borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
علايم ظهور حضرت مهدى

وقت ظهور آن حضرت براى هيچ كس جز خداوند متعال معلوم نيست و كسانى كه وقت ظهور را تعيين مى‌‌‌كنند، دروغگو شمرده شده‌اند ولى علايم و نشانه‌‌هاى بسيارى براى ظهور آن حضرت در كتاب‌هاى حديث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها از حوصله اين مجموعه خارج است.

علايم ظهور به دو دسته كلى تقسيم مى‌‌‌شوند: علايم حتمى‌ و علايم غير حتمى،‌ چنانكه فضيل بن يسار از امام باقر7 روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

خروج سفيانى از نشانه‌‌هاى حتمى‌ است كه راهى جز آن نيست.

منظور از علايم حتمى‌ آن است كه به هيچ قيد و شرطى مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود مقصود از علايم غير حتمى‌ آن است كه حوادثى به طور مطلق و حتم از نشانه‌‌هاى ظهور نيست بلكه مشروط به شرطى است كه اگر آن شرط تحقق يابد مشروط نيز متحقق مى‌‌‌شود و اگر شرط مفقود شود مشروط نيز تحقق نمى‌‌‌يابد.

اما علايم غير حتمى‌ بسيارند كه به يك روايت از امام صادق7 اكتفا مى‌‌‌كنيم كه در اين روايت چنان روى علايم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گويى اين پيشگويى مربوط به 13 يا 14 قرن پيش نيست بلكه مربوط به همين قرن است و امروز كه بسيارى از آنها را با چشم خود مى‌‌‌بينيم، قبول مى‌‌‌كنيم كه به راستى معجزه آساست.

امام صادق7 در اين روايت به 119 نشانه و علامت از علايم ظهور اشاره مى‌‌‌كند ما در اينجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى‌‌‌نماييم.

حضرت صادق7 به يكى از يارانش توصیه می‌کند که هرگاه این علائم را دیدی خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت دهد:

1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.

2 ـ ديدى كه ظلم و ستم فراگير شده است.

3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت‌هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است.

4 ـ و ديدى كه دين خدا (عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند.

5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى‌‌‌شود و بدكاران بازخواست نمى‌‌‌شوند.

6 ـ و ديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند.

7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى‌‌‌گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى‌‌‌كند.

8 ـ و ديدى كه بچه‌‌‌ها به بزرگان احترام نمى‌‌‌گذارند.

9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود.

10 ـ و ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد.

11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى‌‌‌كنند.

12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند.

13 ـ و ديدى كه انسان‌ها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى‌‌‌كنند و كسى مانع نمى‌‌‌شود.

14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى‌‌‌برند.

15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى‌‌‌شود.

16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى‌‌‌كند و از آن جلوگيرى نمى‌‌‌شود.

17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است.

18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى‌‌‌آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى‌‌‌نشينند و از خداى متعال نمى‌‌‌ترسند.

19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى‌‌‌كند، خوار و ذليل است.

20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است.

21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.

22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى‌‌‌كنند.

23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.

24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.

25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند.

26 ـ و ديدى كه پست‌هاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى.

27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكُشند.

28 ـ و ديدى كه شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است.

29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى‌‌‌گذارد.

30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى‌‌‌شود و طبق هوى و هوس عمل مى‌‌‌شود.

31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم‌فروشى به دست مى‌‌‌آيد.

32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى‌‌‌كند.

33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند.

34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است.

35 ـ وديدى كه دل‌هاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است.

36 ـ و ديدى كه بر سر كسب‌هاى حرام آشكارا رقابت مى‌‌‌كنند.

37 ـ و ديدى نمازخوان براى خودنمايى نماز مى‌‌‌خواند.

38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند.

39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى‌‌‌شود و طالب حرام ستايش و احترام مى‌‌‌گردد.

40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى‌‌‌كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى‌‌‌كند و هيچ‌كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى‌‌‌شود.

41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است.

42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى‌‌‌كند.

43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى‌ براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.

45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم‌فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است.

46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى‌ مردم را احتكار كنند.

47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر6 (خمس) در راه باطل تقسيم مى‌‌‌گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود.

48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است.

49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند.

50 ـ و ديدى كه نشانه‌‌هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: