borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
امام علی‌النقی را بهتر بشناسیم

امام نقی7 دهمین رهبر آسمانی است كه از سوی پیامبر گرامی6 برای اداره امور امت اسلامی معرفی شده است. از نگاه پیروان اهل بیت: امامت و رهبری جامعه تا دوازده نسل بر اساس فرمان الهی و پیامبر6 و امامان قبلی تعیین و به جامعه معرفی شده‌اند، در این زنجیره نورانی امام علی النقی معروف به امام هادی و ابوالحسن ثالث دهمین خورشید هدایت امت اسلامی است.

این رهبر بزرگوار، فرزند امام جواد7 نوه امام رضا7 است كه در روستایی از اطراف مدینه به نام «صریا» به دنیا آمد. مادرش كنیزی با فضیلت و پارسا بود كه سمانه نام داشت.

تاملی در معنی و مفهوم «هادی» كه معروف‌ترین لقب آن بزرگوار است، بسیاری از حقایق را روشن می‌سازد.

هدایت در كتب لغت دو معنای «ارائه طریق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. و معمولاًٌ در ارائه راه مطلوب و مثبت به كار می‌رود.

در فرهنگ قرآن و عترت هدایت و هادی، بار مفهومی و معنایی بسیار عمیق‌تر از رهنمای جغرافیایی دارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و كاروانیان همراه، شناخت موانع و مشكلات مسیر، شناخت دزد‌‌‌ها و گردنه ها، ایجاد انگیزه برای حركت، دمیدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگی كاروان، حمایت و حفاظت از جان و مال و حقوق كاروانیان وظیفه دلیل و رهنمای كاروان و بخشی از مفهوم «هادی» در فرهنگ اسلامی است.

امام هادی، حضرت علی بن محمد النقی و معروف به ابن الرضا7 خورشید نورافشانی بود كه از سال‌های 220 ق تا سال 254 رسالت رهبری و هدایت امت بزرگ اسلامی را بر دوش داشت و حدود سی و چهار سال ناخدای كشتی اسلام در میان امواج وحشتناك عصر عباسی بود.

آن بزرگوار در تاریك‌ترین روزگار سلطه اشرار به زندگی بشریت نور و گرمی بخشید و در دشوارترین شرایط فرزندان پیامبر و قرآن را حمایت و سرپرستی كرد.

هادی آل محمد7 هم قبله را به خوبی می‌شناخت، هم قبیله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سیاست را، او راه دست یابی به مقام قرب خدا را از اولیای او آموخته بود. از حیله‌‌‌ها و نیرنگ‌‌‌ها و مطامع و خواسته‌‌های دشمنان توحید و عدالت آگاه بود.

او ضعف‌‌‌ها و كمبود‌‌‌ها و جهل و غفلت عمومی و بیماری انسان‌های عصر خویش را به خوبی می‌شناخت. قربانیان بیماری‌‌های اجتماعی را می‌دید و از درد و رنج و مشكلات زندگی مردم می‌سوخت. پزشكی بود كه با مریض به خوبی آشنا و مهربان بود. آفات و آسیب‌‌‌ها و خطرها و بیماری‌‌‌ها مسلمانان و نامسلمانان را به خوبی تشخیص می‌داد.

او در حدود چهل و یك سال زندگی و سی و چند سال رهبری، بر آسمان زندگی بشریت فروغ هدایت پاشید و خورشیدوار گمشدگان وادی غفلت و حیرت و گرفتاران كویر شرك و بیداد را رهایی بخشید.

در روزگاری كه جهل و غفلت عمومی از یك سو و شهوات و شبهات حكومتی از سوی دیگر، فضای زندگی را از ظلمت و ظلم پر كرده بود و به دست گرفتن شمعی كوچك هم، گناهی بزرگ تلقّی می‌شد، هادی امت، خورشیدوار بر آفاق زندگی بشریت تابیدن گرفت و بشریت مظلوم و حق طلب را از افتادن در پرتگاه هواپرستی و جهالت و چاهسار بیداد و كفر و شرك و نفاق مصون داشت.

نجات بشریت از ظلمات به سوی نور، رسالتی سنگین و دشوار است، كه همیشه بر دوش پیامبران الهی و رهبران آسمانی قرار داشته و دارد و این وظیفه الهی و قدسی در عصر سیاه متوكل عباسی بر دوش امام هادی7 قرار داشت.

پيشوايان الهی، از یك سو به هدایت و رهایی ملت‌‌‌ها می‌اندیشند، از سوی دیگر به هدایت دولت ها. هم به مردم فكر می‌كنند، هم به مردان صحنه سیاست و مدیریت. هم گروه‌‌های و اصناف اجتماعی را در مدّ نظر دارند. هم افراد و اشخاص را، هم به نسل حاضر می‌اندیشند و هم به اینده امت می‌نگرند.

برای آنان یك انسان هم مهم است و هدایت او با احیای بشریت برابری می‌كند. امنیت و عدالت و سلامت و سعادت، حق همه است، حقی كه خداوند قرار داده است و امام مرزبان «حدود و حقوق الهی» است رهبری با این نگاه ـ كه به «كرامت انسان» می‌اندیشد و پاسداری از حق و عدل را وظیفه خویش می‌داند و «عرفان الهی» و «اخلاق ملكوتی» را قلّه‌‌های پرواز جامعه می‌شناسد ـ دشوارترین مسئولیت است.

رهبری و امامت همیشه رسالتی سنگین است كه آسمان و زمین و كوه‌‌‌ها از تحمل آن می‌گریزند و تنها فرزندان فاطمه و آموزش دیدگان مدرسه علوی7 با حول و قوه الهی می‌توانند، این بار امانت را بر دوش كشند.

عصر امام هادی7 عصر دشواری است كه نمرود ردای ابراهیم7 بر تن دارد و فرعون عصای موسی به دست گرفته است. ابوسفیان در جایگاه پیامبر نشسته و یزید ندای توحید و اخلاق بر می‌آورد. هدایت امت در این شرایط كه اتحاد زر و زور و تزویر بر كرسی رهبری نشسته چقدر دشوار است.

عباسیان به بهانه وابستگی به پیامبر6 بر كرسی خلافت نشسته‌اند و خلافت و حكومت و دولت ابزاری برای بهره‌كشی از مردم و غارت «جان» و «مال» و «نوامیس» محرومان شده است. متوكل كاخ‌های متعدد می‌سازد، كاخ شاه، كاخ عروس، كاخ شبداز، كاخ بدیع، كاخ غربت، كاخ برج كه هفتصد هزار دنیار فقط هزینه ساخت، كاخ برج شده است.[1]

متوكل دوازده هزار كنیز در كاخ خود دارد وقتی برای پسرش «عبدالله معتز» جشن ختنه سوران می‌گیرد فرشی با یكصد ذراع طول با عرض پنجاه ذراع آماده می‌شود، چهار هزار صندلی از طلا و مرصع به جواهر در تالار قصر می‌چیند و بیست میلیون درهم برای نثار بر سر خدام و حاشیه نشینان فراهم می‌اید و غارت بیت المال به اوج می‌رسد.[2]

میگساری و فسق و فجور و رقص و طرب بر كاخ‌‌‌ها و درباریان حاكم است و فقر و شمشیر و توهین و تحقیر بر توده‌‌های مردم و بالاترین فشار‌‌‌ها و زندان و تبعید و فرار و اعدام و تعقیب علویان و فرزندان فاطمه3 را تهدید می‌كند.

متوكل، شخصی به نام عمر بن فرج رخّجی را والی مكه و مدینه كرده بود و او مردم را از هر گونه احسان و نیكی به آل ابوطالب منع می‌كرد و هر كس با آنان مهربانی می‌كرد، مورد تعقیب و آزار قرار می‌گرفت. به حدّی كار بر بانوان علوی سخت شد كه لباس درستی نداشتند كه در آن نماز بخوانند. تنها یك پیراهن مناسب برای نماز در دست آنان بود كه به نوبت در آن نماز می‌خواندند. ولی پس از نماز آن را در می‌آوردند و با همان جامه‌‌های كهنه به چرخ ریسی می‌پرداختند.[3]

شمشیرهای دفاع از اسلام و اهل بیت: شكسته، و حلقوم‌‌‌ها بریده و دارها برچیده و خون‌‌‌ها شسته‌اند. و بر مزارآباد شهیدان و قبرستان سرد و ساكت زندگان، شب سیاه هراس و خفقان سایه افكنده و نوای جغدی هم به گوش نمی‌رسد.

جاهلیت جدید عصر بنی عباس، سیاه‌تر و وحشی‌تر و سنگین‌تر از طغیان طاغوت‌‌های اموی است در این فضای سرد و یاس و طوفان بیم و هراس، باز هم مردی از مدینه النبی6 تا بغداد و سامرا، مشعل امید و روشنایی و بیداری و قیام و آزادی در دست دارد. او امام هادی7 است كرد ای پیامبر بر دوش و فریاد علی و فاطمه3 در گلو و دانش قرآن در سینه و عشق و آزادی مسلمانان در سر، چه كسی جز او می‌تواند در برابر اقتدار كفر و بیداد و جاذبه‌‌های فسق و فجور از فریاد قرآن و آزادی انسان حمایت كند.


[1]. سیره پیشوایان، ص593.

[2]. همان، ص594.

[3]. تتمهٔ المنتهی، ص323.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: