وقتی به سرگذشت اقوام و افراد مختلف در تاریخ نگاه میکنیم میبینیم که افراد در مواجه با سختیها سه گروه هستند؛ بعضی افراد دوران تلخی دارند و آن تلخی بعد از مدتی تمام میشود؛ مثل امام حسین، کربلا را دارد اما بعد از شهادت یک ذره یک ذره، همانهایی که کربلا آمده بودند پشیمان شدند و مختار پیش آمد و توابیّن پیش آمد و به هر حال الآن هم زیارت امام حسین7 مشتاق فراوان دارد.
بعضی افراد هیچ تلخی در زندگی ندارند. بعضی افراد هم در زمان حیاتشان تلخی دارند، هم بعد از شهادتشان و امام هادی7 از آن دسته از افراد هستند.
خود امام هادی زیر نظر دستگاه بنیعباس در تبعید بود. زمان خفقان بود. بعد از شهادتشان هم همیشه سامرا مشتریاش کم بوده است والان هم که قبر مطهرش به دست وهابيون كافر منفجر و تخريب شده است.
هادی آل محمد7 هم قبله را به خوبی میشناخت، هم قبیله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سیاست را، او راه دست یابی به مقام قرب خدا را از اولیای او آموخته بود. از حیلهها و نیرنگها و مطامع و خواستههای دشمنان توحید و عدالت آگاه بود.
امروزه میبینیم که دشمن در حال هتاکی و بی حرمتی نسبت به ائمه مخصوصاً امام هادی7 است؛ یعنی هم در زمان حیاتشان، هم بعد از شهادتشان، مظلوم بودند.
در این نوشته به مناسبت شهادت این امام عزیز اندکی از ایشان بیشتر بدانیم.
امام حضرت امام علی بن محمد الهادی7 در نیمه ذیحجه، سال 212 هجری در «صریا» (نام روستایی در 6 کیلومتری مدینه که حضرت موسی بن جعفر7 آن را تاسیس کرده بود) چشم به جهان گشودند.[1]
پدر آن گرامی، پیشوای نهم، حضرت جواد7 و مادرش بانوی گران قدر و با فضیلتی به نام «سمانه مغربیه» است که به «سیده ام الفضل» معروف بود.[2]
[1] . ر. ک. مناقب، ج4، ص382 ؛ اعلامالوریٰ، ص339 و کافی، ج1، ص497 .
[2]. مناقب، ج4، ص401 .