ولي در قرآن مجيد از آن حضرت يعني از أميرالمؤمنين7 به «صالح المؤمنين» تعبير شده است.
﴿إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ﴾. [1]
بر اساس سعة روحي و عظمت و علوّ آن حضرت در مقام توحيد ذاتي و فناء و بقاء بالله در ذات حضرت احديّت بر اساس شاگردي رسول الله6 بود كه همة انبياء به آن حضرت و انوار خمسة طاهره متوسّل ميشدند و به بركت آنها ميخواستند نقصان كمالي خود را ترميم و تتميم و تكميل نمايند.
كي رفتهاي زدل كه تمنّا كنم ترا |
|
كي بودهاي نهفته كه پيدا كنم ترا |
غيبت نكردهاي كه شوم طالب حضور |
|
پنهان نگشتهاي كه هويدا كنم ترا |
با صد هزار جلوه برون آمدي كه من |
|
با صد هزار ديده تماشا كنم ترا |
مستانه كاش در حرم و دير بگذري |
|
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا كنم ترا |
طوبيو سِدره گر به قيامت به من دهند |
|
يكجا فداي قامت رعنا كنم ترا [2] |
أميرالمؤمنين7 يك جلوه نداشت، در هر آن هزار و هزاران جلوه! كجا انسان ميتواند با اين چشمهاي غبارآلود جلوههاي او را تماشا كند! بايد صد هزار ديده داشت تا جلَوات او را ديد؛ پس بايد با چشم عليّ، عليّ را نگريست.
ديدهاي وام كنم از تو به رويت نگرم
زانكه شايستة ديدار تو نبوَد نظـــرم [3]
خدا كند كار ما در همة عوالم با أميرالمؤمنين باشد. با يك ندا ما را زنده كند، همانطور كه إبراهيم مرغان را ندا كرد و زنده كرد. أميرالمؤمنين است كه ميتواند با نظرة ملكوتي خود، مسِ وجود ما را كيمياوار طلا كند و از عوالم بهيميّت به اوج انسانيّت برساند؛ و اين انسان ظلماني محبوس در سجن هوي و هوس را ملكوتي نموده، و به توحيد صرف هدايت نمايد.
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند به آسمان رود و كـار آفتاب كنـد
[1]. آیه 4، از سوره 66: التّحريم.
[2]. «ديوان فروغي بسطامي» طبع انتشارات صفي عليشاه، ص
[3]. «ديوان مغربي» طبع اسلاميّه، ص86.