borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
چهل حديث نورانی از امام حسن عسكري

حدیث 1

إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى بَیَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِكُلِّ شَىْء، وَ یُعْطِیهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَةَ الاَنْسابِ وَالاجالِ وَالْـحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِكَ لَمْ یَكُنْ بَیْنَ الْـحُجَّةِ وَالـْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.[1]

همانا خداوند متعال، حجّت و خلیفه خود را براى بندگانش الگو و دلیلى روشن قرار داد، همچنین خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت‌‌‌ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را مى‌‌‌شناسد و از نهایت عمر انسان‌‌‌ها و موجودات و نیز جریات و حادثه‌‌‌ها آگاهى كامل دارد و چنانچه این امتیاز وجود نمى‌‌‌داشت، بین حجّت خدا و بین دیگران فرقى نبود.

حدیث2

قالَ7: عَلامَةُ الایمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْیَمینِ، وَ صَلاةُ الإحْدى وَ خَمْسینَ، وَالْـجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏‏، وَ تَعْفیرُ الْـجَبین، وَ زِیارَةُ الارْبَعینَ. [2]

علامت و نشانه ایمان پنج چیز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و یك ركعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏‏» را (در نماز ظهر و عصر) با صداى بلند، پیشانى را ـ در حال سجده ـ روى خاك نهادن، زیارت اربعین امام حسین7 انجام دادن.

حدیث 3

لَیْسَتِ الْعِبادَهُ كَثْرَةُ الصّیامِ وَالصَّلاةِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَةُ كَثْرَهُ التَّفَكُّرِ فی أمْرِ اللهِ. [3]

عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست، بلكه عبادت با تفكّر و اندیشه در قدرت بى منتهاى خداوند در امور مختلف مى‌‌‌باشد.

حدیث 4

خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.[4]

دو خصلت و حالتى كه والاتر از آن دو چیز نمى‌‌‌باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان.

حدیث 5

قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً، مُؤْمِنُهُمْ وَ مُخالِفُهُمْ، أمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیَبْسِطُ لَهُمْ وَجْهَهُ، وَ أمَّا الْمُخالِفُونَ فَیُكَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ إلَى الاْیِمانِ. [5]

با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشید، امّا با دوستان مؤمن (به عنوان یك وظیفه) كه باید همیشه نسبت به یكدیگر با چهره‌‌اى شاداب برخورد نمایند، امّا نسبت به مخالفین به جهت مدارا و جذب به اسلام و احكام آن.

حدیث 6

اللِّحاقُ بِمَنْ تَرْجُو خَیْرٌ مِنَ المُقامِ مَعَ مَنْ لا تَأْمَنُ شَرَّهُ. [6]

تداوم دوستى و معاشرت با كسى كه احتمال دارد سودى برایت داشته باشد، بهتر است از كسى كه محتمل است شرّ ـ جانى، مالى، دینى و... ـ برایت داشته باشد.

حدیث 7

إیّاكَ وَ الاِذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَةِ، فَإنَّهُما یَدْعُوانِ إلَى الْـهَلَكَةِ.[7]

مواظب باش از این كه بخواهى شایعه و سخن پراكنى نمائى و یا این كه بخواهى دنبال مقام و ریاست باشى و تشنه آن گردى، چون هر دوى آن‌‌‌ها انسان را هلاك خواهد نمود.

حدیث 8

إنَّ مُداراةَ أَعْداءِاللهِ مِنْ أفْضَلِ صَدَقَةِ الْـمَرْءِ عَلى نَفْسِهِ و إخْوانِهِ.[8]

مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ و دشمنان اهل بیت: در حال تقیّه ـ بهتر است از هر نوع صدقه‌‌اى كه انسان براى خود بپردازد.

حدیث 9

حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ.[9]

نیكوئى شكل و قیافه، یك نوع زیبائى و جمال در ظاهر انسان پدیدار است و نیكو بودن عقل و درایت، یك نوع زیبائى و جمال درونى انسان مى‌‌‌باشد.

حدیث 10

مَنْ وَعَظَ أخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَدْ شانَهُ.[10]

هركس دوست و برادر خود را محرمانه موعظه كند، او را زینت بخشیده؛ و چنانچه علنى باشد سبب ننگ و تضعیف او گشته است.

حدیث 11

مَنْ لَمْ یَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَمْ یَتَّقِ اللهَ.[11]

كسى كه در مقابل مردم بى‌باك باشد (و رعایت مسائل اخلاقى و حقوق مردم را نكند)، تقواى الهى را نیز رعایت نمى‌‌‌كند.

حدیث 12

ما أقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.[12]

قبیح‌ترین و زشت‌ترین حالت و خصلت براى مؤمن آن حالتى است كه داراى آرزوئى باشد كه سبب ذلّت و خوارى او گردد.

حدیث 13

خَیْرُ إخْوانِكَ مَنْ نَسَبَ ذَنْبَكَ إلَیْهِ.[13]

بهترین دوست و برادر، آن فردى است كه خطاهاى تو را به عهده گیرد و خود را مقصّر بداند.

حدیث 14

ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزیزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إلاّ عَزَّ.[14]

فرمود: حقّ و حقیقت را هیچ صاحب مقام و عزیزى ترك و رها نكرد مگر آن كه ذلیل و خوار گردید، همچنین هیچ شخصى حقّ را به اجراء در نیاورد مگر آن كه عزیز و سربلند شده است.

حدیث 15

قالَ7: مِنَ الْفَواقِرِ الّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إنْ رأى حَسَنَهً أطْفَأها وَ إنْ رَأى سَیِّئَهً أفْشاها.[15]

فرمود: یكى از مصائب و ناراحتى‌‌هاى كمرشكن، همسایه‌‌اى است كه اگر به او احسان و خدمتى شود آن را پنهان و مخفى دارد و اگر ناراحتى و اذیّتى متوجّه‌‌اش گردد آن را علنى و آشكار سازد.

حدیث 16

قالَ7 لِشیعَتِهِ: أوُصیكُمْ بِتَقْوَى اللهِ وَالْوَرَعِ فى دینِكُمْ وَالاجْتِهادِ لِلّـهِ، وَ صِدْقِ الْـحَدیثِ، وَأداءِ الاْمانَهِ إلى مَنِ ائْتَمَنَكِمْ مِنْ بِرٍّ أوْ فاجِر، وِطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْـجَوارِ.[16]

به شیعیان و دوستان خود فرمود: تقواى الهى را پیشه كنید و در امور دین ورع داشته باشید، در تقرّب به خداوند كوشا باشید و در صحبت‌‌‌ها صداقت نشان دهید، هركس امانتى را نزد شما نهاد آن را سالم تحویلش دهید، سجده‌‌هاى خود را در مقابل خداوند طولانى كنید و به همسایگان خوش رفتارى و نیكى نمائید.

حدیث 17

قالَ7: مَنْ تَواضَعَ فِى الدُّنْیا لاِخْوانِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللهِ مِنْ الصِدّیقینَ، وَمِنْ شیعَهِ علىِّ بْنِ أبى طالِب7حَقّاً. [17]

فرمود: هركس در دنیا در مقابل دوستان و هم نوعان خود متواضع و فروتنى نماید، در پیشگاه خداوند در زُمره صِدّیقین و از شیعیان امام علىّ7 خواهد بود.

حدیث 18

قالَ7: إنَّهُ یُكْتَبُ لِـحُمى‌ الرُّبْعِ عَلى وَرَقَه، وَ یُعَلِّقُها عَلَى الْـمَحْمُومِ: «یا نارُكُونى بَرْداً»، فَإنَّهُ یَبْرَءُ بِإذْنِ اللهِ. [18]

فرمود: كسى كه ناراحتى تب و لرز دارد، این آیه شریفه قرآن در «سوره أنبیاء، آیه 69» را روى كاغذى بنویسید و بر گردن او آویزان نمائید تا با إذن خداوند متعال بهبود یابد.

حدیث 19

قالَ7: أكْثِرُوا ذِكْرَ اللهِ وَ ذِكْرَ الْـمَوْتِ، وَ تَلاوَهَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاهَ عَلى النَّبىِّ6، فَإنَّ الصَّلاهَ عَلى رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات. [19]

فرمود: ذكر و یاد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن؛ و نیز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بیتش: ـ را زیاد و به طور مكرّر انجام دهید، همانا پاداش صلوات بر آن‌ها، ده حسنه و ثواب مى‌‌‌باشد.

حدیث 20

قالَ7: إنَّكُمْ فى آجالِ مَنْقُوصَه وَأیّام مَعْدُودَه، وَالْـمَوْتُ یَأتی بَغْتَهً، مَنْ یَزْرَعُ شَرّاً یَحْصَدُ نِدامَهً. [20]

فرمود: همانا شما انسان‌‌‌ها در یك مدّت و مهلت كوتاهى به سر مى‌‌‌برید كه مدّت زمان آن حساب شده و معیّن مى‌‌‌باشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلى وارد مى‌‌‌شود و شخص را مى‌‌‌رباید، پس متوجّه باشید كه هركس هر مقدار در عبادت و بندگى و انجام كارهاى نیك تلاش كند ـ فرداى قیامت ـ غبطه مى‌‌‌خورد كه چرا بیشتر انجام نداده است و كسى كه كار خلاف و گناه انجام دهد پشیمان و سرافكنده خواهد بود.

حدیث 21

إنّ الْوُصُولَ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَكُ إلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.[21]

همانا رسیدن به خداوند متعال و مقامات عالیه یك نوع سفرى است كه حاصل نمى‌‌‌شود مگر با شب زنده دارى (و تلاش در عبادت و جلب رضایت او در امور مختلف).

حدیث 22

الْـمَقادیرُ الْغالِبَةِ لا تُدْفَعُ بِالْـمُغالَبَةِ، وَ الاْرْزاقُ الْـمَكْتُوبَةِ لا تُنالُ بِالشَّرَهِ، وَ لا تُدْفَعُ بِالاْمْساكِ عَنْها.[22]

مقدّراتى كه در انتظار فرد مى‌‌‌باشد با زرنگى و تلاش از بین نمى‌‌‌رود و آنچه مقدّر باشد خواهد رسید، همچنین رزق و روزى هركس، ثبت و تعیین شده است و با زیاده روى در مصرف به جائى نخواهد رسید؛ و نیز با نگهدارى هم نمى‌‌‌توان آن را دفع كرد.

حدیث 23

قَلْبُ الاْحْمَقِ فى فَمِهِ، وَفَمُ الْـحَكیمِ فى قَلْبِهِ.[23]

اندیشه أحمق در دهان اوست، ولیكن دهان و سخن عاقل در درون او مى‌‌‌باشد. (یعنى؛ افراد أحمق اوّل حرف مى‌‌‌زنند و سپس در جهت سود و زیان آن فكر مى‌‌‌كنند، بر خلاف عاقل كه بدون فكر سخن نمى‌‌‌گوید).

حدیث 24

الْـمُؤْمِنُ بَرَكَةٌ عَلَى الْمؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَى الْكافِرِ.[24]

وجود شخص مؤمن براى دیگر مؤمنین بركت و سبب رحمت مى‌‌‌باشد و نسبت به كفّار و مخالفین حجّت و دلیل است.

حدیث 25

لا یَشْغَلُكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوضٍ.[25]

مواظب باش كه طلب روزى ـ كه از طرف خداوند متعال تضمین شده ـ تو را از كار و اعمالِ واجب باز ندارد (یعنى؛ مواظب باش كه به جهت تلاش و كار بیش از حدّ نسبت به واجبات سُست و سهل انگار نباشى).

حدیث 26

جُرْأةُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ فی صِغَرِهِ تَدْعُو إلَى الْعُقُوقِ فى كِبَرِهِ. [26]

رو پیدا كردن و جرئ شدن فرزند هنگام طفولیّت در مقابل پدر، سبب مى‌‌‌شود كه در بزرگى مورد نفرین و غضب پدر قرار گیرد.

حدیث 27

أجْمِعْ بَیْنَ الصَّلاتَیْنِ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، تَرىٰ ما تُحِبُّ. [27]

نماز ظهر و عصر را دنبال هم ـ بدون فاصله ـ انجام بده، كه در نتیجه آن فقر و تنگ دستى را از بین مى‌‌‌رود و به مقصود خود خواهى رسید.

حدیث 28

أوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهةِ، أعْبَدُ النّاسِ مَنْ أقامَ الْفَرائِضَ، أزْهَدُ النّاس مَنْ تَرَكَ الْـحَرامَ، أشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ. [28]

پارساترین مردم آن كسى است كه از موارد گوناگون شبهه و مشكوك اجتناب و دورى نماید؛ عابدترین مردم آن شخصى است كه قبل از هر چیز، واجبات الهى را انجام دهد؛ زاهدترین انسان‌‌‌ها آن فردى است كه موارد حرام و خلاف را مرتكب نشود؛ قوى‌ترین اشخاص آن شخصى است كه هر گناه و خطائى را ـ در هر حالتى كه باشد ـ ترك نماید.

حدیث 29

لا یَعْرِفُ النِّعْمَهَ إلاَّ الشّاكِرُ، وَلا یَشْكُرُ النِّعْمَةَ إلَّا الْعارِفُ. [29]

كسى قدر نعمتى را نمى‌‌‌داند مگر آن كه شكرگزار باشد و كسى نمى‌‌‌تواند شكر نعمتى را انجام دهد مگر آن كه اهل معرفت باشد.

حدیث 30

مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا یُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ: لَیْتَنى لا أُؤاخِذُ
إلاّ بِهذا. [30]

بعضى از گناهانى كه آمرزیده نمى‌‌‌شود: خلافى است كه شخصى انجام دهد و بگوید: اى كاش فقط به همین خلاف عِقاب مى‌‌‌شدم، یعنى؛ گناه در نظرش ناچیز و ضعیف باشد.

حدیث 31

بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَكُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ، یَطْرى أخاهُ شاهِداً وَ یَأكُلُهُ غائِباً، إنْ أُعْطِىَ حَسَدَهُ، وَ إنْ ابْتُلِىَ خَذَلَهُ. [31]

بد آدمى‌ است آن كه داراى دو چهره و دو زبان مى‌‌‌باشد؛ دوست و برادرش را در حضور، تعریف و تمجید مى‌‌‌كند ولى در غیاب و پشت سر، بدگوئى و مذمّت مى‌‌‌نماید كه همانند خوردن گوشت‌‌هاى بدن او محسوب مى‌‌‌شود، چنین شخص دو چهره اگر دوستش در آسایش و رفاه باشد حسادت مى‌ورزد و اگر در ناراحتى و سختى باشد با زخم زبان زدن او را خوار نماید.

حدیث 32

مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُـرُّ بِهِ، وَ الْـجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْـمَجْلِسِ. [32]

یكى از نشانه‌‌هاى تواضع و فروتنى آن است كه به هركس برخورد نمائى سلام كنى و در هنگام ورود به مجلس هر كجا، جا بود بنشینى (نه آن كه به زور و زحمت براى دیگران جائى را براى خود باز كنى).

حدیث 33

مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الْمَجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللهُ وَ مَلائِكَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّى یَقُومَ، مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُّرُ بِهِ. [33]

كسى كه متكبّر نباشد و موقع ورود به مجلس هر كجا جائى بود بنشیند تا زمانى كه حركت نكرده باشد خدا و ملائكه‌هایش بر او درود و رحمت مى‌‌‌فرستند؛ از علائم و نشانه‌‌هاى تواضع و فروتنى آن است كه به هر شخصى برخورد نمودى سلام كنى.

حدیث 34

لا تُمارِ فَیَذْهَبُ بَهاؤُكَ، وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأُ عَلَیْكَ.[34]

با كسى جدال و نزاع نكن كه بهاء و ارزش خود را از دست مى‌‌‌دهى، با كسى شوخى و مزاح ـ ناشایسته و بى مورد ـ نكن وگرنه افراد بر تو جرىء و چیره خواهند شد.

حدیث 35

قالَ7: مَنْ آثَرَ طاعَةَ أبَوَىْ دینِهِ مُحَمَّد وَ عَلىٍّ8 عَلى طاعَهِ أبَوَىْ نَسَبِهِ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِهُ: لَاُؤَ ثِرَنَّكَ كَما آثَرْتَنى، وَلَاُشَرِّفَنَّكَ بِحَضْرَهِ أبَوَىْ دینِكَ كَما شَرَّفْتَ نَفسَكَ بِإیثارِ حُبِّهِما عَلى حُبِّ أبَوَیْ نَسَبِكَ. [35]

كسى كه مقدّم دارد طاعت و پیروى پیغمبر اسلام حضرت محمّد و امیرالمؤمنین امام علىّ8 را بر پیروى از پدر و مادر جسمانى خود، خداوند متعال به او خطاب مى‌‌‌نماید: همان طورى كه دستورات مرا بر هر چیزى مقدّم داشتى، تو را در خیرات و بركات مقدّم مى‌‌‌دارم و تو را همنشین پدر و مادر دینى یعنى حضرت رسول و امام علىّ8 مى‌‌‌گردانم، همان طورى كه علاقه و محبّت ـ عملى و اعتقادى ـ خود را نسبت به آن‌‌‌ها بر هر چیزى مقدّم داشتى.

حدیث 36

لَیْسَ مِنَ الاْدَبِ إظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.[36]

از ادب ـ و اخلاق انسانى و اسلامى‌ ـ نیست كه در حضور شخص مصیبت دیده و غمگین، اظهار شادى و سرور كند.

حدیث 37

مَنْ كانَ الْوَرَعُ سَجّیَتَهُ، وَالْكَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَالْحِلْمُ خُلَّتَهُ، كَثُرَ صَدیقُهُ وَالثَّناءُ عَلَیْهِ. [37]

هركس ورع و احتیاط در روش زندگیش، بزرگوارى و سخاوت عادت برنامه‌‌اش و صبر و بردبارى برنامه‌‌اش باشد؛ دوستانش زیاد و تعریف كنندگانش بسیار خواهند بود.

حدیث 38

أعْرَفُ النّاسِ بِحُقُوقِ إخْوانِهِ، وَأشَدُّهُمْ قَضاءً لَها، أعْظَمُهُمْ عِنْدَ اللهِ شَأناً. [38]

هركس حقوق هم نوعان خود را بشناسد و رعایت كند و مشكلات و نیازمندى‌‌هاى آن‌‌‌ها را برطرف نماید، در پیشگاه خداوند داراى عظمت و موقعیّتى خاص خواهد بود.

حدیث 39

اِتَّقُوا اللهُ وَ كُونُوا زَیْناً وَ لا تَكُونُوا شَیْناً، جُرُّوا إلَیْنا كُلَّ مَوَّدَة، وَ ادْفَعُوا
عَنّا كُلُّ قَبیح، فَإنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حُسْنٍ فَنَحْنُ أهْلُهُ، وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوءٍ فَما
نَحْنُ كَذلِكَ. [39]

تقواى الهى را ـ در همه امور ـ رعایت كنید، و زینت بخش ما باشید و مایه ننگ ما قرار نگیرید، سعى كنید افراد را به محبّت و علاقه ما جذب كنید و زشتى‌‌‌ها را از ما دور نمائید؛ درباره ما آنچه از خوبى‌‌‌ها بگویند صحیح است و ما از هر گونه عیب و نقصى مبّرا خواهیم بود.

حدیث 40

یَأتی عُلَماءُ شیعَتِنَاالْقَوّامُونَ لِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ عَلى رَأسِ كُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ تاجُ بَهاء، قَدِ انْبَثَّتْ تِلْكَ الانْوارُ فى عَرَصاتِ الْقِیامَةِ وَ دُورِها مَسیرَةَ ثَلاثِمِائَةِ ألْفِ سَنَه. [40]

آن دسته از علماء و دانشمندان شیعیان ما كه در هدایت و رفع مشكلات دوستان و علاقه‌مندان ما، تلاش كرده‌اند، روز قیامت در حالتى وارد صحراى محشر مى‌‌‌شوند كه تاج كرامت بر سر نهاده و نور وى، همه جا را روشنائى مى‌‌‌بخشد و تمام أهل محشر از آن نور بهره‌مند خواهند شد.

 


[1]. اصول كافى: ج1، ص519، ح11.

[2]. حدیقه الشّیعه: ج2، ص194، وافى: ج4، ص177، ح42.

[3]. مستدرك الوسائل: ج11، ص183، ح12690.

[4]. تحف العقول: ص489، س 13، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح26.

[5]. مستدرك الوسائل: ج12، ص261، ح14061.

[6]. مستدرك الوسائل: ج8، ص351، ح5، بحارالأنوار: ج71، ص198، ح34.

[7]. بحارالأنوار: ج50، ص296، ضمن ح70.

[8]. مستدرك الوسائل: ج12، ص261، س 15، بحارالأنوار: ج75، ص401، ضمن ح42.

[9]. بحارالأنوار: ج1، ص95، ح27.

[10]. تحف العقول: ص489 س 20، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح33.

[11]. بحارالأنوار: ج68، ص336، س 21، ضمن ح22.

[12]. تحف العقول: ص498 س 22، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح35.

[13]. بحارالأنوار: ج71، ص188، ح15.

[14]. تحف العقول: ص489، س 17، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح24.

[15]. بحارالأنوار: ج75، ص372، ح11.

[16]. أعیان الشّیعه: ج2، ص41، س 30، بحارالأنوار: ج75، ص372، ح12.

[17]. احتجاج طبرسى: ج2، ص517، ح340، بحارالأنوار: ج41، ص55، ح5.

[18]. طب الائمّه سیّد شبّر: ص331، س 8 .

[19]. بحارالأنوار: ج75، ص372، س 21، ضمن ح12.

[20]. أعیان الشّیعه: ج2، ص42، س 2، بحارالأنوار: ج75، ص373، ح19.

[21]. أعیان الشّیعه: ج2، ص42، س 29، بحارالأنوار: ج75، ص380، س 1.

[22]. أعلام الدّین: ص313، س 3، بحارالأنوار: ج75، ص379، س 18 .

[23]. تحف العقول: ص489، س 8، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح21.

[24]. تحف العقول: ص489، س 7، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح20.

[25]. تحف العقول: ص489، س 9، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح22.

[26]. تحف العقول: ص489، س 14، بحارالأنوار: ج75، ص374، ح27.

[27]. كافى: ج3، ص287، ح6.

[28]. أعیان الشّیعه: ج2، ص42، س 1، بحارالأنوار: ج75، ص373، ح18 .

[29]. أعلام الدّین دیلمى‌: ص313، س 3، بحارالأنوار: ج75، ص378، س 16.

[30]. غیبه شیخ طوسى: ص207، ح176، بحارالأنوار: ج50، ص250، ح4.

[31]. بحارالأنوار: ج75، ص373، ح14.

[32]. بحارالأنوار: ج75، ص372، ح9.

[33]. بحارالأنوار: ج78، ص466، ح12، به نقل از تحف العقول.

[34]. أعیان الشّیعه: ج2، ص41، س 23، بحارالأنوار: ج75، ص370، ح1.

[35]. تفسیر الإمام العسكرى7: ص333، ح210.

[36]. بحارالأنوار: ج75، ص374، ح28 .

[37]. أعلام الدّین: ص314، س 7، بحارالأنوار: ج75، ص379، س 22.

[38]. احتجاج طبرسى: ج2، ص517، ح340.

[39]. بحارالأنوار: ج75، ص372، س 18 .

[40]. تفسیر الإمام العسكرى7: ص345، ح226.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: