borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد دهم»
گفتار علّامه مجلسى

علامه مجلسى رحمهٔ الله در هنگام شرح این زیارت چنین مى‌‌‌گوید: این زیارتى است که جامع همه زیارت‌‌هاى امامان معصوم: در مزارشان، مى‌‌‌باشد و زیارت کننده مى‌‌‌تواند به وسیله این زیارت، تمام امامان: را، چه امام حاضر که مقابل مرقدش ‍ایستاده و چه امامى‌ که مرقدش دور است، زیارت کند.

و اگر در زیارت جامعه امام اول قصد شود، دیگر امامان: به تبع قصد شوند و من نیز به این صورت این زیارت را قرائت مى‌‌‌کردم که در رؤیاى صادق، مورد تایید و تحسین حضرت امام ابى الحسن على بن موسى الرضا8 قرار گرفتم.

و در هنگامى‌ که خداوند توفیق زیارت امیرالمؤمنین7 و مجاهده و ریاضت در کنار مرقد شریف آن حضرت را به من عطا فرمود، و به برکت مولایم درهاى مکاشفات که عقل‌‌هاى ناتوان نمى‌‌‌توانند آن را تحمل کنند، به رویم گشوده شده بود، در رواق عمران نشسته بودم و در عالم خواب - و اگر خواستى بگو در بین خواب و بیدارى - دیدم که در سرَّ مَن راى یعنى سامرا هستم و آرامگاه آن دو بزرگوار بسیار بلند و مزین شده است.

در این هنگام مولایم و مولاى همه مردم، حضرت امام زمان4 را در حالى که پشت به قبر و صورت مبارکش به طرف در بود، نشسته دیدم، وقتى ایشان را دیدم با صداى بلند همچون مداحان شروع به خواندن این زیارت جامعه کردم، چون زیارت به پایان رسید، حضرت فرمود: چه زیارت خوبى است.

گفتم: «مولاى من! این زیارت جد توست » و به قبر ایشان اشاره کردم.

امام فرمود: بله، اکنون داخل شو!

پس چون داخل شدم نزدیک در ایستادم، حضرت فرمود: پیش بیا.

گفتم: مولاى من! مى‌‌‌ترسم از این که، با ترک ادب در محضر شما، از کافران گردم.

حضرت فرمود: اگر با اجازه ما باشد، اشکالى ندارد.

پس کمى‌ جلوتر رفتم در حالى که بیمناک و لرزان بودم، حضرت فرمود: پیش بیا، پیش بیا!

من جلو رفتم تا این که نزدیک ایشان شدم.

فرمود: بنشین.

گفتم: مى‌‌‌ترسم.

فرمود: نترس!

پس من در مقابل حضرت همچون یک بنده ذلیل در پیشگاه مولاى جلیل نشستم.

حضرت فرمود: راحت باش و چهار زانو بنشین! زیرا پیاده و پابرهنه آمده‌اى و خسته شده‌اى.

خلاصه آنکه از طرف آن مولاى عزیز به این بنده حقیر، الطاف و بخشش‌‌هاى زیادى، که شمارش آن ممکن نیست، رسید و نیز گفتگوهاى لطیفى بین من و آن حضرت انجام شد که من بیشتر آن را فراموش کردم. سپس از خواب بیدار شدم و بعد از این که مدت زیادى راه زیارت بسته شده بود، زیرا موانع بزرگى در سر راه گذاشته بودند، اسباب زیارت فراهم شد و راه زیارت به صورت پیاده و پابرهنه، همان طور که امام زمان4 فرموده بود، گشوده شد.

و همچنین شبى در آرامگاه مقدس بودم و چند مرتبه این زیارت را قرائت کردم که با خواندن این زیارت در آرامگاه و بین راه، کرامات عجیبى، بلکه معجزات بزرگى برایم ظاهر شد، که ذکرش به طول مى‌‌‌انجامد.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: