امام دهم، حضرت امام على النقى (هادى)7 در نیمه ماه ذى الحجه الحرام سال 212 هجرى قمرى در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامى ایشان امام محمد تقى (جواد)7 است و نام مادر گرامیشان را سَمانَه نوشتهاند. دوران امامت آن حضرت سى و سه سال (از سال 220 هجرى تا 254 هجرى) به طول انجامید.
امام دهم7 در طول عمر شریف خود با شش خلیفه عباسى معاصر بودند. كه اولین آنها معتصم و آخرین آنها «معتز» خلیفه عباسى بود.
در دوران امامت ایشان مراقبت و كنترل و خفقان و فشار حكومت به حدى بود كه امام دهم را در شهر سامرا كه براى خلفاى عباسى عنوان یك پادگان نظامى را داشت سكونت داده بودند. و هر گونه ارتباط و ملاقات با ایشان را توسط ماموران و جاسوسان خود زیر نظر داشتند.
متوكل خلیفه غاصب عباسى هنگامى كه در سال 232 هجرى خلافت را غصب كرد از آنجا كه وحشت زیادى از شیعیان داشت امام هادى7 را از مدینه به سامرا آورد. و علیرغم اینكه امام هادى7 را در پادگان نظامى و زیر نظر ماموران و جاسوسان خود قرار داده بود، باز شبانه افراد دیگرى را براى بازرسى به خانه امام مىفرستاد.
متوكل بارها دستور داد تا قبر مطهر امام حسین7 را خراب كنند و مردم را از زیارت آن مرقد مطهر باز دارند. در چنین شرایط سختى بود كه امام هادى7 به رهبرى و هدایت شیعیان و پاسدارى از حریم دین خدا مىپرداختند.
پس از متوكل، منتصر و مستعین، خلافت را غصب كردند و سپس معتز فرزند متوكل در سال 252 خلافت را اشغال كرد. در سوم رجب سال 254 هجرى قمرى سرانجام امام هادى7 را مسموم كرده و به شهادت رسانید. امام هادى7 در سن چهل و دو سالگى در شهر سامرا به شهادت رسید. مرقد مطهر آن حضرت در شهر سامرا قرار دارد.
هنگامی كه امام جواد7 بنا به دعوت اجباری معتصم عباسی میخواست از مدینه به سوی بغداد حركت كند، حضرت هادی7 را كه كودكی بیش نبود در آغوش گرفت و فرمود: چه دوست داری تا از عراق برایت بیاورم؟ حضرت هادی7 عرض كرد: شمشیری كه گویا آتش شعله ور است. سپس امام جواد7 به پسر دیگرش موسی فرمود: تو چه دوست داری تا از عراق برایت سوغات بیاورم؟ موسی عرض كرد: اسبی برایم بیاور. امام جواد7 فرمود: «ابوالحسن (حضرت هادی) به من شباهت دارد و مانند من است ولی موسی به مادرش شبیه است». خواسته امام هادی7 از پدر، نشانه شجاعت ذاتی اوست. او شمشیر برّان، برای جهاد و دفاع میخواست تا از حریم دین و عدل اسلامی نگهبانی كند.
حضرت هادی7 در دامان پدری به فراگیری علوم و معارف دینی و تربیت اسلامی پرداخت كه وارث علوم اهلبیت: و همچون موسی بن عمران، گشاینده دریای فتنهها و جدا كننده حق از باطل بود.
حضرت هادی7 با تربیت والای امام جواد7، از هر لحاظ شایسته و در خور مقام امامت بعد از آن حضرت بود. حضرت جواد7 نیز با برخورداری از علم الهی و شناخت واقعی از مقام حضرت هادی7، بارها در زمان حیات خویش، به جانشینی فرزند خردسالش تصریح كرده و ایشان را امام بعد از خود معرفی نموده و فرموده بود: «امام پس از من، فرزندم علی است. فرمانش، فرمانِ من، سخنش، سخنِ من و اطاعت از او، اطاعت از من است».
امام هادی7 دومین امامی بود كه در خردسالی به امامت رسید. ایشان در هنگام شهادت پدر ارجمندشان حضرت جواد7، هشت سال بیشتر نداشت و همانند پدر گرامیشان، از همان اوان كودكی وارث امامت گردید.
آن حضرت7 به حقیقت شایسته كلام جد بزرگوارش، حضرت رضا7 بود كه: «ما اهل بیت پیامبر، از یكدیگر ارث میبریم و كودكانمان بدون هیچ تفاوتی مانند بزرگانمان هستند». شایستگی حضرت هادی7 در امامت به نحوی بود كه همگان را در برابر وقار و هیبت چشمگیر ایشان به كرنش و فروتنی وا میداشت.
امام هادی7 همچون دیگر نیاكان پاكش، سرمشق اخلاق پسندیده، پارسایی و بندگی حضرت حق بود. فضیلتها و صفات والای انسانی آن حضرت، چنان با ارزش بود كه دانشمندان، سیاستمداران و سیره نویسان بزرگ، به ستایش آن حضرت پرداخته و قلم فرساییها كردهاند. ابن شهر آشوب در كتاب مناقب در توصیف حضرت هادی7 چنین به مدح و ستایش ایشان میپردازد: «حضرت هادی7 از نزدیك، نمكینترین و از دور، كاملترین انسانها بود. هرگاه سكوت میكرد، هیبت و شكوهش آشكار و چیره میشد و هرگاه سخن میگفت، بها و مقامش چشمگیر میگردید. نشانه خاندان رسالت از سیمایش میدرخشید؛ چراكه او میوه درخت رسالت، شاخهشان، از بوستان نبوت و گزیدهشان، از دودمان پیامبر اكرم6
بود».