در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حيات داشت، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی4 ميرسيدند. از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند، و امام چنان کرد. آنان پسری را ديدند که بيرون آمد، همچون پاره ماه، شبيه به پدر خويش. امام عسکری فرمود: «پس از من، اين پسر امام شماست، و خليفه من است در ميان شما، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد، که هلاک ميشويد و دينتان تباه ميگردد. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينکه زمانی دراز بگذرد. بنابراين از نايب او، عثمان بن سعيد، اطاعت کنيد». و بدين گونه، امام يازدهم، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت.
باری، حضرت مهدی4 پنهان ميزيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری7 در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260 هجری ديده از جهان فروبست. در اين روز بنا به سنت اسلامی، ميبايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند و همانطور که گفته شد مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد.