از جمله فضیلتهای بانوی دو عالم، صدیقه طاهره3 مقام شفاعت است. دربارة مقام شفاعت حضرت فاطمه3 روایات متعددی نقل شده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
- 8فرمود: «شما دو نفر (حسنین) امام هستید، و برای مادر شما شفاعت است. » [1]
- 6 فرمود: وقتی روز قیامت شود، از باطن عرش ندا میرسد: ای اهل قیامت! چشمهای خویش را پایین افکنید تا اینکه فاطمه دختر محمد6 با پیراهن خضاب شده به خون حسین عبور کند، در آن عرصه حضرت فاطمه3 پایه عرش را گرفته و عرضه میدارد: پروردگارا! تو جبار عادلی، بین من و کسانی که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما. رسول اکرم6فرمودند: به حق خدای کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود.
آنگاه زهرا3 عرضه میدارد: «پروردگارا به من اجازه شفاعت کسانی را بفرما که در مصیبت حسینم گریه کردهاند» و خدای تعالی اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت میفرماید.»[2]
- گوید: به حضرت باقر7عرض کردم: فدایت شوم، یا بن رسول الله! برای من حدیثی در فضیلت جدهات فاطمه زهرا3 بفرمایید تا هنگامی که آن را برای شیعیان بیان میکنم خوشحال گردند. امام باقر7فرمود:
پدرم و او از جدم، از رسول خدا6 نقل میفرمود که: در روز قیامتبرای انبیاء و رسل منبرهایی از نور برپا میشود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است. آنگاه خداوند میفرماید: خطبه بخوان، پس خطبهای بخوانم که احدی از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است. پس برای اوصیاء نیز منبرهایی از نور برافراشته میشود و در میان آنها منبری برای وصی من علی بن ابی طالب نصب میگردد که از همه بلندتر است؛ آنگاه خداوند به علی7 میفرماید خطبه بخوان، پس خطبهای میخواند که احدی از اوصیاء مانند آن نشنیده است.
آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب میگردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسنین8) منبری برپا میشود و به آنان گفته میشود خطبه بخوانید و آن دو خطبه هایی میخوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیدهاند.
آنگاه منادی که جبرئیل است ندا میدهد: فاطمه دختر محمد6 کجاست؟ آنگاه فاطمه3 برمیخیزد، [تا اینکه فرمود: ] خدای تعالی میفرماید: ای اهل محشر کرامت و بزرگواری از آن کیست؟ محمد و علی و حسنین: عرض میکنند: برای خدای واحد قهار. آنگاه خداوند میفرماید: ای اهل محشر! من امروز کرامت وبزرگی را برای محمد و علی و فاطمه و حسنین: قرار دادم.
ای اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشمها را ببندید، این فاطمه است که به سوی بهشت میرود. آنگاه جبرئیل شتر بهشتی میآورد، در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کردهاند، و مهار آن از لؤلؤ تازه است. حضرت بر آن سوار میشوند و خدای متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وی میفرستد، و صدهزار فرشته را مامور میفرماید تا حضرت فاطمه3 را بر روی بالهای خود سوار کنند تاایشان را به در بهشت برسانند. وقتی که به در بهشت میرسند، حضرتش میایستد، خدای متعال میفرماید: ای دخت حبیب من چرا توقف کردی و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیی؟ حضرت صدیقه3 عرض میکند: پروردگارا دوست میدارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته شود.
خداوند میفرماید: «ای دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما. »
آنگاه حضرت باقر7 فرمود: والله ای جابر! در آن روز حضرت زهرا3 شیعیان و دوستانش را بر میگزیند و انتخاب میکند؛ همان گونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا میکند. وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزدیک و بر در بهشت میآیند، خدای تعالی در قلب آنان چنین میافکند که در آنجا بایستند. وقتی میایستند خداوند میفرماید: ای دوستان من! توقف شما برای چیست و حال آنکه فاطمه دختحبیب من شفاعتشما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلتمان شناخته شود. خداوند میفرماید: ای دوستان من! برگردید و ببینید چه کسی به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست میداشتید، شما را دوست میداشت؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهرا3 غذا داد؟ چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه3 لباس پوشانید؟ چه کسی به شما بخاطر دوستی فاطمه3 شربتی نوشانید؟ چه کسی بخاطر فاطمه3 و دوستی فاطمه3 غیبت غیبت کنندهای را از شما رد کرد؟
پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید.[3]
[1]. کشف الغمهٔ، ج1، ص506 .
[2]. اسد الغابه، ج5، ص523؛ گنجی شافعی، کفایهٔ الطالب، ص212؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج2، ص18؛ همدانی، مودهٔ القربی، 104 .
[3]. بحارالأنوار، (پیشین)، ج8 ، ص51 ؛ تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی، ص113 .