از صَفوان جَمّال روايت است كه ميگويد: در خدمت حضرت صادق7 به حجّ مشرّف شديم. در ميان راه، حضرت بسيار متأثّر بود.
از علّت اين اندوه پرسش كردم، فرمودند: مگر مؤمن ميتواند ببيند و غمگين نشود!
به خدا قسم اگر آنچه را كه من ميشنوم تو هم ميشنيدي متأثّر ميشدي!
عرض كردم: بفرمائيد علّت تأثّر شما چه بوده و واقعهاي را كه مشاهده كردهايد چيست؟
حضرت فرمودند: تمام فرشتگان پروردگار به عرش خدا ملتجي شده، و ميگويند: خدايا عذاب قاتلان أميرالمؤمنين و قاتلان حسين را زياد كن. و تمام ملائكه و طوائف جنّ در آنجا گريه ميكنند براي مصيبت جدّم أميرالمؤمنين، و مصيبت جدّم حسين.
آدم مگر ميتواند اين مناظر را ببيند و خواب راحت كند، و فكر طعام و آشاميدني باشد. [1]
ابن قولويه قمّي روايت ميكند از پدرش از سعد بن عبدالله از بعضي از اصحابش از أحمد بن قتيبة همداني از إسحق بن عمّار كه ميگويد: من به حضرت امام جعفر صادق7 عرض كردم كه: من شب عرفه را در حائر حضرت امام حسين7 بيتوته كردم و پيوسته مشغول به نماز بودم، و در آنجا قريب پنجاه هزار نفر بودند كه همگي داراي صورتهاي زيبا بوده و به بوهاي عطر معطّر شده بودند، و آنها نيز تمام طول شب را به نماز مشغول بودند.
وليكن همين كه صبح طالع شد، سجده كردم و چون سر از سجده برداشتم از آن جمعيّت كسي را نديدم.
حضرت فرمودند: پنجاه هزار نفر از فرشتگان براي نصرت امام حسين7 به كربلا فرود آمدند، ولي وقتي رسيدند كه آن حضرت به درجة شهادت رسيده بود؛ و آنها به آسمان بالا رفتند.
خداوند به آنها وحي فرستاد: شما براي نصرت فرزند حبيب من به زمين كربلا رفتيد، ولي او كشته شده بود و نتوانستيد او را ياري كنيد؛ حال به زمين پائين رويد و در اطرف قبر حسين مقيم باشيد با حالت پريشان، ژوليده و گردآلود باشيد تا روز قيامت![2]
[1]. «نفس المهموم» ص313، از ابن قولويه.
[2]. «كامل الزّيارات» طبع سنگي، باب 39، ص115.