در اینجا احادیث گهرباری از امام هادی7 در زمینه موضوعات مختلف تقدیم میگردد:
حدیث1
الدُّنْیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.
دنیا همانند بازارى است كه عدّهاى در آن (براى آخرت) سود مىبرند و عدّهاى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مىشوند.[1]
حدیث2
یَاْتى عَلماءُ شیعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ.
علماء و دانشمندانى كه به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آنها رفع مشكل نمایند، روز قیامت در حالى محشور مىشوند كه تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آنها مىدرخشد.[2]
حدیث 3
الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ.
غضب و تندى در مقابل آن كسى كه توان مقابله با او را ندارى، علامت عجز و ناتوانى است، ولى در مقابل كسى كه توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است.[3]
حدیث 4
مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ .
هركس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و كارشكنى دیگران باكى نخواهد داشت.[4]
حدیث 5
السَّهَرَ اءُلَذُّالْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.
شب زنده دارى، خواب بعد از آن را لذیذ مىگرداند؛ و گرسنگى در خوشمزگى طعام مىافزاید.[5]
حدیث 6
مَن کَانَ عَلی بَیِّنةٍ مِن رَبِّهِ هَانَت عَلیهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَ لَو قرضَ و نشرَ .
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.[6]
حدیث 7
التَّواضُعُ أَن تُعطِی النّاسَ مَا تُحِبُّ أَن تُعطاه .
فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند. [7]
حدیث 8
العُقُوقُ یُعَقِّب القِلَّة و یُؤدِّی إِلی الذِّلَّة .
نارضایتی پدر و مادر، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت میکشاند. [8]
حدیث 9
اٍنَّ اللهَ جَعَلَ اَلدُّنیا دارَ بَلوی وَالآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً .
خداوند دنیا را منزل حوادث ناگوار و آفات، و آخرت را خانه ابدی قرار داده است و بلای دنیا را وسیله به دست آوردن ثواب آخرت قرار داده است و پاداش اُخروی نتیجه بلاها و حوادث ناگوار دنیاست. [9]
حدیث 10
مَن کانَت لَهُ اِلَی اللهِ حاجَةٌ فَلیَزُر قَبرَ جَدِّیَ الرِّضا بِطوُسٍ وَ هُوَ عَلی غُسلٍ وَلیُصَلِّ عِندَ رَأسِهِ رَکعَتَینِ وَلیَسئَلِ اللهَ حاجَتَهُ فی قُنوُتِهِ فَاِنَّهُ یَستَجیبُ لَهُ ما لَم یَسئَل مَأثَماً أو قَطیعَةَ رَحِمٍ .[10]
کسی که از خدا حاجتی را میخواهد؛ قبر جدم حضرت رضا7 را در طوس با غسل، زیارت کند و دو رکعت نماز بالای سرش بخواند و در قنوت نماز، حاجت خویش را طلب نماید در این صورت حوائج وی مستجاب میشود، مگر آن که طلب انجام گناه و یا قطع رحم را کند.[11]
حدیث 11
اَلحَسَدُ ما حِقُ الحَسَناتِ وَ الزَّهوُ جالِبُ المَقتِ .
حسد، کارهای خوب را از بین میبرد و دروغ، دشمنی میآورد.[12]
حدیث 12
ألنّاسُ فِی الدُّنیا بِالأَموالِ وَ فی الآخِرَةِ بِالأَعمالِ .
مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند[13]
حدیث 13
مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّه .
کسی که ارزش و شخصیت خود را پست شمارد، از شرّ او آسوده مباش.[14]
حدیث 14
مَن تَواضَعَ فِیِ الدُّنیا لِاخوانِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ مِنَ الصِّدّیقینَ وَ مِن شیعَةِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طالبٍ حَقّاً .
کسی که در معاشرت با برادران دینی خود، تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب7 خواهد بود.[15]
حدیث 15
لَو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً شُعباً لَسَلَکتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبَدَاللهَ وَحَدَهُ خالِصاً .
اگر مردم در راههای مختلف حرکت کنند، هر آینه من در مسیر و وادی مردی حرکت خواهم کرد که خدا را به تنهایی خالصانه عبادت میکند.[16]
حدیث 16
ألعُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ .
خودپسندی مانع تحصیل علم است و انسان را به سوی نادانی و خواری میکشاند.[17]
حدیث 17
مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیهِ .
کسی که پر مدّعا و از خود راضی باشد؛ بدگویان او زیاد خواهند شد.[18]
حدیث 18
عَلَیکُم بِالوَرَعِ فَاِنَّهُ الدّینُ الَّذی نَلازِمُهُ وَ نُدینُ اللهَ تَعالیَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا لاتَتعَبُونا بِالشَّفاعَةِ .
با ورع و باتقوا باشید که این ورع و تقوا همان دینی است که همواره ما ملازم آن هستیم و پایبند به آن میباشیم و از پیروان خود نیز میخواهیم که چنین باشند. از ما (با عدم رعایت تقوا) شفاعت نخواهید و ما را به زحمت نیندازید.[19]
حدیث 19
مَا استَرَحَ ذُو الحِرصِ .
انسان حریص، آسایش ندارد. [20]
حدیث 20
اِنّ للهِ بِقاعاً یُحِبُّ أن یُدعی فیها فَیَستَجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیرُ مِنها .
مکان هایی برای خداوند متعال وجود دارد که دوست دارد در آنها به درگاهش دعا کنند تا به مرحله اجابت برسد و حائر حسین7 يکی از آن مکانهاست. [21]
حدیث 21
اِنَّ مَوضِعَ قَبرِهِ (أی الرضا) لَبُقعَةٌ مِن بُقاعِ الـجَنَّةِ لایَزُورُها مُؤمِنٌ اِلّا أعتَقَهُ اللهُ تَعالی مِنَ النّارِ وَ أدَلَّهُ دارَ القَرارِ .
به راستی مزار جدم (امام رضا7)، بقعهای از بقاع بهشت است که هیچ مؤمنی آنجا را زیارت نمیکند مگر آن که خداوند او را از آتش جهنم نجات میدهد.[22]
حدیث 22
وَاعلَمُوا اَنَّ النَّفسَ أقبَلُ شَیءٍ لِما أُعطِیَت وَ أمنَعُ شَیءٍ لِما مُنِعَت .
بدانید که نفس آدمی آنچه را که مطابق میل اوست به آسانی میپذیرد و اما چیزهایی که مورد میل و قبول او نیست بسیار سخت میپذیرد.[23]
حدیث 23
اُذکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَی أهلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبٌ یَنفَعُکَ .
هنگامه جان دادنت در برابر خانواده را به یادآور که نه طبیبی میتواند مرگ را از تو دور بگرداند و نه دوستی میتواند تو را یاری نماید.[24]
حدیث 24
مَن أطاعَ الخالِقَ فَلَم یُبالِ بِسَخَطِ المَخلُوقینَ وَ مَن أسخَطَ الخالِقَ فَلیَیقَنَ أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقینَ .
هر کس از خدا اطاعت کند از خشم مخلوق و مردم نمیترسد و آنکه خدا را به خشم آورد پروردگار، وی را دچار خشم مخلوق خود مینماید.[25]
حدیث 25
أَلشّاکِرُ أسعَدُ بِالشُّکرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتی أوجَبَتِ الشُکرَ لَأَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُکرُ نِعَمٌ وَ عُقبی.
شکرگزاری از نعمت، از خود نعمت بهتر است چون نعمت متاع دنیای فانی است و لکن شکر، نعمت جاودانه آخرت است.[26]
حدیث 26
الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ.
حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مىگردد و تكبّر و خودخواهى جذب كننده دشمنى و عداوت افراد مىباشد.[27]
حدیث 27
الْعُجْبُ صــارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَى الْغَمْطِ وَرالْجَهْلِ.
عُجب و خودبینى مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مىدارد.[28]
حدیث 28
البُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجیَّةٌ سَیِّئَةٌ.
بخیل بودن بدترین اخلاق است؛ و نیز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مىباشد.[29]
حدیث 29
لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ .
از كسى كه نسبت به او كدورت و كینه دارى، صمیّـمیــت و محبّــت مجـوى. هم چنین از كسى كه نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نكن، چون دیدگاه و افكار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آنها مىباشد.[30]
حدیث 30
اَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ .
حكمت، اثرى در دلها و قلبهاى فاسد نمىگذارد.[31]
حدیث 31
الْهَزْلُ فكاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ .
مسخره كردن و شوخىهاى ـ بى مورد ـ از بى خردى است و كار انسانهاى نادان مىباشد.[32]
حدیث 32
اِنَّ الـحَرامَ لا ینمى وَ اِن نمىلا یبارَک لَهُ فیهِ وَ ما اَنفَقَهُ لَم یؤجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّـفَهُ کانَ زادَهُ اِلَى النّارِ .
به راستى که حرام، افزایش نمىیابد و اگر افزایش یابد، برکتى ندارد و اگر انـفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشهاى به سوى آتـش خواهد بود.[33]
حدیث 33
اَلنّاسُ فِى الدُّنیا بِالاَموالِ وَ فِى الآخِرَةِ بِالاَعمالِ.
اعتبار مردم در دنیا به مال است و در آخرت به عمل.[34]
حدیث 34
أمّا إنّک لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِ العَظیمِ عِندَکم لَکنتَ کمَن زارَ الـحُسَینَ بنَ عَلِیِّ7.
(خطاب به یکی از اهالی ری) بدان که اگر در شهر خودتان قبر عبد العظیم7 را زیارت کنى، همچون کسى هستی که حسین بن على7 را زیارت کرده باشد.[35]
حدیث 35
إِنَّ اللهَ لا یُوصفُ إلا بِما وصفَ بِه نَفسهُ، و أَنی یُوصَف الَّذی تُعجِز الـحَواسُ أَن تُدرِكهُ و الاَوهامُ أَن تنَالهُ و الخطراتُ أن تحُدَّه و الأَبصارُ عَن الِإحاطَة بِه. نَأی فِی قُربه و قَرُب فی نَأیه .
به راستی كه خدا، جز بدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، و تصورات به كنه او پی نبرد، و در دیدهها نگنجد؟ او با همه نزدیكیاش دور است و با همه
دوریاش نزدیك. [36]
حدیث 36
الـمَقادِیر تُریكَ مَا لا یخطِر بِبالِك.
مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان میسازد كه به فكرت خطور نكرده است.[37]
حدیث 37
العِتابُ مِفتَاحُ الِّثقالِ، و العِتابُ خَیرٌ مِن الحِقد.
گلایه كلید گرانباری است، ولی گلایه بهتر از كینه توزی است.[38]
حدیث 38
أُذكر حَسراتِ الَتفرِیطِ بِأخذِ تَقدِیم الحَزم.
افسوس كوتاهی كارهای گذشته را با تلاش در آینده جبران كنید.[39]
حدیث 39
الجاهِلُ أَسیرُ لِسانِه.
نادان، اسیر زبان خویش است.[40]
حدیث 40
إِنَّ الظَالِم الـحَالِم یَكادُ أَن یُعفَی عَلی ظُلمِه بِحِلمه و إِنَّ المُحِقَّ السَّفِیه یَكادُ أَن یُطفِئ نُورَ حَقِّهِ بِسَفهِه.
ستمكار بردبار، چه بسا كه به وسیله حلم و بردباری، از ستمش گذشت شود و چه بسا حق دار نابخرد، كه با سفاهت خود، نور حق خویش را خاموش كند.[41]
[1]. أعیان الشّیعهٔ: ج2، ص39.
[2]. بحارالأنوار: ج2، ص6، ضمن ح13.
[3]. مستدرك الوسائل: ج12، ص11، ح13376.
[4]. بحارالا نوار: ج50، ص177، ح56.
[5]. بحارالأنوار: ج84 ص172.
[6]. تحف العقول، ص511.
[7]. المحجهٔ البیضاء، ج5، ص225.
[8]. مسند الامام الهادی، ص303.
[9]. اعلام الدین، ص512.
[10]. وسائل الشیعه، ج14، ص569.
[11]. بحارالأنوار، ج69، ص200.
[12]. بحارالأنوار، ج78، ص368 .
[13]. میزان الحکمهٔ، ج3، ص44 .
[14].
[15]. احتجاج، ج1، ص460.
[16]. میزان الحکمهٔ، ج3، ص60.
[17]. میزان الحکمهٔ، ج6، ص46.
[18]. بحارالأنوار، ج17، ص215.
[19]. وسائل الشیعه، ج15، ص248 .
[20]. مستدرک الوسائل، ج12، ص62.
[21]. تحف العقول، ص482.
[22]. وسائل الشیعه، ج14، ص569.
[23]. بحارالأنوار، ج75، ص371.
[24]. میزان الحکمهٔ، ج10، ص579.
[25]. سفینهٔالبحار، ج2، ص343.
[26]. تحف العقول، ص483.
[27]. بحارالأنوار: ج69، ص199، ح27.
[28]. بحارالأنوار: ج69، ص199، ح27.
[29]. بحارالأنوار: ج69، ص199، ح27.
[30]. أعلام الدّین: ص312، س 14.
[31]. نزههٔالنّاظر و تنبیه الخاطر: ص141، ح23.
[32]. بحارالأنوار، ج75، ص369، ح2.
[33]. کافى، ج5، ص125، ح7.
[34]. بحارالأنوار، ج78، ص368، ح3.
[35]. میزان الحکمه، ح7984.
[36]. تحف العقول، ص510.
[37]. مسند الامام الهادی، ص303.
[38]. مسند الامام الهادی، ص304.
[39]. تحف العقول، ص512؛ مسند الامام الهادی، ص304.
[40]. مسند الامام الهادی، ص304.
[41]. مسند الامام الهادی، ص304