على بن محمد بن زياد گويد: به محضر أبى احمد بن عبدالله وارد شدم، نامه امام حسن عسكرى7 را پيش رويش ديدم كه نوشته بود: من از خدا انتقام اين طاغى (مستعين عباسى) را خواستم، خدا او را بعد از سه روز خواهد گرفت.
چون روز سوم رسيد، مستعين از خلافت خلع شد و آخر كارش به آن جا رسيد كه كشته شد. [1] نگارنده گويد: به واسطه شورش كه بر عليه آن خبيث به وجود آمد، خودش از خلافت خلع و با خانوادهاش به «واسط» رفت، معتز عباسى سعيد بن صالح را فرستاد تا سر مستعين را بريده پيش معتز آورد.
ابوهاشم جعفرى گويد: شنيدم امام عسكرى صلوات الله عليه مىفرمود: از گناهانى كه بخشوده نمىشود، سخن شخص است كه بگويد: اى كاش جز به اين گناه مؤاخذه نشوم، من به خودم گفتم: اين بسيار دقيق است سزاوار است كه انسان از خودش و از كارش همه چيز را بررسى كند.
امام7 فرمود: راست گفتى يا ابا هاشم! ملازم باش به آنچه ضميرت به نظر آورد چون شرك آوردن خفىتر است از حركت مورچه ريز در روى سنگ صاف در شب ظلمانى و از حركت مورچه ريز بر روى پلاس سياه.[2]
ابو هاشم جعفرى گويد: فهفكى از امام عسكرى7 پرسيد: چرا زن مسكين و ضعيف از ارث يك سهم مىبرد و مرد دو سهم؟ فرمود: چون براى زن جهاد و نفقه (مخارج خانه) و ديه بر عاقله نيست، اينها بر عهده مردان است.
من در پيش خود گفتم: نقل شده كه ابن أبى العوجاء اين سؤال را از امام صادق7 كرده بود و امام همين جواب را داده بودند... امام رو كرد به من و فرمود: آرى اين سؤال ابن أبى العوجاء است، و جواب از ما يكى است وقتى كه مسأله يكى باشد، پاسخ جارى شده براى آخر ما همان است كه جارى شده براى اول ما، اول و آخرما در علم و كار يكى است، رسول خدا6 و اميرالمؤمنين7 بر ما فضيلت دارند
[1]. مناقب آل ابى طالب: ج4، ص431.
[2]. فاطر: 32.