borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا

در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا3 انتخاب شده است.

حدیث 1

نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.[1]

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى‌‌‌باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

حدیث 2

وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.[2]

در تعریف امام علىّ7 فرمود: او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى‌ موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى‌‌‌باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

حدیث 3

ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.[3]

حضرت محمّد6 و علىّ7، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن‌‌‌ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى‌‌‌دهند؛ و از نعمت‌‌هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى‌‌‌سازند.

حدیث 4

مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّـهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّـهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.[4]

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت‌‌‌ها و بركات خود را براى او تقدیر مى‌‌‌نماید.

حدیث 5

إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.[5]

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت‌‌‌ها و رستگارى‌‌‌ها در دوستى علىّ7 در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

حدیث 6

إلهى وَ سَیِّدى، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .[6]

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى‌‌‌خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

حدیث 7

شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.[7]

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

حدیث 8

وَاللّـهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُ قْسِمُ عَلَى اللّـهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ.[8]

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى‌‌‌ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد؛ متوجّه مى‌‌‌شدى كه خدا را قسم مى‌‌‌دادم و نفرین مى‌‌‌كردم. و مى‌‌‌دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى‌‌‌گردید.

حدیث 9

وَاللّـهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّـهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّـهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ.[9]

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

حدیث 10

إنّى اُشْهِدُاللّـهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ.[10]

هنگامى‌ كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى‌‌‌گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

حدیث 11

لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّـهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّـهِ فى امیرالْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .[11]

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ7 شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

حدیث 12

إلَیْكُمْ عَنّى، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالْاَمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ.[12]

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى‌‌هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟

حدیث 13

جَعَلَ اللّـهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ.[13]

خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى‌‌‌ها و شقاوت‌‌‌ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحكام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

حدیث 14

یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّـهِ6 عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّـهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ.[14]

اى ابا الحسن! (همسرم)، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى‌‌‌شوم و چاره‌اى
از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى
خوشنود باش.

حدیث 15

مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّـهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.[15]

هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى‌‌‌گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

حدیث 16

ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّـهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ.[16]

آنچه را امام علىّ7 نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى‌‌‌نماید.

حدیث 17

خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ.[17]

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

حدیث 18

اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .[18]

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكنى. و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى.

حدیث 19

إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّـهُ مِنَ النّارِ.[19]

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى‌‌‌نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

حدیث 20

إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح .[20]

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء3 پنهان گشت، وقتى رسول خدا6 علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمى‌‌‌بیند، من او را مى‌‌‌بینم، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى‌‌‌كند.

حدیث 21

أصْبَحْتُ وَ اللّـهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ.[21]

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه‌‌اى به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

حدیث 22

إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.[22]

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده‌ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده‌ایم خوددارى نمائى، تو از شیعیان ما هستى وگرنه، خیر.

حدیث 23

حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّـهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّـهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّـهِ.[23]

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

حدیث 24

اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.[24]

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن مى‌‌‌باشند.

حدیث 25

الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.[25]

همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است؛ و نتیجه آن نعمت‌‌هاى بهشتى خواهد بود.

حدیث 26

ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.[26]

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى‌‌‌برد.

حدیث 27

اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.[27]

تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى از عذاب خواهد بود.

حدیث 28

لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ.[28]

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست‌‌هاى خود را نشوید دست‌هایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.

حدیث 29

اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو.[29]

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى‌‌‌فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم.

حدیث 30

إنَّ اللّـهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى .[30]

همانا خداوند متعال تمامى‌ گناهان بندگانش را مى‌‌‌آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت.

حدیث 31

الْجارُ ثُمَّ الدّارُ.[31]

اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.

حدیث 32

الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.[32]

هر شخصى نسبت به مركب سوارى، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

حدیث 33

یا ابَة، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّـهِ عَزَّوَجَلَّ.[33]

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت:.

حدیث 34

إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ6.[34]

هنگامى‌ كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاكاران امّت پیامبر6، را شفاعت مى‌‌‌نمایم.

حدیث 35

فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.[35]

ضمن وصیّتى به امام علىّ7 اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى‌‌‌باشد.

حدیث 36

یا ابَا الحَسَن، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. [36]

خطاب به همسرش امیرالمؤمنین علىّ7 كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى.

حدیث 37

خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها. [37]

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

حدیث 38

وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ. [38]

خداوند متعال منع و نهى از شراب‌خوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت‌ها؛ و دورى از تهمت‌‌‌ها و نسبت‌‌هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى‌‌‌گردد.

حدیث 39

حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا الله فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّـهَ 

مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ. [39]

و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

حدیث 40

امّا وَاللّـهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّـهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ3.[40]

به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل‌بیت پیامبر: پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى‌‌‌كردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى‌‌‌گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد4 مى‌‌‌گردید كه او نهمین فرزند از حسین7 مى‌‌‌باشد.


[1]. شرح نهج‌البلاغه ابن ابى الحدید: ج16، ص211 .

[2]. ریاحین الشّریعهٔ: ج1، ص93 .

[3]. بحارالا نوار: ج23، ص259، ح8 .

[4]. بحار: ج67، ص249، ح25 .

[5]. شرح نهج‌البلاغه ابن ابى الحدید: ج2، ص449 .

[6]. كوكب الدّرىّ: ج1، ص254 .

[7]. بحارالا نوار: ج68، ص155، س 20، ضمن ح11 .

[8]. اصول كافى: ج1، ص460، بیت الا حزان: ص104، بحارالا نوار: ج28، ص250، ح30.

[9]. صحیح مسلم: ج2، ص72، صحیح بخارى: ج6، ص176.

[10]. بحارالا نوار: ج28، ص303، صحیح مسلم: ج2، ص72، بخارى: ج5، ص5.

[11]. بیت الا حزان: ص113، كشف الغمّهٔ: ج2، ص494.

[12]. خصال: ج1، ص173، احتجاج: ج1، ص146.

[13]. ریاحین الشّریعهٔ: ج1، ص312، فاطمهٔ الزّهراء3: ص360، قطعه‌‌اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

[14]. بحارالا نوار: ج43، ص200، ح30.

[15]. بحارالا نوار: ج43، ص185، ح17.

[16]. الا مامهٔ والسّیاسهٔ: ص30، بحارالا نوار: ج28، ص355، ح69.

[17]. بحار الا نوار: ج43، ص54، ح48 .

[18]. زهرهٔ الرّیاض كوكب الدّرى: ج1، ص253.

[19]. تهذیب الا حكام: ج1، ص429، كشف الغمّه: ج2، ص67، بحار: ج43، ص189، ح19.

[20]. بحارالا نوار: ج43، ص91، ح16، إحقاق الحقّ: ج10، ص258 .

[21]. دلائل الا مامهٔ: ص128، ح38، معانى الا خبار: ص355، ح2.

[22]. تفسیر الامام العسكرى7: ص320، ح191.

[23].

[24]. بحارالا نوار: ج43، ص192، ح20، أعیان الشّیعهٔ: ج1، ص321.

[25]. كنز العمّال: ج16، ص462، ح45443.

[26]. مستدرك الوسائل: ج7، ص336، ح2، بحارالا نوار: ج93، ص294، ح25.

[27]. تفسیر الا مام العسكرى7: ص354، ح243، مستدرك الوسائل: ج12، ص262، بحارالا نوار: ج72، ص401، ح43.

[28]. كنزل العمّال: ج15، ص242، ح40759.

[29]. دلائل الا مامهٔ: ص71، س 16، معانى الا خبار: ص399، ضمن ح9.

[30]. تفسیر التّبیان: ج9، ص37، س 16.

[31]. علل الشّرایع: ج1، ص183، بحارالا نوار: ج43، ص82، ح4.

[32]. مجمع الزّوائد: ج8، ص108، مسند فاطمه: ص33 و 52.

[33]. كشف الغمّهٔ: ج2، ص57، بحار الا نوار: ج8، ص53، ح62.

[34]. إحقاق الحقّ: ج19، ص129.

[35]. بحارالأنوار: ج79، ص27، ضمن ح13.

[36]. أمالى شیخ طوسى: ج2، ص228 .

[37]. مدینهٔ المعاجز: ج3، ص430 .

[38]. ریاحین الشّریعهٔ: ج1، ص312، فاطمهٔ الزهراء3: ص360، قطعه‌اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .

[39]. ریاحین الشّریعهٔ: ج1، ص312، فاطمهٔ الزهراء3: ص360، قطعه‌اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .

[40]. الا مامهٔ و التبصرهٔ: ص1، بحارالا نوار: ج36، ص352، ح224 .

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: