borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
تدابير امنيتى امام عسكرى

علاوه بر آنچه گفتيم، اسناد و شواهد ديگرى در دست است كه از يك سو عمق شيطنت و وسعت نقشه‏هاى خائنانه دربار عباسى در مورد امام و يارانش را نشان مى‌‏دهد، و از سوى ديگر هشيارى و تدابير امنيتى امام را بخوبى جلوه گر مى‌‏سازد كه از آن جمله چند مورد ياد شده در زير را می‌توان نام برد:

1 - «ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى»[1] مى‌‏گويد: ما چند نفر در زندان بوديم كه «امام عسكرى» و برادرش «جعفر» را وارد زندان كردند. براى عرض ادب و خدمت، به سوى حضرت شتافتيم و گرد ايشان جمع شديم. در زندان، مردى «جمحى» (عجمى‌) بود و ادعا مى‌‏كرد كه از علويان است. امام متوجه حضور وى شد و گفت: اگر در جمع شما فردى كه از شما نيست نمى‌‏بود، مى‌‏گفتم كى آزاد مى‌‏شويد. آنگاه به مرد «جمحى» اشاره كرد كه بيرون رود، و او بيرون رفت. سپس فرمودند: اين مرد از شما نيست، از او بر حذر باشيد، او گزارشى از آنچه گفته‏ايد براى خليفه تهيه كرده كه هم اكنون در ميان لباسهاى اوست. يكى از حاضران او تفتيش كرد و گزارش را كه در لاى لباس پنهان كرده بود، كشف كرد، مطالب مهم و خطرناكى درباره ما نوشته بود. [2]

اين حادثه نشان مى‌‏دهد كه حتى در زندان هم براى كنترل امام و شيعيان، مأمور مخفى گماشته بودند.

2 - يكى از ياران امام بنام «احمد بن اسحاق» مى‌‏گويد: به حضور امام رسيدم و از او درخواست كردم كه چيزى بنويسد و من خط او ببينم تا اگر نامه‏اى از او رسيد، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند بنام امام نامه جعل كند) امام فرمودند: خط من، گاهى با قلم باريك و گاهى با قلم پهن است، اگر چنين تفاوتى مشاهده كردى نگران نباش... [3]

3- يكى از ياران امام مى‌‏گويد: ما گروهى بوديم كه وارد سامرا شديم و مترصد روزى بوديم كه امام از منزل خارج شود تا بتوانيم او را در كوچه و خيابان ببينيم. در اين هنگام نامه‏اى به اين مضمون از طرف امام به ما رسيد: هيچ كدام بر من سلام نكنيد، هيچ كس از شما به سوى من اشاره نكند، زيرا براى شما خطر جانى دارد! [4]

4- «عبدالعزيز بلخى» مى‌‏گويد: روزى در خيابان منتهى به بازار گوسفند فروشها نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسكرى را ديدم كه به سوى دروازه شهر حركت مى‌‏كرد. در دلم گفتم: خوب است فرياد كنم كه: مردم! اين حجت خدا است، او را بشناسيد. ولى با خود گفتم در اين صورت مرا مى‌‏كشند! امام وقتى به كنار من رسيد و من به او نگريستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره كرد كه سكوت! من بسرعت پيش رفتم و بوسه بر پاهاى او زدم. فرمودند: مواظب باش، اگر فاش كنى، هلاك مى‌‏شوى! شب آن روز به حضور امام رسيدم. فرمودند: بايد رازدارى كنيد وگرنه كشته مى‌‏شويد، خود را به خطر نيندازيد. [5]

5- در زمان امام عسكرى7 شخصى از علويان به عزم كسب و كار از سامرّا بيرون آمده و به سوى بلاد جبل (قسمتهاى كوهستانى غرب ايران تا همدان و قزوين) رفت. شخصى از دوستداران امام از مردم «حلوان» (پل ذهاب) به او برخورد كرد و پرسيد:

- از كجا آمده‏اى؟

- از سامرّا.

- آيا فلان محله و فلان كوچه را مى‌‏شناسى؟

- آرى.

- از حسن بن على خبرى دارى؟

- نه.

- براى چه به جبل آمده‏اى؟

- براى كسب و كار.

- من پنجاه دينار دارم، آن را بگير و با هم به سامرّا برويم و مرا به خانه حسن بن على (عسكرى) برسان. علوى پذيرفت و او را به خانه امام برد ...[6]

اين ماجرا بخوبى نشان مى‌‏دهد كه به واسطه كنترل بسيار شديد حكومت، دسترسى به امام تا چه حدّ دشوار بوده است.

از طرف ديگر، مبلغى كه مرد حلوانى - در برابر راهنمايى او به خانه حضرت - به شخص علوى پرداخت، نشانه اهميّت ديدار با امام در آن روزگا است، زيرا پنجاه دينار در آن زمان مبلغ قابل توجهى بوده است، چه، ارزش يك دينار در آن زمان را برخى از دانشمندان، معادل يك شتر دانسته‏اند[7]، بنابر اين پنجاه دينار از نظر قدرت خريد در آن زمان، مثل اين بوده است كه كسى در زمان ما، قيمت پنجاه شتر را بپردازد!

 


[1]. ابوهاشم جعفرى از نسل جعفر طيّار (سمعانى، الأنساب، ج1، ص67) و اهل بغداد بود و از چهره‏هاى بسيار درخشان و گرانمايه شيعه و از ياران بسيار صميمى‌ امام جواد و امام هادى و امام عسكرى: به شمار مى‌‏رفت و نز د آنان مقام ومنزلت والايى داشت (محمد تقى شوشترى، قاموس الرجال، ج4، ص255 - 258) او كه مردى آزاده و شجاع و بى باك بود، در سال 252 هـ در بغداد بازداشت، و به زندان سامرّأ منتقل گرديد (خطيب، تاريخ بغداد، ج8، ص369 - سمعانى، الأنساب، ج2، ص67).

به گفته شيخ طوسى، زندانى شدن او و همراهانش، با قتل «عبد الله بن محمد عباسى» مرتبط بوده است (الغيبهٔ، تهران، مكتبهٔ نينوى الحديثهٔ، ص136). طبرسى مى‌‏گويد: او در سال 258 هـ . ق با امام عسكرى و گروهى از علويان در زندان بوده است (اعلام الورى، ص373). خطيب بغدادى و سمعانى، در گذشت او را در سال 251 نوشته‏اند.

[2]. ابن صباغ مالكى، الفصول المهمهٔ، ط قديم، ص304 - شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مكتبهٔ المشهد الحسينى، ص166 - على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّهٔ، تبريز، مكتبهٔ بنى هاشمى‌، 1381 هـ . ق، ج3، ص222 - طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلاميهٔ، ص373 - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج4، ص437.

[3]. ابن شهر آشوب، همان كتاب، ج4، ص433.

[4]. مجلسى، بحارالأنوار، ط 2، تهران، المكتبهٔ الاسلاميهٔ، 1395 هـ . ق، ج50، ص269 .

[5]. مسعودى، اثبات الوصيهٔ، الطبعهٔ الرابعهٔ، نجف، المكتبهٔ الحيدريهٔ، ص243 .

[6]. على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّهٔ، تبريز، مكتبهٔ بنى هاشمى‌، 1381 هـ . ق، ص216 .

[7]. شريف القرشى، باقر، حياهٔ الامام الحسن العسكرى، بيروت، دار الكتاب الاسلامى‌، 1409 هـ . ق، ص181 .

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: