از آنجا كه غائب شدن امام و رهبر هر جمعيتى، يك حادثه غير طبيعى و نامأنوس است و باور كردن آن و نيز تحمل مشكلات ناشى از آن براى نوع مردم دشوار مىباشد، پيامبر اسلام و امامان پيشين بتدريج مردم را با اين موضوع آشنا ساخته و افكار را براى پذيرش آن آماده مىكردند.
اين تلاش در عصر امام هادى7 و امام عسكرى7 كه زمان غيبت نزديك مىشد، به صورت محسوسترى به چشم مىخورد. چنانكه در زندگانى امام هادى ديديم، آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمايندگان انجام مىداد و كمتر شخصاً با افراد تماس مىگرفت.
اين معنا در زمان امام عسكرى7 جلوه بيشترى يافت؛ زيرا امام از يك طرف، با وجود تأكيد بر تولد حضرت مهدى7 او را تنها به شيعيان خاصّ و بسيار نزديك نشان مىداد و از طرف ديگر تماس مستقيم شيعيان با خود آن حضرت روز برزو محدودتر و كمتر مىشد، به طورى كه حتى در خود شهر سامرّا به مراجعات و مسائل شيعيان از طريق نامه يا توسط نمايندگان خويش پاسخ مىداد و بدين ترتيب آنان را براى تحمل اوضاع و شرائط و تكاليف عصر غيبت و ارتباط غير مستقيم با امام آمده مىساخت، و چنانكه خواهيم ديد اين همان روشى است كه بعداً امام دوازدهم در زمان غيبت صغرى در پيش گرفت و شيعيان را به تدريج براى دوران غيبت كبرى آماده ساخت.
اشاره كرديم كه گاهى برخى از شيعيان خاص، موفق به ديدار حضرت مهدى7 مىشدند، اينك در اينجا به عنوان نمونه يك مورد از اين ديدارها را مىآوريم: