بندگان‌ به‌ سه‌ دسته‌ تقسيم‌ شده‌اند: أصحاب‌ يمين‌ و أصحاب‌ شِمال‌ و مُقرَّبين‌. [8]

اصحاب‌ شِمال‌، افراد منحرف‌ و متعدّي‌ چون‌ كفّار و مشركين‌ و منافقين‌ هستند. و اصحاب‌ يمين‌، مردمان‌ مؤمن‌ كه‌ داراي‌ عمل‌ صالح‌ هستند ميباشند. و مقرّبين‌ كه‌ آنان را سابقين‌ نيز خوانند، كساني‌ هستند كه‌ از مقامات‌ و درجات‌ اصحاب‌ يمين‌ عبور كرده‌، و در ذات‌ و سرّ خود پاك‌ و تطهير شده‌اند؛ و با زبان‌ دل‌ و با گوش‌ دل‌ و با چشم‌ دل‌، مي‌شنوند و مي‌گويند و مي‌بينند؛ و تمام‌ شؤون‌ وجودي‌ خود را به‌ خدا سپرده‌اند و خدا در وجود آنها به‌ جاي‌ اراده‌ و اختيار آنان، اراده‌ و اختيار دارد، يعني‌ نفس‌ اراده‌ و اختيار آنان‌ عيناً همان‌ اراده‌ و اختيار خداست‌.

مقرّبين‌ درگاه‌ حضرت‌ ذوالجلال‌ همين‌ افرادي‌ هستند كه‌ بندگان‌ مُخلَص‌ شمرده‌ شده‌ و در آية مباركة نفخ‌ صور استثناء شده‌اند؛ و اين‌ استثناء در ظاهر تركيب‌ عبارت‌، استثناء است‌ ولي‌ در حقيقت‌ استثنائي‌ نيست‌.

همه‌ مي‌ميرند، يعني‌ هر صاحب‌ نفسي‌ مي‌ميرد؛ ولي‌ آنها داراي‌ نفس‌ نيستند.

هر كس‌ نفسش‌ به‌ خود او متعلّق‌ باشد مي‌ميرد؛ آنها افرادي‌ هستند كه‌ به‌ شهود و عيان‌ دريافته‌اند كه‌ نفوس‌ آنان‌ متعلّق‌ به‌ خود آنها نيست‌، بلكه‌ متعلّق‌ به‌ خداست‌. و تجلّيات‌ اسماء و صفات‌ پروردگار كه‌ از صُقع‌ نفوس‌ آنها پديدار مي‌گردد، همه‌ جانبه‌ و همگاني‌ است‌؛ و از وجود و حضور عالم‌ طبع‌ و عالم‌ صورت‌ و عالم‌ نفس‌ بيرون‌ آمده‌ و ديگر آنها زميني‌ و آسماني‌ نيستند، بلكه‌ فوق‌ آسمان‌ و زمين‌ هستند؛ يعني‌ در حيطة قدرت‌ پروردگار بدون‌ حجاب‌ طبع‌ و صورت‌ و نفس‌ زندگي‌ مي‌كنند؛ و مندكّ در اسماء و صفات‌ و ذات‌ حضرت‌ باري‌ تعالي‌ شأنه‌ هستند.

براي‌ آنها مرگي‌ نيست‌؛ آنها وجه‌ خدا هستند؛ ﴿كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾، وجه‌ خدا نمي‌ميرد.

تمام‌ اسماء و صفات‌ ذات‌ مقدّس‌ الهيّه‌، در مرحلة تعيّن‌ است‌ و در مقام‌ اسم‌ واحديّت‌؛ و امّا اسم‌ احديّتِ او از هر تعيّن‌ گرچه‌ تعيّن‌ اسماء و صفات‌ باشد مُبرّي‌، و در آنجا هيچ‌ اسم‌ و رسمي‌ راه‌ ندارد.

عنقا شكار كس‌ نشود دام‌ باز چين

 

كانجا هميشه‌ باد به‌ دست‌ است‌ دام‌ را

بنابراين‌ صفت‌ جلال‌ و إكرام‌ كه‌ در اين‌ آية مباركه‌ به‌ «وجه‌ خدا» نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌: ﴿وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ﴾، بايد دانست‌ كه‌ جميع‌ صفات‌ جماليّه‌ و جلاليّه‌ از علم‌ لايتناهي‌، حيات‌ لايتناهي‌، و قدرت‌ لايتناهي‌، ظهور و تجلّياتش‌ در همين‌ أسماء حُسني‌ است‌.

مقرّبين‌ و مُخلَصين، وجه‌ خدا و أسماي‌ حُسني‌ هستند

و از «كافي‌« روايت‌ است‌ كه‌ با إسناد خود به‌ معاويهٔ بن‌ عمّار از حضرت‌ صادق‌7 حديث‌ مي‌كند كه‌ در قول‌ خداي‌ عزّوجلّ:

﴿وَ لِلَّـهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها﴾، قَالَ: نَحْنُ وَ لِلَّـهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏الَّتِي‌ لَا يَقْبَلُ اللَهُ مِنَ الْعِبَادِ إلَّا بِمَعْرِفَتِنَا.

«و از براي‌ خداست‌ اسماء حُسني‌ پس‌ خدا را به‌ آن‌ اسماء بخوانيد، حضرت‌ فرمود: سوگند به خدا كه‌ ما اسماء حُسني‌ هستيم‌، آنچنان‌ اسمائي‌ كه‌ خداوند از بندگانش‌ هيچ‌ عملي‌ را قبول‌ نمي‌كند مگر به‌ معرفت‌ ما.»[9]

و نيز از «بصائر الدّرجات» روايت‌ است‌ كه‌ با إسناد خود از حضرت‌ باقر7 روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود:

«اسم‌ اعظم‌ خداوند از هفتاد و سه‌ حرف‌ به وجود آمده‌ است‌، و از اين‌ حروف‌ در نزد آصف‌ بن‌ برخيا فقط‌ يك‌ حرف‌ بود، كه‌ با آن‌ حرف‌ تكلّم‌ كرد و بدين‌ جهت‌ زمين‌ فيما بين‌ او و بين‌ تخت‌ بلقيس‌ فرو رفت‌. و پس‌ از آن‌ تخت‌ را به دست‌ خود گرفت‌ و در نزد سليمان‌ گذاشت‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ حال‌ اولیّة خود برگشت‌، و تمام‌ اين‌ كارها از يك‌ چشم‌ بر هم‌ نهادن‌ كمتر بود.

و از آن‌ اسم‌ هفتاد و دو حرف‌ نزد ما است‌، و يك‌ حرف‌ از آن‌ حروف‌ اختصاص‌ به‌ خدا دارد كه‌ به‌ علم‌ غيب‌ خود مختصّ گردانيده‌ است‌؛ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللَهِ الْعَليِّ الْعَظيمِ. »[10]

معناي‌ اين‌ روايات‌ و دستة عظيمي‌ از روايات‌ ديگر كه‌ غالباً در «اصول‌ كافي»‌ باب‌ الحجّهٔ‌ آورده‌ شده‌ است اين است كه‌ حقيقت‌ اسم‌ قادِر، اسم‌ عالِم‌، اسم‌ قيّوم‌، اسم‌ رحيم‌، اسم‌ رؤوف‌ و سائر اسماء پروردگار را اگر بخواهيم‌ بدانيم‌، بايد آنها را در اينها پيدا كنيم‌.

چون‌ وجودشان‌ مندكّ در ذات‌ شده‌ و آن‌ اسماء در اينان‌ تجلّي‌ نموده‌، و بنابراين‌ در عالم‌ وجود هر جا تماشا كنيم‌ اينها هستند، زيرا وجه‌ خدا هستند؛ ﴿فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَهِ﴾. «به‌ هر جا روي‌ خود را بگردانيد آنجا وجه‌ خداست‌. »

و علّت‌ اين‌ حقيقت‌ آن است كه‌ در هيچ‌يك‌ از عوالم‌ ملك‌ و ملكوت‌، هيچ‌ موجودي‌ لباس‌ وجود در تن‌ نمي‌كند مگر آنكه‌ از جنبة وجهُ اللّهي‌ بايد به‌ او افاضه‌ شود. و ربط‌ هر موجود با پروردگار خود به وسيلة همان‌ جنبة وجه‌ اللهي‌ است‌، و اگر آن‌ وجه‌ نباشد همة موجودات‌ معدومند.


[1]. يعني مرگي که در تقدير الهي، قطعي و جاري شده است.

[2]. بحارالأنوار، ج76، ص305، روايت 1، باب 58 .

[3]. بحارالأنوار، ج4، ص194، روايت 2.

[4]. حشر، 22 و 23.

[5] . پایان گفتار حضرت آیهٔ الله اثنی‌عشری .

[6]. نقل از كتاب‌ معاد‌شناسی علامه حسيني تهراني.

[7]. سوره الرحمن، آيه 26 و 27.

[8]. مطالب‌ گفته‌ شده‌ در روز بيست‌ و پنجم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌.

[9]. تفسير «الميزان»‌ ج8، ص384.

[10]. همان‌ مصدر، ص382.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: