borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
دستورالعمل‌های وکالتی

[1]. رجال كشى، ص608 . خشونت و شدت عمل متوكل، منجر به بازداشت و دستگیرى شیعیان مى‌‌‌گردید و برخى از وكلاى امام به سبب همین خشونت ها، در بغداد، مدائن و كوفه و سایر نقاط عراق زیر شكنجه درگذشتند و عده‌اى دیگر به زندان افتادند

حضرت امام هادى7 براى ساماندهى وكلا هر از گاهى عزل و نصب‌‌‌‌‌هایى انجام مى‌‌‌دادند و در دستورالعمل‌‌هاى خود به راهنمایى آنان مى‌‌‌پرداختند.

در اینجا براى درك بهتر شرائط و نحوه ارتباط آن حضرت با وكلاى خود به نقل تعدادى از این نامه‌‌‌ها مى‌‌‌پردازیم :

آن حضرت در سال 232 قمرى طى نامه‌اى به على بن بلال وكیل محلى خود در بغداد نوشت: من ابوعلى را به جاى على بن حسین عبد ربه منصوب كردم. این مسؤولیت را بدان جهت به او واگذار كردم كه وى از صلاحیت لازم به اندازه كافى برخوردار است، آن چنان كه هیچ كس بر او برترى ندارد. مى‌‌‌دانم كه تو بزرگ ناحیه خود هستى، به همین دلیل خواستم طى نامه جداگانه‌اى تو را از این موضوع آگاه كنم. در عین حال لازم است از او پیروى كرده و وجوه جمع آورى شده را به وى بسپارى. پیروان دیگر ما را نیز به این كار سفارش كن و به آنان چنان آگاهى ده كه وى را یارى كنند تا بتواند وظایف خود را انجام دهد. [1]

امام هادى7 در نامه‌اى دیگر به وكلاى خود در بغداد، مدائن و كوفه مى‌‌‌فرماید: اى ایوب بن نوح بر اساس این فرمان از برخورد با ابوعلى خوددارى كن، هر دو موظفید در ناحیه خاص خویش به وظایفى كه بر عهده‌تان واگذار شده عمل كنید، در این صورت مى‌‌‌توانید وظایف خود را بدون نیاز به مشاوره با من انجام دهید.

اى ایوب! بر اساس این دستور هیچ چیز از مردم بغداد و مدائن نپذیر و به هیچ كسى از آنان اجازه تماس با مرا نده. اگر كسى وجوهى را از خارج از حوزه مسئولیت تو آورد، به او دستور بده به وكیل ناحیه خود بفرستد.

اى ابوعلى! به تو نیز سفارش مى‌‌‌كنم كه آنچه را به ابو ایوب دستور دادم عینا اجرا كنى.

همچنین امام نامه‌اى توسط ابو على بن راشد به پیروان خود در بغداد، مدائن، عراق و اطراف آن فرستاد و طى آن نوشت: من ابو على بن راشد را به جاى على بن حسین بن عبد ربه و وكلاى قبلى خود برگزیدم و اینك او نزد من به منزله على بن حسین بن عبد ربه است. اختیارات وكلاى قبلى را نیز به ابو على بن راشد دادم تا وجوه مربوط به من را بگیرد و او را كه فردى شایسته و مناسب است، براى پرداخت وجوه نزد او بروید. مبادا رابطه خود را با او تیره سازید، اندیشه مخالفت با او را از اذهان خود خارج سازید. به اطاعت خدا و پاك كردن اموالتان بشتابید، از ریختن خون یكدیگر خوددارى كنید، یكدیگر را در راه نیكوكارى و تقوا یارى دهید و پرهیزگار باشید تا خدا شما را مشمول رحمت خویش قرار دهد.[2]

همگى به ریسمان خدا چنگ بزنید و نمیرید مگر آنكه مسلمان باشید. من فرمانبردارى از او را همچون اطاعت از خودم لازم مى‌‌‌دانم و نافرمانى نسبت به او را نافرمانى در برابر خودم مى‌‌‌دانم، پس بر همین شیوه باقى باشید كه خداوند به شما پاداش مى‌‌‌دهد و از فضل خود وضع شما را بهبود بخشد. او از آنچه در خزانه خود دارد، بخشنده و كریم و نسبت به بندگان خود سخاوتمند و رحیم است. ما و شما در پناه او هستیم.

این نامه را به خط خود نوشتم.

سپاس و ستایش بسیار، تنها شایسته خدا است. [3]

على بن جعفر یكى دیگر از نمایندگان حضرت امام هادى7 و اهل همینیا، از قریه‌‌هاى اطراف بغداد، بود. گزارش فعالیت‌‌هاى او به متوكل رسیده بود، متوكل او را بازداشت و زندانى كرد. او پس از گذراندن دوران طولانى زندان، آزاد شد و به دستور آن حضرت رهسپار مكه شد و در آن شهر ماندگار شد. [4]

به هر حال خشونت و شدت عمل متوكل، منجر به بازداشت و دستگیرى شیعیان مى‌‌‌گردید و برخى از وكلاى امام به سبب همین خشونت‌ها، در بغداد، مدائن و كوفه و سایر نقاط عراق زیر شكنجه درگذشتند و عده‌اى دیگر به زندان افتادند.[5]


[1]. همان، ص513؛ تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ص137.

[2]. نبود تماس مستقیم بین امام7 و پیروانش، نقش مذهبى، سیاسى وكلا را افزایش مى‌‌‌داد. وكلاى امام معمولا از طریق افراد مورد اعتماد، كه براى حج یا براى زیارت قبر امام حسین7 به حجاز و عراق رفتند، با امام مكاتبه مى‌‌‌كردند و گاه و بیگاه برخى از این وكلا شناسایى مى‌‌‌شدند و از سوى دستگاه حكومت زندانى و مورد آزار و شكنجه قرار مى‌‌‌گرفتند.

[3]. رجال كشى، ص513 و 514؛ امامان شیعه و جنبشهاى مكتبى، ص323.

[4]. رجال كشى، ص607؛ اثبات الوصیهٔ، ص233.

[5]. رجال كشى، ص603 و 607؛ تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم7، ص83؛ الغیبهٔ، ص212.

.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: