بهترین و برترین انفاق آن است که از محبوبترین چیز انفاق شود و انفاقهای فاطمه3 چنین بود، که به دو نمونه اشاره میشود.
1- جابر بن عبدالله انصاری میگوید: روزی نماز عصر را با پیغمبر6 خواندیم، ناگاه پیرمردی خدمت رسول خدا رسید که لباس کهنهای پوشیده بود، و از شدت پیری و ناتوانی نمیتوانست بر جای خودش قرار گیرد. عرض کرد یا رسول الله! گرسنهام سیرم کن؛ برهنهام لباسی به من عطا کن؛ تهی دستم چیزی به من بده. رسول خدا6 فرمود: من که اکنون چیزی ندارم ولی تو را به جایی راهنمایی میکنم، شاید حاجتت برآورده شود. سپس به بلال فرمود: پیرمرد ناتوان را به خانه فاطمه هدایت کن. او بعد از ورود به خانه زهرا3 سلام کرد، حضرت جوابش را داد و فرمود: کیستی؟ خود را معرفی نمود... فاطمه گلوبندی را که پسر عمویش به وی اهداء نموده بود، به او داد و فرمود: به فروش رسان و زندگی خودت را بدان اصلاح کن.
پیرمرد برگشت و جریان را خدمت پیغمبر عرض کرد. آن حضرت گریست و فرمود: گردنبند را به فروش رسان تا خدا به برکت عطای دخترم برای تو گشایشی فراهم سازد... پیرمرد بعد از فروختن گردنبند، به پیامبر6 عرض کرد: به برکت عطای فاطمه3 بی نیاز شدم.[1]
2- صفوری شافعی از ابن جوزی نقل میکند که رسول خدا6 در شب عروسی فاطمه3 برای او پیراهن تازهای آماده کردند. جامهای کهنه و وصله دار نیز در نزد ایشان بود. سائلی در زد و گفت: از خانه رسول خدا6 جامهای کهنه میخواهم. فاطمه میخواست جامه کهنه را بدهد، ولی سخن خدا به یادش آمد که میفرماید: ﴿لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ﴾ ؛ «به نیکویی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید. »
پس جامه نو را به وی داد. وقتی که هنگام زفاف حضرت شد، جبرئیل به محضر رسول خدا6 آمد و عرض کرد: یا رسول الله! پروردگارت سلام میرساند، و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه3 سلام برسانم و برای فاطمه3 توسط من جامهای از دیبای سبز از جامههای بهشتی فرستاده است.
[1]. همان، ج43، ص56 .