مقارن با گسيل سپاه به سوى عراق، سفيانى سپاهى عظيم به سوى سرزمين حجاز يعنى مكّه گسيل مىدارد سپاه او به مدينه وارد شده و سه شبانه روز آن را غارت مىكند پس از آن به سوى مكّه روى آورده تا به بيابانى مىرسند، خداوند جبرئيل را به سوى آنان مىفرستد و دستور مىدهد كه برود و آنان را نابود سازد و جبرئيل با پاى خود ضربتى بر آن زمين فرود مىآورد و زمين به فرمان خدا همه آنان را مىبلعد و جز دو نفر كسى باقى نمىماند.
اين دو برادرند كه به نامهاى بشير و نذير معرفى شدهاند و جبرئيل به صورت آنها سيلى مىزند بگونهاى كه صورتهاى آنها به عقب برمىگردد و به همان حال مىماند و به نذير مىگويد: تو برو به دمشق و سفيانى را به ظهور مهدى ـ ارواحنا فداه ـ انذار كن و به او بگو كه خدا سپاهاش را در بيداء هلاك كرد. و به بشير مىگويد: برو به سوى مهدى ـ ارواحنا فداه ـ در مكه و او را به هلاك ظالمين بشارت بده و بر دست او توبه كن كه او توبه تو را مىپذيرد. و او خدمت حضرت مىآيد حضرت دستان مبارك خود را به صورت او مىكشد و دوباره به حال اول باز مىگردد و با او بيعت مىكند و در ركاب آن حضرت مىماند.[1]
[1]. معجم ملاحم و فتن، ج3، ص25 و 26.