و بر همين اساس رواياتي داريم كه دلالت دارد بر آنكه: لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الارْضُ بِأَهْلِهَا. «اگر امام و حجّت نباشد، زمين مردم روي خود را در كام خود فرو ميبرد. »
در اين باره مرحوم كلينيّ در «كافي» رواياتي با إسناد متّصل خود از ائمّة طاهرين: روايت ميكند.[1]
و مفاد اين روايات اينست كه در صورت نبودن امام، عالَم، عالَم نيستي و عدم است.
اگر امام نباشد، نه تنها انسان بلكه حيوان و جنّ و ملائكه و زمين و زمان عدمند؛ نه اينكه خاكسترند، چون خاكستر هم موجودي است و قوامش به وجه الله است، بلكه عدم محضند.
علّت اينكه خداوند وجه الله را هلاك نفرموده و در آية نفخ صور به صورت استثناء بيان نموده است، نه يك عنوان تشريفاتي و اعتباري است، بلكه بر اساس يك حقيقت عالي است.
كلمات قرآن مجيد، متين و استوار و قاطع است، نه مزاح و شوخي؛ ﴿إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ مَا هُوَ بِالْهَزْلِ﴾.[2]
در بحث أعراف هم بعد از آنكه خداوند مفصّلاً حالت بهشتيها را بيان ميكند و گفتگوي آنها را با جهنّميها و عذابهاي آنان، و گفتگوي جهنّميها را با بهشتيها بيان ميفرمايد، سپس ميگويد يك حجابي بين اين دو دسته ميباشد كه بر روي آن مرداني قرار دارند:
﴿وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسيماهُمْ﴾.[3]
«بين بهشتيها و جهنّميها ديواري (و كوهي چنانچه در روايات وارد است) كشيده ميشود، و آن حجاب همان أعراف است كه در روي آن مرداني قرار گرفتهاند كه تمام اهل بهشت و اهل جهنّم را از سيمايشان ميشناسند. »
چشمههاي آب بهشت كه از چشمة آب خالص و شير و عسل مصفّي و شراب لذيذ است از زير آن كوه جاري است. و اين چهار نهر از چهار چشمه، و آنها از چشمة تسنيم جدا ميشود؛ و چشمة تسنيم از زير قدمهاي أميرالمؤمنين و معصومين ديگر كه بر فراز آن كوه استقرار دارند جاري ميگردد.
[1]. «اصول كافي»، ج1، ص178 و 179.
[2]. آیه 13 و 14، از سوره 86: الطّارق.
[3]. قسمتي از آیه 46، از سوره 7: الاعراف.