يكي از كنيههاي زهراي مرضيه3 امالكتاب است و این کنیه کریمه در دفاتر محدثین از علما بسیار مذکور است و در تفاسیر عامه و خاصه از اسماء سوره مبارکه الحمد شمرده شده برای آن که اصل قرآن است بلکه اصل هر کتاب از کتب سماویه و به قول بیضاوی: مشتمل است بر توحید و مبدا و معاد و قضا و قدر و نبوت و ثناء و اشتغال به خدمت و طاعت و طلب مکاشفات و مشاهدات یا آن که این سوره اشرف سورههای قرآن است چنان که امالقری مکه معظمه اشرف بلدان است و هر دو معنی در حق جناب صدیقه طاهره3 جایز و جاری است از افضلیت و اشرفیت به ما سوای خود از هر جهت و جامعیت و اشتمالش بر تمام علوم و معارف. و در معنی ام القرآن گفتهاند قرآن عوض هر چیزی است لیکن چیز دیگر عوض او نمیشود و همین طریق است فاطمه زهرا3 که گوهر یکتا و فرد بی همتاست در سلسله نسوان عالی شأن و او را عوض و مانندی نیست و این سوره را اساس نامیدهاند از آن که اول سوره قرآنی است با آن که مشتمل است بر اساس طاعات و عبادات و در حدیث است که اساس قرآن فاتحهٔالکتاب است و اساس فاتحهٔالکتاب بسمالله الرحمن الرحیم است.[1]
چون مریض شدی بر تو است به اساس قرآن تا به اذن خدا شفا یابی. و فاطمه زهرا3 دین و بنیان ایمان است و صدف دُرّر شعشعانیه الهیه است و به ولای او امراض باطنه و اوجاع ظاهره شفا مییابد و حدیث آن در باب اذکار و ادعیه فاطمه زهرا3 بیاید و حضرت رسول6 فرمود: قسم به حق آن کسی که جان من در قبضه قدرت اوست مانند این سوره در تورات و انجیل و زبور نیست و آن سبعالثانی و قرآن عظیم است.[2]
و در حدیث است از تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی که یکصد و چهار کتاب از آسمان نازل شد تمام آنها را در چهار کتاب تورات و انجیل و زبور و قرآن جمع فرمود و آنچه در این چهار کتاب است در سورهای مفصل جمع فرمود و آنچه در این سوره است در سوره الحمد نهاد و هر که این سوره را بخواند چنان است که یکصد و چهار کتاب آسمانی خوانده.[3] این روسیاه عرض میکند: قسم به خدای عالم و رسول او که به مانند فاطمه زهرا3 زنی در هیچ امتی از امم نیامده و نخواهد آمد و این کنیه برای آن مخدره با آن که اسم این سوره شریفه بوده و قرآن را هم در بدو اسلام احترام دیگری بوده، شرفی بزرگ است و امتیازی نبیل. و در کتب تواریخ و سِیرَ ندیدهام زنی بدین کنیه تشرف جسته باشد و خود را لایق آن بداند گویا احتراماً للقرآن واعظاماً لهذا الاسم جرئت و جسارت نکردهاند و از این افتخار و اعتبار گذشته یا از قلوب ایشان این فقره صرف شد تا در موقع حقیقی و مورد واقعی خود واقع شود. و قال الله تعالی ﴿وَ إِنَّهُ فِی أُمَّ الکِتابِ لَدَینا لَعَلِیٌّ حَکِیم﴾[4] و منصف بصیر تأویل این آیه را به حضرت امیرالمؤمنین7 و فاطمه زهرا3 تصدیق میکند و وجوه ارتباط آن را به اندک تعمق استنباط مینماید و اگر هم ام الکتاب، لوح محفوظ باشد باز با مقصود ما مرتبط است و اشکالی ندارد تمام آیات قرآنیه برحسب احادیث آتیه در شأن این خانواده منزل است و بدیشان مأول؛ پس بعید نیست حقیقت فاتحه الکتاب و ام الکتاب حضرت فاطمه زهرا3 باشد. مخفی نماند سایر کنیههای حضرت فاطمه زهرا3 یا راجع است به یکایک از فرزندانش یا راجع است به دو فرزندش جناب امام حسن7 و یا جناب امام حسین7 چون: امالمحسن و امالحسن و امالحسین و امالسبطین و امالریحانتین و امالخیره و امالبرره و امالازهار و امالاخیار و امالنجباء و امالائمه المعصومین و وجه مناسب این کنیهها از خارج در کمال وضوح است و استعمال هر یک در نهایت شیوع و در زیارات و ادعیه و در افواه و السنه شیعه اثنا عشریه متداول و متناول است.
مرحوم مجلسی طاب ثراه فرمود: این بزرگواران را میتوان به اوصاف و القابی که دوستان میدانند در مقام اعظام و اکرام بگویند مگر آنچه منافی باشد با نصوص خاصه ایشان مثلاً کسی فاطمه زهرا3 را در زیارت یا در مدح و ثناء بخواند امّالابرار و امّالاطهار و امّالمطهرین و امّالنجباء یا امّالانوار، جایز است و منافی نیست. بناء علی ذلک میتوان علاوه از کنیههای مذکوره هزاران القاب از برای حضرت صدیقه طاهره بیان کرد و اوصاف مختصهاش را به قالب لفظ درآورد و خطاب نمود.
چو عنقا پر و بال خود برای جلوه بگشـاید
چه باشد پشة مسکین که آنجا در شمار آیـد
مجال جلوه کی باشد سها را در چنین میدان
که خورشید جهان آرای روی خویش بنماید
[1]. «مجمع البیان» 1، 47.
[2]. «مجمع البیان» 1، 48 .
[3]. ثمیر ابوالفتوح رازی 1، 23.
[4]. سوره زخرف (43)، آیه 4.