حرم سامرا، شامل دو بارگاه منوّر امام هادى و امام عسكرى7 است كه زمين آن را امام هادى7 از شخصى به نام «دليل بن يعقوب» خريدارى كرده است. پس از شهادت امام حسن عسكرى7 در سال 260 ق و دفن ايشان در جوار آرامگاه پدر، اين خانه از وضعيت مسكونى خارج شد و زيارتگاه عاشقان و دوستان گرديد. در سال 333 ق به دستور «ناصر الدّوله هَمْدانى» بر گرداگرد خانه، ديوارى كشيدند و بر روى هر دو قبر، گنبدى برافراشتند. در دوران آل بويه، نخست، معزّ الدّوله هزينه زيادى را براى توسعه و عمران اين بقعه و سرداب امام مهدى4 اختصاص داد و براى نخستين بار ضريحى از چوب بر روى هر دو قبر نصب کرد و نگهبانها و خادمانى را به خدمت حرم و زائران گماشت.
پس از او، در سال 368ق به دستور عضد الدوله ديلمى، صحن بزرگى، همراه با چندين رواق، گرداگرد قبرها ساخته شد. افزون بر آن، دور تا دور شهر سامرا نيز باروى مستحكمى كشيدند.
پس از سقوط آل بويه، به دستور بساسيرى، در سال 444 ق، ساختمان با شكوهى روى قبرها بنا شد كه دو قرن دوام يافت. اين بنا در سال 640 ق، در اثر آتش سوزى از بين رفت. به دستور خليفه عباسى، المستنصر باللّه، تمامى ساختمانها به بهترين شكل تجديد بنا و ساخته شد.
اين ساختمانها چند صد سال در برابر حوادث طبيعى دوام آورد، تا آنكه در سال 1200 ق، احمد خان دُنبلى كه از حكمرانان آذربايجان بود، ساختمانهاى كهن را ويران و ساختمان با شكوه ديگرى با تركيب و معمارى نو بنا كرد كه در زمان حكمرانى فرزندش، حسين قلى خان دنبلى، در سال 1225 ق پايان پذيرفت. سرپرستى كار ساختمان كه هزينه فراوانى داشت، به عهده ميرزا محمد سلماسى بود.
در سال 1285ق به دستور ناصر الدين شاه قاجار، ضريح قديمى تعويض و به نقره تبديل شد. طلا كارى گنبد عظيم حرم مطهر و كاشیكارى سطح بيرونى گلدستهها و ايوانها و سردرهاى حرم مطهر نيز به دستور ناصرالدين شاه انجام گرفت.
امروزه گنبد حرم عسكريين8 بزرگترين گنبد در ميان گنبدهاى عتبات مقدسه و دومين گنبد بزرگ پس از گنبد سلطانيه زنجان در مشرق زمين است.[1]
شایسته یاداوری است که با کمال تأسف در تاریخ 3/12/1384 گنبد نورانی دو امام بزرگوار در سامرا توسط مزدوران انگلیس و آمریکا منفجر گردید و بار دیگر در تاریخ 23/3/1386 دو گلدسته باقی مانده از آن در سایه حمایت اشغالگران عراق تخریب شد ﴿وَ سَيَعْلَمُ الّذينَ ظَلَمُوا أَيّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ... ﴾
[1]. جنات ثمانيهٔ، فخر الواعظين محمد باقر بن مرتضى حسينى، قم، انتشارات دليل، 1381 ش، ص768 .