اسم شریف آن جناب علیّ بود؛ و کنیّهاش ابوالحسن، و چون حضرت امام موسی و امام رضا8 را نیز ابوالحسن میگفتند، از جهت تعیین، آن جناب را ابوالحسن الثّالث میگویند چنانچه حضرت امام رضا7 را ابوالحسن الثّانی و گاهی هم مکان ثالث ماضی یا هادی یا عسکری ذکر میکنند؛ چون سرّ من رأی را برای لشکر بنا کردند، آن را عسکر میگفتند؛ و امام علی نقی و امام حسن را به سبب سکنای در آن بلده، عسکری مینامیدند.
آن حضرت و فرزند گرامیاش امام حسن8 به عسکریین شهرت یافتند؛ زیرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرّا (عسکر) برده و تا آخر عمر پربرکتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند.[1]
مشهورترین القاب آن حضرت، نقی و هادی است. (گاهی آن حضرت را نجیب و مرتضی و عالم و فقیه و ناصح و امین و مؤتمن و طیّب و متوکّل میگفتند) و لکن لقب اخیر را آن حضرت مخفی میکرد و اصحاب خود را فرموده بود از این لقب اعراض کنید به جهت آن که لقب خلیفه متوکّل علی اللّه بود در آن زمان.[2]
از جمله القاب آن حضرت یکی نقی است یعنی پاکیزه از جمیع عیوب؛ و این اشاره است به عصمت و طهارت آن حضرت و پاکیزگی از عیوب حسبی و نسبی با آنکه آن حضرت، نقی برگزیده ائمه عظام و اجداد کرام خود است. دیگر از القاب آن حضرت، هادی است زیرا که او را نماینده مردمان است.[3]
[1]. تذکرهٔالخواص، ص359؛ معانی الاخبار، ص65؛ «علل الشرایع – 1 – 241». «یافعی در مرآهٔالجنان، ج1، ص160 با اشاره به دلیل فوق شهرت سامرّا به عسکر را آن دانسته که معتصم خودش با لشگرش بدانجا انتقال یافت.
[2]. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج3، ص: 1836 .
[3]. وسیلهٔ الخادم إلی المخدوم، الخنجی، ص: 182 .