از حضرت هادی7 دعاهای بسیاری نقل شده كه در نماز و غیرنماز با سوز و گداز عرفانی آنها را میخواند. یكی از مناجاتهای آن حضرت با خدا چنین است:
«ای كسی كه در پروردگاری یكتا هستی و یكتایی مختص توست. ای كسی كه روز در پرتو نامش روشن، و نورها به نام او فروزان و تابان است و به فرمانش تیرگی بر شب چیره شده، و از ابر پربارش سیل پدیدارمی شود. ای كسی كه بینوایان به درگاهش دعا كنند و دعایشان به استجابت برسد، و بیمناكان درگاهش به او پناه برند و او به آنها امان و پناه دهد، و اطاعت كنندگان عبادتش كنند و او عبادتشان را به بهترین وجه بپذیرد و سپاس گزاران سپاسش گویند و او به آنها پاداش رساند، چقدر مقامت ارجمند و بزرگ است و فرمان هایت در همه جا جریان دارد».
یكی از شیعیان حضرت هادی7 به نام ابوموسی میگوید: فتح بن خاقان، وزیر متوكل عباسی از من خواست از امام بخواهم برای او دعا كند. چون خدمت حضرت هادی7 رسیدم، فرمود: «فتح در ظاهر با ما دوست است، ولی در باطن از ما دوری میكند. استجابت دعا در مورد كسی رخ میدهد كه شایستگی آن را داشته باشد. هر گاه تو در اطاعت خدا سستی ورزیدی، ولی به حقانیت رسول خدا و حق ما اقرار كردی، خدا تو را محروم نخواهد كرد».
یكی از دوستان امام هادی7 میگوید: به حضرت گفتم: ای آقای من! به من دعایی بیاموز كه از آن نتیجه بگیرم. امام هادی7 فرمود: «من در بسیاری از اوقات، خدا را با این دعا میخوانم و از خدا خواستهام هر كسی این دعا را در كنار قبرم بخواند، خداوند او را ناامید نكند و آن این است:
«ای یاور من در هنگام یاری ها، ای امید و محل اعتماد من، ای پناهگاه و تكیه گاه استوار، ای یكتا، ای بی همتا! از درگاهت مسئلت دارم به حق آن مخلوقاتی كه هیچ كس را در مقام، مانند آنها نیافریدی، بر جماعت آنها رحمت فرست و حاجتها و نیازهای مرا برآور».
ابوموسی، یكی از یاران امام هادی7 میگوید: روزی امام7 را در سامراء دیدم، به من فرمود: «ای ابوموسی! من به اجبار از مدینه به سوی سامراء خارج شدم و اینك اگر مرا از سامراء بیرون كنند نیز از روی اجبار خواهد بود». گفتم: ای آقای من! چرا؟ فرمود: «به خاطر پاكیزگی هوای سامراء و گوارایی و شیرینی آب آن و اندك بودن بیماری در آن».
حضرت هادی7 در این سخن، ضمن آشكار ساختن نعمتهای الهی، توجه به نكات مثبت را در زندگی گوشزد كرده، به یاران خویش توجه به نعمتهای الهی را در همه حال میآموزند. ایشان با توجه به فشارهای سیاسی موجود در شهر سامرا، به نكات خوب آن نیز توجه داشتهاند.
روزی امام هادی7 به متوكل عباسی، طاغوت خشن آن عصر فرمود:
«از آن كسی كه زندگیاش را تیره و تلخ نمودهای، صفا مجو؛ از آن كسی كه بر او نیرنگ كردهای، وفا مطلب؛ و از آن كسی كه به او بدگمان هستی، نصیحت و خیرخواهی مخواه، همانا قلب دیگری نسبت به تو، مانند قلب تو نسبت به اوست».
امام هادی7 تا آخرین لحظات عمر گران بهای خویش، دست از تربیت شیعیان و دوستدارانشان برنداشت. در تاریخ آمده كه یكی از دوستان ایشان، به نام أبودُعامه برای عیادت به محضرش رسید. امام هادی7 به هنگام بازگشت به او فرمود: «حق تو بر من واجب شد. میخواهی حدیثی برای تو نقل كنم تا شاد شوی؟» ابودعامه عرض كرد: آری بسیار دوست دارم و به آن نیازمندم. امام هادی7 فرمود: بنویس رسول خدا6 فرمود: «ایمان آن است كه دلها آن را با كمال احترام بپذیرند و رفتارها آن را تصدیق كنند؛ ولی اسلام آن است كه زبان به آن حركت میكند و ازدواج با آن حلال میشود».