. عثمان بن سعيد عمروي، وي که از قبيله بني اسد بود و به علت سکونت در شهر سامرا به عسکري نيز مشهور بود از ياران و اصحاب خاص امام هادي7 و امام حسن عسکري7 و همچنين به عنوان نائب اول از نواب اربعه امام زمان4 به حساب ميآيد.[1]
از او در محافل شيعي به نام (سمّان) روغن فروش نيز ياد شده است زيرا به منظور استتار فعاليتهاي سياسي، روغن فروشي ميکرد و اموال متعلق به امام را که شيعيان به وي تحويل ميدادند، در ظرف هاي روغن قرار داده به محضر امام عسکری7 ميرساند.[2] او مورد اعتماد و احترام عموم شيعيان بود.[3]
پس از رحلت امام حسن عسکري مراسم تغسيل و تکفين و خاکسپاري آن حضرت را درظاهر، عثمان بن سعيد انجام داد[4] در مورد تاريخ وفات وي اختلاف است در برخي منابع 267 و در برخي 280 ق ذکر شده است.[5]
- 7 بود چنانچه امام عسکری در جواب (احمد بن اسحاق) که سوال کرده بود به چه کسي از شيعيان و معتمدين حضرت مراجعه کند حضرت فرمود: عمروي (عثمان بن سعيد) و پسرش هر دوي آنها امين و مورد اعتماد من هستند، آنچه به تو برسانند از جانب من ميرسانند و آنچه به تو بگويند از طرف من ميگويند. سخنان آنان را بشنو و از آنان پيروي کن زيرا اين دو تن مورد اعتماد و امين من هستند وي که به عنوان نايب دوم امام زمان4 نيز بوده در تاريخ 304 يا 305 هجري قمري وفات يافت.[6]
3. احمد بن ابراهيم بن اسماعيل، ايشان يکي از خواص و نزديکان امام حسن عسکري بود که آثار ارزندهاي در علوم مختلف از خود به يادگار گذاشت کتاب (اسماء الجبال و المياه و الاوديه) در علم جغرافيا بوده و همچنين در علم لغت تبحر داشته و از کاتبان و همنشينان امام بوده[7] وي در سال 291 هجري قمري وفات يافت.[8]
- 7 و امام هادي7 و امام حسن عسکری: بوده و حدود يکصد و هشتاد کتاب به او منسوب است که در موضوعات مختلف نگاشته از جمله (اثبات الرجعه) (اربع مسائل في الاماميهٔ)، (الرد علي الباطنيه و القرامطه)، (حدوث العالم) و... او را متوفاي 260 هجري ميدانند. و همچنين کتاب «الايضاح في الرد علي سائر الفرق» از اوست.[9]
- 7 بوده و همچنين پدرش محمد نيز از ياران امام محسوب ميشد ولي احمد شهرتي بيش از پدر داشته او داراي آثار علمي بود از جمله المحاسن که حاوي بسياري از احاديث ائمه است.
- 3 بوده سپس در سمرقند مقيم و به نشر معارف تشيع پرداخت.[10]
- 7 بود و آثار علمي در موضوعات مختلف داشته از جمله: کتاب (الرد علي الواقفه) و (النوادر) و....
8 . ابراهيم بن ابي حفص، کنيهاش ابو اسحاق، کاتب و از اصحاب بزرگ امام حسن عسکری7 به شمار ميرود و مردي ثقه و موجه است و همچنين او کتابي در رد اهل غلو و ابي الخطاب نوشت. [11]
- 7 به شمار ميرود او فقيهي ثقه و مورد اعتماد شيعه بود که روايات زيادي نقل کرده و رواياتش صحيح است داراي اثري به نام نوادر بوده ـ در سال 306 در گذشت. [12]
- : داراي مقام و منزلتي عالي بود و در نقل حديث او را ثقه دانستهاند و از اصحاب خاص امام جواد7 و هادي7 و عسکری7 و حضرت صاحب الزمان: محسوب و از همه آنها نقل روايت کرده است.
- 7 و از وكلاي ناحيه مقدسه حضرت حجت4 است.
روزي محمد بن صالح نامهای به امام زمان4 نوشت و ضمن آن به حضرت فرمود: خاندان و نزديكانم مرا آزار ميكنند و مدام سركوفت ميزنند، و آن هم به واسطه حديثي است كه كسي، از پدران: شما روايت كرده كه فرمودهاند: متكفلين و خادمين ما بدترين خلق خدا هستند.
حضرت حجت4 در جواب نامه محمد بن صالح پيرامون اين حديث اشتباه و دروغ، چنين نوشتند: واي بر شما، آيا كلام خداي تعالي را نميخوانيد «وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً» (بين آنها و بين قريههايي كه مباركشان ساختيم، قريههاي ظاهري قرار داديم)
به خدا سوگند كه ما آن قريههاي مبارك هستيم و شما آن قريههاي ظاهر هستيد.
همانگونه كه بيان شد، محمد بن صالح جزء اصحاب برجسته و مورد اعتماد ائمه : قرار داشته و اخلاص و ارادت راستينش آن چنان بوده، كه از طرف حضرت حجت4 به عنوان وكيل ايشان در امور مردم و ارتباط دهنده آنان با حضرت4 قرار داشته است.
در همين زمينه شيخ مفيد از او چنين روايت كرده: هنگامي كه پدرم وفات نمود و رسيدگي به كارها وامور او به من محول شد، ديدم كه نوشتهها و سفتههائي از مردم در دست داشته كه شامل اموال و امانتهايي است كه به حضرت حجت4 متعلق است.
از اين رو نامهاي به آن حضرت4 نوشتم و درباره آن اموال از ايشان پرسش نمودم. پس از مدتي حضرت4 در جواب من نوشت: آن اموال را از آنها كه ميخواهي مطالبه كن. من نيز پس از دستور حضرت سراغ آن افراد رفتم و همگي آنها به جز يك نفر ديونشان را ادا نمودند.... نبوت را از پدرش صالح به ارث برده، زيرا او نيز از اصحاب مقرب ائمه: به شمار ميرود، و از امام جواد و هادي8 حديث روايت كرده است.
- ، محدثي عظيم الشأن، عالمي بزرگوار و يكي از اصحاب ثقه و كاملا مورد اطمينان اهلبيت: بوده و مانند بسياري از اصحاب خاص ائمه: از شهر مقدس قم به خدمت آن بزرگواران شتافته است، كه پيش از اين احوال چند نفر از آنان، مانند عمران بن عبدالله، عيسي بن عبدالله، زكريا بن آدم و زكريا بن ادريس را در مقالات اصحاب امام صادق7 و امام رضا7 بيان نموديم.
احمد بن اسحاق طي عمر شريفش توانست خدمت امام جواد و هادي8 برسد و جزء اصحاب مخصوص امام عسكري7 قرار گيرد و پس از ان برگواران به شرف زيارت حضرت صاحب الزمان7 نائل گردد. يكي ديگر از افتخارات احمد بن اسحاق اين است كه توانسته جزء سفراي سفارش شده حضرت حجت7 قرار گيرد زيرا حضرت مهدي4 در توقيع شريفي ايشان را مورد تأييد و عنايت قرار دادهاند. و به همين سبب در كتاب «ربيع الشيعه» احمد بن اسحاق از وكلا و سفرا و ابواب معروف حضرت حجت4 معرفي شده است.
[1]. طوسي، الغيبهٔ، تهران، مکتبهٔ نينوي الحديثهٔ بي تا ص216.
[2]. همان ص214.
[3]. همان ص216.
[4]. همان .
[5]. حسين جاسم، تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، ترجمه سيد محمد تقي آيت اللهي، تهران، اميرکبير، 1367 ش، ص155.
[6]. طوسي پيشين ص219 - 223 .
[7]. شيخ طوسي، الفهرست. تحقيق شيخ جواد قيومي، بيروت، موسسه نشر الفقاههٔ، ص72؛ رجال نجاشي، ص92 .
[8]. تهراني، آقا بزرگ، الذريعه، بيروت، دارالاضواء چاپ دوم، 1403 ق ج2 ص66.
[9]. فضل بن شاذان الايضاح. تحقيق جلال الدين حسيني (بي جا ) (بي تا) ص1 .
[10]. احمد بن علي نجاشي، تحقيق آيت الله شبيري زنجاني، قم، جامعهٔ مدرسين، 1413ق، ص76، ش 182.
[11]. باقر شريف قرشي، حياه الامام الحسن العسکري، ترجمه سيد حسن اسلامي، قم، جامعه مدرسين، 1371، ص139 .
[12]. احمد بن علي نجاشي، همان ص143.